نقش هنرهای تجسمی، موسیقایی و نمایشی در رشد شناختی و هیجانی دانش آموزان دبستانی
Publish place: 14th National Interdisciplinary Research Conference in Management & Humanistic Sciences
Publish Year: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: Persian
View: 50
متن کامل این Paper منتشر نشده است و فقط به صورت چکیده یا چکیده مبسوط در پایگاه موجود می باشد.
توضیح: معمولا کلیه مقالاتی که کمتر از ۵ صفحه باشند در پایگاه سیویلیکا اصل Paper (فول تکست) محسوب نمی شوند و فقط کاربران عضو بدون کسر اعتبار می توانند فایل آنها را دریافت نمایند.
- Certificate
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IRCMHS14_035
تاریخ نمایه سازی: 23 آذر 1404
Abstract:
آموزش هنر در دوره دبستان به عنوان یکی از موثرترین رویکردهای تربیتی در دهه های اخیر مورد توجه روان شناسان رشد، متخصصان علوم تربیتی و برنامه ریزان آموزشی قرار گرفته است. پژوهش ها نشان می دهد که فعالیت های هنری همچون نقاشی، موسیقی و نمایش، تنها به عنوان سرگرمی یا پر کردن اوقات فراغت کودکان مطرح نیست، بلکه نقشی اساسی در رشد شناختی، هیجانی، اجتماعی و حتی تحصیلی آنان دارد. کودکان هنگام نقاشی، مفاهیم جدید را از طریق مشاهده، تحلیل، بازنمایی و خلق تجربه می کنند که این فرایند سبب تقویت مهارت های حل مسئله، تفکر نمادین، توجه انتخابی و حافظه کاری می شود. موسیقی نیز با تحریک هم زمان نیم کره های مغز، مهارت های شنیداری، تمرکز، هماهنگی حرکتی و خودتنظیمی هیجانی را افزایش می دهد و موجب کاهش اضطراب و افزایش تاب آوری روانی در دانش آموزان می گردد. نمایش خلاق یا تئاتر آموزشی، با فراهم کردن میدان تجربه ی نقش های متفاوت، موجب رشد همدلی، جرات مندی اجتماعی، اعتمادبه نفس، همکاری گروهی و مهارت های ارتباطی کودکان می شود. در این مقاله با رویکرد علمی–مروری، ابعاد سه گانه هنر (نقاشی، موسیقی و نمایش)، تاثیر آن ها بر کارکردهای شناختی و هیجانی کودکان دبستانی، سازوکارهای اثرگذاری، شواهد پژوهشی داخلی و خارجی، عوامل موثر بر اثربخشی و ملاحظات اجرایی در محیط مدرسه بررسی می شود. نتایج نشان می دهد که ادغام سازمان یافته فعالیت های هنری در برنامه درسی مدارس ابتدایی می تواند موجب بهبود معنادار عملکرد تحصیلی، رشد زبان، کاهش مشکلات رفتاری، افزایش انگیزش یادگیری و گسترش مهارت های اجتماعی گردد. این موضوع ضرورت بازنگری جدی در سیاست ها، روش های آموزشی و امکانات هنر در مدارس را برجسته می سازد. در پایان نیز پیشنهادهایی عملی برای تقویت آموزش هنر در مدارس ایران ارائه شده است.
Keywords:
Authors
فرحناز گلی نیا
کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی، آموزش و پرورش، آق قلا، ایران
مارال زاودی
کارشناسی آموزش ابتدایی، آموزش و پرورش، گرگان، ایران
مبینا کم
کارشناسی آموزش ابتدایی، آموزش و پرورش، بندرترکمن، ایران
المیرا وزیری
کارشناسی علوم اجتماعی، آموزش و پرورش، بندرترکمن، ایران