این اثر یاد کردی از یک داستان غم انگیز و شرح داستان پرماجرا و شورانگیز با دلپذیری بر مجموعه ی ماجرای
مجنون بهبهان که گویای سقوط یکی از بندگان باوفای خدا از جایگاه والای خویش است ، می باشد؛ زیرا او مقام والای
عشق را خوب شناخته و درک می کند. قهرمان این داستان، »االله وردی « (مرد)، که در لهجه ی محلی بهبهانی ، او را »هله وردی « یا »الوردی « می نامند،شخصیت عاشق دلسوخته ای است که همه چیز را فدای
عشق می کند، عاشق دلسوخته ای که هر چند گمنام زیست و گمنام رفت ؛ ولی به راستی رهرو طریقت
عشق است ، عشقی یک طرفه چنان کرد که همه دیوانه اش خواندند و او بدین دیوانگی ، جامه ی افتخار به تن کرد. ورود این عاشق شیدا و شیدای ، عاشق به این دیار، سال ۱۳۱۰ (ه.ش) و وفات وی در راه محبوب، در سالهای ۱۳۴۰ یا۱۳۴۱ (ه.ش) است ، و یک نگاه ، او را به مدت سی سال تمام، در سرمای سرد و گرمای خوزستان که تابستان آن را »جهنم ایران« خواندهاند، به دنبال خود کشید و هر کسی از حال طبیعی خود خارج می شد یا می شود؛ او را به این نام مثل می زدند و می زنند. لذا در این پژوهش ابتدا، ضمن معرفی و چکیدهی داستان، برای آشنایی خوانندگان به بررسی و واکاوی داستان پرداخته می شود.