مرور تحلیلی بر مولفه های حکمی و عرفانی در داستان کیخسرو

3 اردیبهشت 1403 - خواندن 2 دقیقه - 76 بازدید

تاریخ پذیرش ۱۴۰۰/۸/۳۰

محور درون نگری و زیست فکری کیخسرو متکی به نیرویی فرا منفرد و متنفذ است که نحوه ی شکل گیری آراء خود را بر اساس الگوی رفتاری و ساختار آموزشی عینیت می بخشد و این مسئله ایست که در هر دوره ای مستلزم پردازش است. ساز و کارهای رفتاری کیخسرو که به نظر می رسد نوعی فرونسیس یا خرد اخلاقی، مبادی تلاش او برای برپایی جهان آرمانی اجتماعی است که یک حکومت الگویی را شکل می دهد. قدرت افراطی که به افراسیاب داده شده، در حقیقت مدلول محیط است. جامعه ای محصور که در راستای فزون-خواهی فرمانروا و عدم تنظیم رفتار او پیش می روند. لیکن همسویی روش های اخلاقی کیخسرو بر سرشت کائنات و برهان تلئولوژی منطبق است. عملگرایی کیخسرو پارادایم یک محرک بدون تحرک را ترسیم می-کند که تعیین کننده مسیر مینویی است. «عمل نمادین کیخسرو نشان این است که با استقرار قدرت و رفع بدی، نیکی را پاس داشت و حفاظت کند.» (مختاری، 1379: 320) اصل متعارف حاکم بر دین گرایی کیخسرو دریافت حقیقت است که رابطه اندام وار با حکمت اسلامی دارد. ابژه محدود از آنچه در عالم ذهن کیخسرو وجود دارد و در دنیای عینی تعریف می شود، دانش غیر اکتسابی است که با واسطه تزکیه نفس به او عطا می-گردد تا رفاه انسانی را ارتقا بخشد و در تقابل، اصل مشتق از اغواگری افراسیاب است که به صورت غیر مستقیم موقعیت های تنش زا ایجاد می کند. او بنا بر طبع خود اهریمن سیاسی است که در قالب انسان مدنی ظاهر می شود و از آنجایی که هدف آرمانی در خویش نمی شناسد و تنها به توسعه قدرت اجتماعی و اقتصادی خود می اندیشد، در برابر کیخسرو درمانده شده و پا به گریز می دهد. ذات فرمانروایی شاه خسرو و شخصیت او چنان تخمین ناپذیر است که فراقانون عمل می کند... 

فردوسی، حکمت، کیخسرو، انسان، اجتماع.