CIVILICA We Respect the Science
(ناشر تخصصی کنفرانسهای کشور / شماره مجوز انتشارات از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی: ۸۹۷۱)

روانشناسی اخلاقی تنظیم کننده روابط است: محرک های اخلاقی برای یکپارچگی، سلسله مراتب، تساوی، و تناسب

عنوان مقاله: روانشناسی اخلاقی تنظیم کننده روابط است: محرک های اخلاقی برای یکپارچگی، سلسله مراتب، تساوی، و تناسب
شناسه ملی مقاله: ESPCER03_037
منتشر شده در سومین کنفرانس بین المللی علوم تربیتی، روانشناسی، مشاوره، آموزش و پژوهش در سال 1400
مشخصات نویسندگان مقاله:

سمانه محمدزاده - دانش آموخته کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد مرودشت، مرودشت، ایران
مریم میرشکاری - دانش آموخته کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد مرودشت، مرودشت، ایران
سعید میرشکاری - دانش آموخته کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد مرودشت، مرودشت، ایران
بهنام رازقی - دانش آموخته کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد مرودشت، مرودشت، ایران
غلامرضا علی پور - دانشجوی دکترای روانشناسی تربیتی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران

خلاصه مقاله:
عدم توافق اخلاقی واقعی وجود دارد و گسترده است. به منظور درک چنین عدم توافقی، ما انواع اساسی روابط اجتماعی که افراد در فرهنگ های مختلف ایجاد می کنند و وظایف و موانع اخلاقی مجزایی که این روابط دارند را بررسی می کنیم. ما نظریه مدل های روابط را توسعه می دهیم تا چهار محرک اخلاقی مجزا و اساسی را شناسایی کنیم. یکپارچگی، محرکی است که از تمامیت گروه ها با دوری از و حذف تهدیدها مراقبت و حمایت می کند و بر مبنای نیاز با احساسات همدلانه از تمامیت گروه ها مراقبت می کند. سلسله مراتب به رتبه بندی گروه های اجتماعی احترام می گذارد که در آن باید به مافوق ها رجوع کرد و به آن ها احترام گذاشت، مافوق ها همچنین باید رهبری، هدایت،و مراقبت کنند (Fiske, ۱۹۹۱). تساوی محرکی برای رفتار بربر و متوازن، گفت و گوی برابر و فرصت برابر است. تناسب محرکی برای تنبیه و پاداش است تا با شایستگی متناسب باشد، با کمک ها سنجیده شده باشدف و قضاوت ها بر مبنای مطلوبیت جمع هزینه ها و مزایا باشد. این ۴ محرک اخلاقی، جهانی هستند اما فرهنگ، ایدئولوژی ها و افراد جایی که این انگیزه ها فعال میشوند، متفاوت هستند. برخلاف نظریه های موجود نظریه تنظیم روابط پیش بینی می کند که هر اقدامی شامل خشونت، رفتار نابرابر، و اقدام نادرست ممکن است بسته به محرک اخلاقی بکار گرفته شده و چگونگی ایجاد روابط اجتماعی مرتبط به عنوان یک اقدام اخلاقی درست درنظرگرفته شود. این رویکرد، درک سادهتر دیدگاه اخلاقی که ما با آن مخالف هستیم را ساده می کند و الگویی برای چگونگی تاثیرگذاری بر محرک های اخلاقی و اقدامات در جهان فراهم می کند. (Haidit, ۲۰۰۷; Hauser, ۲۰۰۶; Turiel۱۹۸۳)

کلمات کلیدی:
اخلاق، عدالت اجتماعی، فرهنگ، انصاف، خشونت

صفحه اختصاصی مقاله و دریافت فایل کامل: https://civilica.com/doc/1258936/