ارزیابی انتقادی از جایگاه پورتفولیو (کارنما) به عنوان ابزاری برای سنجش اصیل در پایه پنجم ابتدایی
Publish place: The Third National Conference on Interdisciplinary Research in Educational Sciences, Psychology, Counseling and Cultural Studies
Publish Year: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: Persian
View: 33
This Paper With 17 Page And PDF Format Ready To Download
- Certificate
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ENSANI03_173
تاریخ نمایه سازی: 17 دی 1404
Abstract:
کارپوشه ها برای ارزیابی اصیل در آموزش ابتدایی پایه پنجم، رویکردی تحول آفرین برای ارزیابی یادگیری دانش آموزان است که فراتر از روش های سنتی آزمون گیری حرکت می کند تا بر عاملیت دانش آموز و درک جامع تاکید کند. این ابزار آموزشی از دهه ۱۹۸۰ به طور قابل توجهی تکامل یافته است، در ابتدا به عنوان مجموعه ای ایستا از کارها عمل می کرد، اما اکنون به دلیل پتانسیل پویا و تاملی خود شناخته می شود و گفتگوی معناداری را بین دانش آموزان و معلمان تقویت می کند. تاکید فزاینده بر ارزیابی اصیل، اهمیت مشارکت دانش آموزان در وظایف دنیای واقعی را برجسته کرده است، یادگیری عمیق تر و کاربرد مهارت ها را که برای موفقیت تحصیلی و حرفه ای ضروری است، تسهیل می کند. نکته قابل توجه این است که اجرای کارپوشه ها بحث هایی را در مورد اثربخشی و چالش های آنها، به ویژه در مورد مسائل مربوط به قابلیت اطمینان، مقایسه پذیری و خواسته های مربیان برای مدیریت و ارزیابی خروجی های متنوع دانش آموزان، برانگیخته است. منتقدان معتقدند که ارزیابی ذهنی می تواند منجر به ناهماهنگی شود، در حالی که طرفداران معتقدند که کارپوشه ها مهارت های خوداندیشی و تفکر انتقادی را تشویق می کنند و در نهایت باعث تقویت ذهنیت رشد در بین دانش آموزان می شوند. ماهیت مشارکتی ارزیابی نمونه کارها همچنین مشارکت والدین را ارتقا می دهد و تعامل جامعه را افزایش می دهد و این ایده را تقویت می کند که آموزش یک سفر مشترک بین دانش آموزان، معلمان و خانواده ها است. علاوه بر این، ادغام نمونه کارهای دیجیتال، پتانسیل این روش ارزیابی را بیشتر گسترش داده است و به دانش آموزان امکان دسترسی به ابزارهای چندرسانه ای را می دهد که تجربیات یادگیری آنها را غنی می کند و ارتباط در مورد پیشرفت آنها را تسهیل می کند. با این حال، نابرابری در دسترسی به فناوری و سطوح مختلف سواد دیجیتال می تواند موانعی ایجاد کند و بر نیاز به استراتژی های اجرای عادلانه در محیط های آموزشی تاکید کند. بنابراین، در حالی که نمونه کارها راهی امیدوارکننده برای ارزیابی معتبر ارائه می دهند، پذیرش موفقیت آمیز آنها مستلزم بررسی دقیق شیوه های آموزشی و منابع فناوری است. به طور خلاصه، نمونه کارها برای ارزیابی معتبر در آموزش کلاس پنجم، نشان دهنده یک تغییر تدریجی به سمت یک چارچوب ارزیابی شخصی تر و فراگیرتر است. همانطور که مربیان به اصلاح شیوه های خود در این زمینه ادامه می دهند، گفتمان مداوم پیرامون مزایا و محدودیت های آنها برای شکل دهی به استراتژی های ارزیابی موثر که واقعا منعکس کننده یادگیری و رشد دانش آموزان هستند، بسیار مهم است.
Authors
امید ربانی
استادیار دانشگاه فرهنگیان تهران ایران
رضا روستائی
دانشجوی کارشناسی آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان همدان
کسری زمانی
دانشجوی کارشناسی آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان همدان
محمد صالح سهرابی
دانشجوی کارشناسی آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان همدان