مقایسه استیگمای درونی و بهزیستی ذهنی در خانواده های دارای کودکان نقص توجه – بیش فعالی با خانواده های دارای کودکان عادی در شهر مشهد
Publish Year: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: Persian
View: 17
This Paper With 23 Page And PDF Format Ready To Download
- Certificate
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
PCONFE01_021
تاریخ نمایه سازی: 17 دی 1404
Abstract:
اختلال نقص توجه/بیش فعالی (ADHD) یکی از شایع ترین اختلالات عصبی-رشدی است که از دوران کودکی آغاز می شود و اغلب تا بزرگسالی تداوم می یابد. ویژگی های بارز این اختلال شامل بی توجهی، بیش فعالی و تکانشگری است که عملکرد فرد را در حوزه های تحصیلی، اجتماعی، خانوادگی و بین فردی مختل می کند. حضور کودک مبتلا به ADHD در خانواده، به ویژه برای مادران، منبع استرس قابل توجه و چالش های روانی–اجتماعی است و می تواند منجر به تجربه استیگمای درونی و کاهش بهزیستی ذهنی شود. استیگما، به عنوان برداشت و نگرش منفی جامعه نسبت به شرایط خاص، زمانی که درونی می شود، عزت نفس و کیفیت تعاملات اجتماعی را کاهش داده و بر سلامت روان اثر منفی می گذارد. هدف پژوهش حاضر مقایسه میزان استیگمای درونی و بهزیستی ذهنی در خانواده های دارای کودکان مبتلا به ADHD و خانواده های دارای کودکان عادی در شهر مشهد بود. مطالعه حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی–مقایسه ای است. جامعه آماری شامل ۲۰۰ مادر (۱۰۰ مادر کودکان مبتلا به ADHD و ۱۰۰ مادر کودکان عادی) بود که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه استیگمای درونی، پرسشنامه بهزیستی ذهنی و مقیاس درجه بندی کانرز – فرم والدین (۱۹۶۹) بود. داده ها با نرم افزار SPSS نسخه ۲۶ و به کمک تحلیل واریانس چندمتغیره (MANOVA) و شاخص های آمار توصیفی بررسی شدند. یافته ها نشان داد که مادران کودکان مبتلا به ADHD در تمامی ابعاد بهزیستی ذهنی (هیجانی، روان شناختی و اجتماعی) نمرات پایین تر و در تمامی ابعاد استیگمای درونی (تنهایی، تصورات قالبی، تجربه تبعیض اجتماعی، کناره گیری اجتماعی) نمرات بالاتری نسبت به گروه مادران کودکان عادی کسب کردند. این تفاوت ها از نظر آماری معنادار بود. نتیجه گیری این پژوهش بیانگر آن است که حضور کودک مبتلا به ADHD می تواند اثرات منفی قابل توجهی بر سلامت روان و کیفیت زندگی والدین، به ویژه مادران، داشته باشد.
Keywords:
Authors
مریم صادقی
گروه علمی خدمات تربیتی و روانشناختی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران
فیروزه مقدسیان
گروه روانشناسی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران