ارتباط برنامه ریزی درسی با تربیت شهروندان مسئول در آینده
Publish Year: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: Persian
View: 12
This Paper With 19 Page And PDF Format Ready To Download
- Certificate
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IPCAE02_0268
تاریخ نمایه سازی: 13 بهمن 1404
Abstract:
این پژوهش مروری با جمع آوری داده ها به روش کتابخانه ای، مولفه های کلیدی برنامه ریزی درسی تربیت شهروندی مسئول را تحلیل نموده است. یافته ها نشان می دهد چهار رکن اصلی شامل: ۱) دانش حقوق شهروندی و ساختارهای دموکراتیک ۲) مهارت های تفکر انتقادی ۳) شایستگی های ارتباطی بین فرهنگی و ۴) مسئولیت پذیری اجتماعی-زیست محیطی، باید در قالب الگوی چرخه ای پویا (DCPC) ادغام شوند. اجرای موفق مستلزم آموزش تخصصی معلمان، روش های فعال یادگیری (شبیه سازی، پروژه های جامعه محور) و ارزشیابی سه بعدی (دانش، نگرش، رفتار) است. چارچوب های جهان شمول با قابلیت انطباق بومی، بهترین پاسخ به چالش های اجرایی هستند واژگان کلیدی: تربیت شهروندی، پژوهش مروری، روش کتابخانه ای، الگوی DCPC، ارزشیابی سه بعدی مقدمه برنامه ریزی درسی به عنوان یکی از ارکان اساسی نظام آموزشی، نقش بی بدیلی در شکل گیری شخصیت و هویت دانش آموزان ایفا می کند. در عصر حاضر که جوامع با چالش های پیچیده ای همچون تغییرات اقلیمی، نابرابری های اجتماعی، فساد، و بحران های اخلاقی مواجه هستند، ضرورت تربیت شهروندان مسئول و آگاه بیش از پیش احساس می شود (بانکس، ۲۰۱۷). شهروندی مسئول به معنای داشتن آگاهی نسبت به حقوق و وظایف اجتماعی، مشارکت فعال در امور جامعه، و تعهد به ارزش های دموکراتیک و انسانی تعریف می شود (وستهیمر و کین، ۲۰۰۴). نظام آموزشی به عنوان نهادی که بخش عمده ای از زمان کودکان و نوجوانان را در بر می گیرد، مسئولیت سنگینی در قبال آماده سازی آنان برای زندگی در جامعه دارد. برنامه ریزی درسی در این راستا، ابزاری قدرتمند برای انتقال ارزش ها، نگرش ها، و مهارت های لازم برای شهروندی موثر محسوب می شود (پارکر، ۲۰۱۸). تحقیقات نشان می دهند که محتوای آموزشی، روش های تدریس، و فضای یادگیری می توانند تاثیر عمیقی بر توسعه هویت شهروندی دانش آموزان داشته باشند (لوینسون، ۲۰۱۲). در دهه های اخیر، مفهوم شهروندی جهانی نیز به مباحث آموزشی اضافه شده است. این مفهوم بر ضرورت تربیت افرادی تاکید دارد که نه تنها در سطح محلی و ملی، بلکه در سطح جهانی نیز احساس مسئولیت کنند (یونسکو، ۲۰۱۵). چنین رویکردی مستلزم بازنگری در برنامه های درسی و گنجاندن موضوعاتی همچون حقوق بشر، توسعه پایدار، تنوع فرهنگی، و صلح است. پژوهش های متعددی نشان داده اند که برنامه های درسی سنتی که عمدتا بر انتقال دانش تاکید دارند، کافی نیستند (بیستا، ۲۰۰۹). شهروندان آینده نیاز به مهارت هایی همچون تفکر انتقادی، حل مسئله، همکاری، ارتباط موثر، و تصمیم گیری اخلاقی دارند. این مهارت ها باید به صورت عمدی و سیستماتیک در برنامه های درسی گنجانده شوند تا دانش آموزان بتوانند در مواجهه با چالش های آینده، نقش فعال و سازنده ای ایفا کنند (فولان، ۲۰۱۳). یکی از مهم ترین ابعاد این موضوع، نقش معلمان در تحقق اهداف شهروندی است. معلمان نه تنها باید دانش و مهارت های لازم را منتقل کنند، بلکه باید الگویی از شهروندی مسئول باشند (کمبل، ۲۰۱۹). این امر مستلزم آموزش و توانمندسازی معلمان در زمینه آموزش شهروندی و درک عمیق آنان از نقش خود در این فرآیند است. در ایران، با توجه به ساختار خاص نظام آموزشی و ارزش های فرهنگی-مذهبی جامعه، برنامه ریزی درسی برای تربیت شهروندان مسئول چالش ها و فرصت های منحصر به فردی دارد. ضرورت تعادل میان هویت ملی-مذهبی و شهروندی جهانی، یکی از مسائل مهمی است که باید در نظر گرفته شود (محمدی و احمدی، ۲۰۲۰). علاوه بر این، تحولات فناوری و ظهور فضای مجازی، ابعاد جدیدی به مفهوم شهروندی اضافه کرده است. شهروندی دیجیتال و مسئولیت در فضای سایبر، موضوعات نوینی هستند که باید در برنامه های درسی مدنظر قرار گیرند (ریبل، ۲۰۱۵). هدف از این مقاله، بررسی ارتباط میان برنامه ریزی درسی و تربیت شهروندان مسئول در آینده است. این پژوهش به دنبال پاسخ به این سوال اساسی است که چگونه می توان برنامه های درسی را طراحی و اجرا کرد تا بتوانند نسل آینده را برای مواجهه با چالش های پیچیده جامعه آماده سازند. در ادامه، مولفه های کلیدی برنامه ریزی درسی موثر برای تربیت شهروندان مسئول، چالش های موجود، و راهکارهای عملی مورد بحث قرار خواهند گرفت. بیان مسئله در عصر حاضر، جوامع با چالش های پیچیده و متنوعی مواجه هستند که نیازمند شهروندان آگاه، مسئول و متعهد برای حل آن ها هستند. با این حال، شکاف قابل توجهی میان برنامه های درسی موجود و نیازهای واقعی جامعه برای تربیت شهروندان موثر وجود دارد. بسیاری از نظام های آموزشی همچنان بر رویکردهای سنتی متمرکز هستند که عمدتا بر انتقال دانش نظری تاکید دارند، در حالی که مهارت های عملی شهروندی نادیده گرفته می شوند. مطالعات نشان می دهند که دانش آموزان فارغ التحصیل از نظام آموزشی کنونی، اغلب فاقد مهارت های لازم برای مشارکت فعال در امور اجتماعی، تفکر انتقادی، و تصمیم گیری اخلاقی هستند. این
Keywords:
Authors
معصومه قاسم زاده
کارشناسی ارشد برنامه ریزی درسی، ایران، فارس، شیراز