بررسی رابطه بین مراحل چهار گانه رشد شناختی پیاژه با سبک یادگیری کودکان

Publish Year: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: Persian
View: 34

This Paper With 14 Page And PDF Format Ready To Download

  • Certificate
  • من نویسنده این مقاله هستم

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این Paper:

شناسه ملی سند علمی:

ENSANI03_002

تاریخ نمایه سازی: 17 دی 1404

Abstract:

نظریه رشد شناختی پیاژه می تواند معلمان را، در آموزش و برخورد درست با دانش آموزان سن های گوناگون از جهت های مختلف کمک نماید. روش آموزشی مبتنی بر نظریه پیاژه باید بر یادگیری اکتشافی متمرکز باشد. در این روش یادگیری، کودکان دانش را شخصا کشف می کنند، نه از راه توضیح و توصیف معلم. این روش برای کودکان سن های پایین از بهترین روشهای یادگیری است، زیرا امکان تجربه دست اول را برای آنها فراهم می آورد. ظرفیت کودکان برای برخورد با تجارب جدید بتدریج پخته تر و پیچیده تر می شود. از نظر پیاژه کودکان گیرندگان منفعل محرک ها نیستند. آنها فعالانه با محیط اطراف تعامل دارند و تجارب فعالشان، زمینه ساز ارتقای کارکردها و کنش های شناختی آنان می شوند. بنابراین رشد شناختی کودک علاوه بر اطلاعاتی که به طور مستقیم و رسمی از والدین و معلمانش دریافت می نماید به تجارب خودش نیز بستگی دارد. با توجه به تعامل طبیعت و تجربه، انسان ها تحت چهار مرحله جدا از نظر رشد شناختی پیشرفت می کنند: ۱- مرحله حسی–حرکتی (تولد تا دو سالگی) ۲- مرحله پیش عملیاتی (۲ تا ۷ سالگی) ۳- مرحله عملیات عینی (۷ تا ۱۱ سالگی) ۴- مرحله عملیات صوری (۱۱ سالگی به بعد) این مراحل گونه های مختلف تفکر را از لحاظ کیفی نشان می دهند که طی یک ترتیب ثابت رخ می دهد بطوریکه در تمام کودکان یکسان است. با این وجود کودکان بنا به تجاربشان ممکن است با سرعت کم یا زیاد از این مراحل عبور کنند و بنابراین دامنه سنی مربوط به هر مرحله به میانگین سنی برمی گردد. پژوهش حاضر باهدف بررسی رابطه بین مراحل چهارگانه رشد شناختی پیاژه با سبک یادگیری کودکان انجام شد. در پژوهش حاضر از روش تحقیق کیفی (کتابخانه ای) استفاده شد و نتیجه به دست آمده بر اهمیت و تاثیر مراحل چهارگانه رشد شناختی کودک و نوجوان در یادگیری آنان تاکید داشت.

Authors

پریا عبدی

دانشجوی کارشناسی روانشناسی دانشگاه پیام نور خرم آباد