بررسی ارتباط رغبت شغلی و امنیت روانی با خودکارآمدی شغلی

Publish Year: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: Persian
View: 7

This Paper With 10 Page And PDF Format Ready To Download

  • Certificate
  • من نویسنده این مقاله هستم

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این Paper:

شناسه ملی سند علمی:

ISSCH01_182

تاریخ نمایه سازی: 8 دی 1404

Abstract:

مقدمه: همایش ملی 'مدیریت ذهن و رفتار' در دنیای امروز یکی از مباحث اساسی و قابل تامل در عرصه جامعه و سازمانها آموزش کارآمدی و کارآفرینی به افراد و کارکنان است. اهمیت این آموزشها به اندازه ای است که پس از فراگیری، آن کارمندان قادر خواهند بود با اتخاذ رویکردی مستقلانه، ضمن شناسایی فرصتهای موجود، اقدام به نوآوری کرده و در جهت رشد و بالندگی سازمان گام بردارند. بر اساس این دیدگاه، افراد با الگو بخشیدن به تجارب زندگی خویش آن را در قالب یک کل منسجم به داستانی با معنا تبدیل می کنند و مشاوران مسیر شغلی از طریق شنیدن این روایتها به کشف شخصیت شغلی انطباق پذیری و مضامین زندگی افراد می پردازند. در چند دهه اخیر، رغبت های شغلی در مرکز توجه پژوهش های روانشناسی شغلی و سازمانی قرار گرفته اند. همواره این باور وجود داشته است که رغبت ها می توانند میزان رضایت فرد و موفقیت او را در یک فعالیت خاص پیش بینی کنند زیرا پیش بینی رفتار و تاثیر آن بر فرد و جامعه، از مباحث بنیادین روانشناسی محسوب می شود. مطالعات متعدد نیز این فرضیه را تایید کرده اند که علایق شغلی نقش مهمی در انتخاب رشته تحصیلی و شغل ایفا می کنند؛ در حالی که تفاوت یا فقدان علایق می تواند موجب دودلی، بی ثباتی و نارضایتی شغلی گردد. یافته های پژوهش های گذشته نشان داده اند که در مقایسه با سایر متغیرهای روان شناختی مانند توانایی یا ویژگی های شخصیتی به رغبت های شغلی توجه بیشتری شده است. به بیان دیگر، زمانی که فرد هم توانایی انجام یک کار را دارد و هم نسبت به آن رغبت نشان می دهد، عملکرد بهینه ای خواهد داشت؛ اما در صورتی که توانایی وجود داشته باشد ولی علاقه کافی وجود نداشته باشد، عملکرد کاهش یافته و احتمال حمایت یا پیشرفت شغلی کاهش می یابد. ترکیب این دو عامل، یعنی توانایی و رغبت از دیدگاه بسیاری از پژوهشگران شاخص پیش بینی کننده ای برای موفقیت شغلی محسوب می شود. از سوی دیگر، خودکارآمدی شغلی از مفاهیم اساسی در روان شناسی سازمانی است که نخستین بار توسط بندورا مطرح شد. از نظر بندورا، خودکارآمدی بنیادی ترین سازوکار انسانی برای اداره و کنترل حوادثی است که بر زندگی فرد تاثیر می گذارد. افراد دارای خودکارآمدی بالا معمولا تکالیف را با اعتماد به نفس بیشتری انجام داده و چالش ها را به عنوان فرصت رشد تلقی می کنند، در حالی که افراد با خودکارآمدی پایین معمولا تکالیف را دشوار و استرس زا می دانند و در مواجهه با مشکلات سریع تر از تلاش دست می کشند. خودکارآمدی شغلی در واقع قضاوت فرد درباره توانایی خویش برای انجام وظایف حرفه ای و تکالیف شغلی است و از باورهای شخص در زمینه شایستگی، مهارت و توانایی های فردی نشات می گیرد. این مفهوم نه تنها تحت تاثیر انگیزش، تجربه و رفتار فرد قرار دارد بلکه به طور متقابل بر عملکرد شغلی، میزان مشارکت، پشتکار و تمایل به یادگیری اثر گذار است. به همین دلیل خودکارآمدی را یکی از موثرترین عوامل در رشد حرفه ای و ارتقای عملکرد می دانند. علاوه بر این، امنیت روانی نیز یکی از ارکان مهم سلامت روان و رضایت شغلی در محیط های کاری است؛ با این حال، بسیاری از مدیران سازمان ها به اهمیت آن توجه کافی ندارند. امنیت روانی در محیط های کار به همان اندازه امنیت فیزیکی اهمیت دارد. پژوهش ها نشان داده اند که احساس امنیت روانی می تواند بازدهی کارکنان را تا بیش از ۵۰ درصد افزایش داده و میزان جابه جایی نیروی انسانی را به طور چشمگیری کاهش دهد. امنیت روانی در محیط های آموزشی، به ویژه برای معلمان، از اهمیت بیشتری برخوردار است.

Authors

ابوالفضل حسن پور

دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی، موسسه آموزش عالی فروردین ایران

میترا مصلحی

استادیار گروه روانشناسی، موسسه آموزش عالی فروردین ایران