نقش هوش مصنوعی و بلاک چین در اجرای مالیات و کنترل فرار مالیاتی

Publish Year: 1402
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: Persian
View: 49

This Paper With 13 Page And PDF Format Ready To Download

  • Certificate
  • من نویسنده این مقاله هستم

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این Paper:

شناسه ملی سند علمی:

JR_JRMA-6-4_024

تاریخ نمایه سازی: 22 خرداد 1403

Abstract:

هوش مصنوعی و بلاک چین دو فناوری نوظهور هستند که به طور فزاینده ای در حوزه های مختلف، از جمله اجرای مالیات و کنترل فرار مالیاتی، به کار گرفته می شوند. در این چکیده، به بررسی نقش این دو فناوری در بهبود و کارآمدی سیستم های مالیاتی و جلوگیری از فرار مالیاتی پرداخته می شود. هوش مصنوعی قادر است فرآیندهای مالیاتی را اتوماتیک کرده و زمان و هزینه های اجرایی را کاهش دهد. این فناوری می تواند امور محاسباتی پیچیده را با دقت و سرعت بیشتری انجام دهد. هوش مصنوعی می تواند حجم عظیمی از داده های مالی را تحلیل کرده و الگوهای مشکوک به فرار مالیاتی را شناسایی کند. الگوریتم های یادگیری ماشین می توانند رفتارهای غیرعادی را از طریق بررسی تاریخچه معاملات و پرداخت ها تشخیص دهند. با استفاده از تکنیک های پیشرفته هوش مصنوعی، می توان تقلب ها و عدم تطابق ها را در اظهارنامه های مالیاتی شناسایی کرد. این تکنیک ها شامل تحلیل رفتاری، کشف ناهنجاری ها و شبکه های عصبی عمیق می شوند. بلاک چین با ایجاد یک دفتر کل توزیع شده، شفافیت در تراکنش های مالی را افزایش می دهد. این شفافیت به کاهش فرصت های فرار مالیاتی کمک می کند زیرا تمامی تراکنش ها به صورت عمومی و غیرقابل تغییر ثبت می شوند. فناوری بلاک چین امکان ردیابی دقیق تراکنش های مالی را فراهم می کند. این ویژگی به مقامات مالیاتی کمک می کند تا جریان پول را به طور موثرتری دنبال کرده و فعالیت های مشکوک را شناسایی کنند. قراردادهای هوشمند مبتنی بر بلاک چین می توانند اجرای خودکار قوانین مالیاتی را تضمین کنند. این قراردادها با اجرای خودکار قوانین و مقررات، می توانند میزان تقلب و فرار مالیاتی را کاهش دهند. بلاک چین با استفاده از رمزنگاری قوی، امنیت داده های مالی را تضمین می کند. این ویژگی مانع از دستکاری و تغییر داده ها توسط افراد غیرمجاز می شود.

Keywords:

هوش مصنوعی (AI) , بلاکچین , کنترل فرار مالیاتی , شفافیت مالی , اتوماتیک سازی فرآیندهای مالیاتی.

Authors

حمید نورآبادی

کارشناسی ارشد مدیریت دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی، یزد، ایران