نقش ACT در تقویت تحمل ناامیدی و کاهش نشخوار فکری در افراد با نشانگان اختلال شخصیت مرزی

Publish Year: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: Persian
View: 10

This Paper With 18 Page And PDF Format Ready To Download

  • Certificate
  • من نویسنده این مقاله هستم

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این Paper:

شناسه ملی سند علمی:

IPCAE02_1272

تاریخ نمایه سازی: 13 بهمن 1404

Abstract:

اختلال شخصیت مرزی (BPD) یکی از چالش برانگیزترین اختلالات روان شناسی است که با مجموعه ای گسترده از علائم هیجانی و رفتاری شناخته می شود. این اختلال اغلب با مشکلاتی نظیر بی ثباتی عاطفی، روابط بین فردی پرتنش، و رنج های درونی شدید همراه است. افراد مبتلا به BPD معمولا تحمل پایینی در مواجهه با ناامیدی دارند و نشخوار فکری منفی از ویژگی های بارز آن ها محسوب می شود. این عوامل به طور قابل توجهی کیفیت زندگی این افراد را کاهش داده و عملکرد روزمره آن ها را مختل می کند. در چنین شرایطی، یافتن درمانی موثر و علمی ضرورت دارد. در این مقاله به بررسی نقش درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) در تقویت توانایی تحمل ناامیدی و کاهش نشخوار فکری در افراد مبتلا به نشانگان اختلال شخصیت مرزی (BPD) پرداخته می شود. اختلال شخصیت مرزی یکی از پیچیده ترین اختلالات روان شناختی است که با مشکلاتی نظیر تنظیم عاطفی، تحمل ناپذیری ناامیدی، و نشخوار فکری مداوم شناخته می شود. این مشکلات می توانند تاثیرات عمیقی بر کیفیت زندگی افراد مبتلا بگذارند و خطراتی نظیر خودآزاری یا رفتارهای خودکشی را افزایش دهند. درمان ACT به عنوان یکی از موثرترین رویکردهای درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و ارزش های فردی، تمرکز ویژه ای بر پذیرش احساسات دشوار، کاهش اجتناب تجربی، و تقویت انعطاف پذیری روان شناختی دارد. این درمان به افراد کمک می کند تا به جای مبارزه با افکار و هیجانات منفی، آن ها را به عنوان بخشی از تجربه زندگی بپذیرند و بر اقدامات عملی براساس ارزش های خود تمرکز کنند. در این مقاله ضمن بررسی مکانیزم های اصلی این درمان، به نحوه استفاده از آن در کاهش نشخوار فکری مزمن و افزایش توانمندی مقابله با شرایط ناامیدکننده پرداخته می شود. همچنین، مطالعات بالینی مرتبط با تاثیرات ACT بر تنظیم عاطفی و بهبود زندگی افراد مبتلا به BPD مورد بحث قرار گرفته است تا تصویری جامع از قابلیت های این درمان ارائه شود.

Keywords:

Authors

سحر برغندان

کارشناسی ارشد روان شناسی بالینی، گروه روان شناسی بالینی، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه الزهرا، استان تهران، ایران.