نقدی بر گژراهه ساماندهی آموزش عالی ایران از منظر ماهیت و چیستی دانشگاه

Publish Year: 1398
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: Persian
View: 521

متن کامل این Paper منتشر نشده است و فقط به صورت چکیده یا چکیده مبسوط در پایگاه موجود می باشد.
توضیح: معمولا کلیه مقالاتی که کمتر از ۵ صفحه باشند در پایگاه سیویلیکا اصل Paper (فول تکست) محسوب نمی شوند و فقط کاربران عضو بدون کسر اعتبار می توانند فایل آنها را دریافت نمایند.

  • Certificate
  • من نویسنده این مقاله هستم

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این Paper:

شناسه ملی سند علمی:

HEOCONF01_018

تاریخ نمایه سازی: 2 دی 1398

Abstract:

هدف از مقاله حاضر بررسی اهداف مورد انتظار ذینفعان آموزش عالی کشور از ساماندهی دانشگاه هاست. با بهره گیری از روش تحلیلی - انتقادی موضوع ساماندهی در آموزش عالی ایران بررسی شده است. تعبیر ما از این گژراهه ناتوانی دانشگاه در معناسازی و توازن و تعادل و اتصال نظام معرفت، نظام قدرت، نظام ثروت و نظام منزلت اجتماعی است. در این راستا تالش شده تا اصالحات و ساماندهی های آموزش عالی بویژه بعد از انقالب اسلامی در پرتو ماهیت و چیستی دانشگاه بررسی شود. نتایج این تحلیل انتقادی بیانگر آنست که دانشگاه چه در قبل از انقالب و چه بعد از آن از ماهیت و چیستی واقعی خود فاصله گرفته است. گرچه در زمان انقالب اسلامی انتظار میرفت ماهیت و چیستی دانشگاه در سه مولفه استقالل آکادمیک، استقلال سازمانی، و وحدت پژوهش و آموزش بازخوانی شود. اما مجموعه سیاست گذاری ها و اقدامات و عملیات اجرایی شده در نظام آموزش عالی کشور (اعم از دانشگاه های دولتی وابسته به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و دانشگاه های علوم پزشکی، پیام نور، علمی–کاربردی و فنی و حرفهای، موسسات غیردولتی- غیرانتفاعی، دانشگاه آزاد) مرتبط با سه مولفه فوق نشان داده است که گژراهه-ای در آموزش عالی بوجود آمده است. چنین گژراهه ای ضرروتها و بایسته های لازم برای بستر سازی و یا حمایت از ظهور نظمی در جامعه ایرانی مبتنی بر تعامل و توازن نظام های معرفت، قدرت، ثروت و نظام منزلت اجتماعی ناتوان بوده است. بی توجهی به چیستی و ماهیت دانشگاه باعث شده که استقالل نظام آموزش عالی از سوی مسئولان مورد غفلت قرار گیرد. در واقع ، حوزه تعامل و یا تقابل چهار حوزه علم ورزی (گسترش کمی و کیفی دانشگاه)، حوزه سیاست (قدرت)، حوزه اقتصاد (سود و زیان و ثروت اندوزی) و فرهنگ (منزلت اجتماعی و فرهنگی،اقناع، استدالل، قلب، هنر و ادبیات و ذوق...) از همدیگر، موجب نابسامانی در جایگاه و حوزه اختیارات بازیگران ارشد سیاست گذاری توسعه دانشگاه و آموزش عالی کشور شده است. چنین گژراه های در هر دوره زمانی کشور و نهاد علم و دانشگاه را با چالش هایی متعددی مواجه ساخته است. لذا مساله ساماندهی در چنبره این گژراهه در حال گسترش بوده اما سیاستگذاران ارشد آموزش عالی ایران چنین اندیشه کرده اند که اولویت دادن به تجمیع موسسات آموزش عالی حلال بحران های آموزش عالی ایران است. چنین تحلیل و تبیینی و اختصاص بخش زیادی از جلسات مدیران ارشد شورای عالی انقالب فرهنگی، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و مجلس شورای اسلامی و دیگر نهادهای ذینفع به ساماندهی فیزیکی موسسات به جای برگرداندن دانشگاه به مسیر اصیل خود عمق گژراهه کنونی را فزونتر می سازد. بر این اساس میتوان بیان داشت رویکرد کنونی به ساماندهی یعنی تجمیع موسسات نگاهی تقلیل گرایانه و سطحی به مساله ای عمیق به نام بحران گژراهه در ماهیت و چیستی و مولفه های اصیل دانشگاه در برقراری تعامل و توازن نظام معرفت، نظام قدرت، نظام ثروت و نظام منزلت اجتماعی جامعه ایران است مساله ای که نیازمند توجه اساسی و بازسازی است.

Authors

یداله مهرعلیزاده

استاد دانشگاه شهید چمران اهواز