هنر درمانی گروهی مبتنی بر مدیریت خشم در پسران نوجوان کودکان کار (۱۲ تا ۱۴ سال)
Publish Year: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: Persian
View: 37
This Paper With 20 Page And PDF Format Ready To Download
- Certificate
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
PCONFE01_017
تاریخ نمایه سازی: 17 دی 1404
Abstract:
خشم یکی از هیجانات بنیادین انسان و عاملی کلیدی در شکل گیری رفتارهای پرخاشگرانه و ناسازگارانه نوجوانان است که در صورت فقدان مهارت های تنظیم هیجان، می تواند به پیامدهای آسیب زای فردی و اجتماعی منجر شود. کودکان کار، به ویژه در سنین ۱۲ تا ۱۴ سال، به دلیل تجربه مکرر ناکامی، شرایط اقتصادی–اجتماعی دشوار و مواجهه با خشونت محیطی، بیش از سایر همسالان در معرض هیجانات منفی و رفتارهای پرخطر قرار دارند. هنردرمانی گروهی، به عنوان یک رویکرد غیرکلامی و خلاق، می تواند از طریق بازشناسی، نام گذاری و برون فکنی سالم هیجان ها، به کاهش خشم و بهبود تعاملات اجتماعی کمک کند. هدف این پژوهش بررسی اثربخشی یک دوره هنردرمانی گروهی مبتنی بر مدیریت خشم بر کاهش سطوح خشم و ارتقاء مهارت های هیجانی–اجتماعی پسران نوجوان کودکان کار بود. مطالعه به شیوه شبه آزمایشی و با طرح پیش آزمون–پس آزمون تک گروهی انجام شد. جامعه آماری شامل ۱۱ پسر نوجوان (۱۲ تا ۱۴ سال) از میان کودکان کار یک مرکز حمایتی بود که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده، پرسشنامه خشم نیلسون و همکاران (۲۰۰۰) با چهار زیرمقیاس ناکامی، پرخاشگری بدنی، رابطه با همسالان و رابطه با مراجع قدرت بود. کارگاه در ۸ جلسه طراحی شد اما به دلیل شرایط جنگی تنها ۴ جلسه اجرا گردید. فعالیت ها شامل نقاشی، کلاژ، نمایش، پانتومیم، بازی گروهی و تمرینات مبتنی بر بازنمایی خشم و سایر هیجانات بود. نتایج کمی نشان داد میانگین نمره کل خشم از ۱۲۲.۵۴ به ۱۰۸.۷۳ کاهش یافت (۱۱.۳). بیشترین کاهش در بعد ناکامی (۱۲.۷) و کمترین در روابط با همسالان و مراجع قدرت (۱۰.۶) دیده شد. تحلیل کیفی مشاهدات جلسات نیز بیانگر تقویت آگاهی هیجانی، بهبود خودتنظیمی رفتاری، و جایگزینی بیان خلاقانه به جای پرخاشگری بود. نتیجه گیری این است که هنردرمانی گروهی، حتی در دوره های کوتاه مدت، می تواند منجر به کاهش خشم و بهبود مهارت های هیجانی و اجتماعی نوجوانان کودکان کار شود. توصیه می شود این رویکرد در مراکز حمایتی با برنامه های پی درپی، پیگیری دوره ای، و ادغام مداخلات خانواده محور به کار گرفته شود تا اثربخشی آن تثبیت و تقویت گردد.
Keywords:
Authors
خدیجه نظری
کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساری، ساری، ایران.