بررسی آثار حقوقی ازدواج برای زن و مرد؟!

20 فروردین 1403 - خواندن 6 دقیقه - 447 بازدید


بررسی آثار حقوقی ازدواج برای زن و مرد؟!

امیرحسین صفدری محقق و پژوهشگر علم حقوق

یکی از مهم ترین عقودی که هر یک از افراد جامعه ما با آن رو به رو می شود عقد نکاح می باشد، به زبان ساده عقد نکاح یعنی همان ازدواج کردن که معنا و مفهوم آن برای همه ی افراد جامعه ی ما مشخص می باشد. باید این نکته مهم را هم گفت که عقد نکاح یا همان ازدواج کردن علاوه بر آثار روحی و روانی و دیگر آثار، دارای آثار مهمی از لحاظ حقوقی هم نیز می باشد، آثاری که ازدواج زن و مرد به لحاظ حقوقی و قانونی برای هر دو نفر آن ها به همراه دارد بسیار مهم و تاثیرگزار در آینده آن ها می باشد.

از نظر علم حقوق همین که نکاح بین زن و مرد واقع شود حقوق و تکالیفی برای هر دو نفر ایجاد می شود که به آن آثار نکاح می گویند. قانونگذار ما هم در ماده 1102 قانون مدنی می گوید: همین که نکاح به طور صحت واقع شد روابط زوجیت بین طرفین موجود و حقوق و تکالیف زوجین در مقابل همدیگر برقرار می شود. این که قانون برای زن و مرد حقوقی قرار داده است نشانه تضمین خوشبختی آن ها نیست بلکه آن چیزی که باعث سعادت و خوشبختی زن و مرد در زندگی مشترک می شود: اخلاق خوب، صداقت، محبت، متعهد بودن، مسولیت پذیر بودن و... نیز می باشد.

آثار حقوقی نکاح را می توانیم به دو بخش تقسیم کنیم: بخش اول آثاری می باشد که دارای جنبه مالی است و بخش دوم آثاری است که دارای جنبه غیرمالی می باشد. در قوانین کشور ما و حتی فرهنگ کشور ما زن و شوهر را به حسن معاشرت و رفتار خوب با هم تشویق کرده اند و در همین خصوص هم قانونگذار ما در ماده 1103 قانون مدنی بیان می کند: زن و شوهر مکلف به حسن معاشرت با یکدیگرند. منظور از حسن معاشرت یعنی این که زن و مرد با عشق و صداقت باهم رفتار کنند و از دروغ، توهین، خیانت و... دوری کنند چرا که سو معاشرت باب طلاق را باز می کند. در ماده 1104 قانون مدنی قانونگذار به صراحت تاکید می کند: زوجین باید در تشیید مبانی خانواده و تربیت اولاد خود به یکدیگر معاضدت نمایند.

این نکته مهم را هم باید گفت که قانونگذار ما مطابق با ماده 1105 قانون مدنی می گوید: در روابط زوجین ریاست خانواده از خصایص شوهر است. البته که باید بگویم ریاست مرد بر خانواده بیشتر یک وظیفه اجتماعی محسوب می شود و ما نباید از این بیان قانونگذار تفسیر کنیم که هر چه مرد بگوید زن بدون تفکر و بی چون چرا باید اطاعت کند بلکه زن و شوهر باید باهم در امور خانواده مشورت و همفکری کنند و خانواده را باهم مدیریت کنند و نسبت به هم با احترام کامل رفتار کنند تا هم الگوی خوبی برای فرزندان خود باشند و هم یک زندگی پر از آرامش و موفقی داشته باشند.

در حقوق کشور ما اصولا اختیار مسکن و محل زندگی پس از ازدواج کردن با مرد می باشد و در همین خصوص قانونگذار ما در ماده 1114 قانون مدنی به صراحت می گوید: زن باید در منزلی که شوهر تعیین می کند سکنی نماید، مگر آن که اختیار تعیین منزل به زن داده شده باشد. البته که باید بگویم این مسله مربوط به نظم عمومی نیست و دو طرف می توانند ضمن عقد نکاح یا بعد از آن اختیار تعیین منزل را به زن بدهند و نباید از این اختیار سو استفاده شود منزل مشترک باید در شان هر دو نفر باشد و شوهر حق ندارد زن را وادار کند که با اقوام او در یک محل زندگی کند مگر این که چاره ای نداشته باشند و زن هم این مسله را قبول کند.

قانونگذار ما در ماده 1115 قانون مدنی در جهت حفظ سلامت زن به صراحت می گوید: اگر بودن زن با شوهر در یک منزل متضمن خوف ضرر بدنی یا مالی یا شرافتی برای زن باشد زن می تواند مسکن علی حده اختیار کند و در صورت ثبوت مظنه ی ضرر مزبور، محکمه حکم بازگشت به منزل شوهر نخواهد داد و مادام که زن در بازگشتن به منزل مزبور معذور است نفقه بر عهده ی شوهر خواهد بود. نکته ای که باید به آن اشاره کنم این است که بیم ضرر مالی و بدنی و شرافتی تنها عذر موجهی نیست که زن مسکن علی حده بخواهد بلکه اگر شوهر محلی را برگزیده باشد که در شان زن نباشد مثلا سکنا در محلی که زن دیگر شوهر آنجا باشد زن می تواند از رفتن به آن خانه امتناع کند.

البته این مسله قابل انکار نیست که زن و مرد با ازدواج کردن بخشی از استقلال و حقوق خود را از دست می دهند ولی در مقابل چیز های بهتری هم به دست می آوردند. یکی از حقوقی که ممکن است زن از دست بدهد منع اشتغال زن به هر شغلی برای زن می باشد در این خصوص قانونگذار ما در ماده 1117 قانون مدنی به صراحت می گوید: شوهر می تواند زن خود را از حرفه یا صنعتی که منافی مصالح خانوادگی یا حیثیات خود یا زن باشد منع کند. البته این نکته را باید بگویم که زن هم می تواند متقابلا چنین کاری با مرد انجام بدهد، برای تشخیص این که شغل زن منافی با مصالح خانواده هست یا نه این تشخیص با دادگاه می باشد و شوهر نمی تواند نظر خود را ملاک عمل قرار بدهد، البته که باید شغل زن با حیثیت شوهر و شغل شوهر هم با حیثیت زن همخوانی داشته باشد.