اثر بخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر فاجعه سازی درد ، پریشانی روانشناختی و نشخوار ذهنی در زنان مبتلا به سرطان تبریز

Publish Year: 1402
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: Persian
View: 1

نسخه کامل این Paper ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد

  • Certificate
  • من نویسنده این مقاله هستم

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این Paper:

شناسه ملی سند علمی:

JR_JWSF-17-66_002

تاریخ نمایه سازی: 19 بهمن 1404

Abstract:

هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر فاجعه سازی درد، پریشانی روان شناختی و نشخوار ذهنی در زنان مبتلا به سرطان تبریز انجام شد.روش کار: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با استفاده از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش نیز شامل کلیه بیماران زن مبتلا به سرطان مراجعه کننده به مراکز درمانی تبریز در نیمه نخست سال ۱۴۰۲ بودند که دارای پرونده پزشکی بودند. نمونه مورد مطالعه شامل ۳۰ نفر از زنان مبتلا به سرطان بودند که به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند که در دو گروه ۱۵ نفری (۱۵ نفر گروه آزمایش و ۱۵ نفر گروه کنترل) مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار جمع آوری اطلاعات هم شامل پرسشنامه استاندارد فاجعه سازی درد سالیوان، پرسشنامه استاندارد پریشانی روان شناختی کسلر و پرسشنامه استاندارد نشخوار ذهنی هوکسیما- مارو به همراه برنامه آموزشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بود. بعد از اجرای پیش آزمون، پروتکل آموزشی در طی ۸ جلسه ۲ ساعته صرفا برای گروه آزمایش برگزار گردید و گروه کنترل هیچ مداخله ای را دریافت نکردند. بعد از برنامه آموزشی مجددا از هر دو گروه پس آزمون پرسشنامه های یاد شده به عمل آمد و نتایج داده ها مورد ارزیابی قرار گرفت. هم چنین به منظور بررسی فرضیه ها از روش تحلیل کوواریانس استفاده گردید.یافته ها: درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر فاجعه سازی درد، در زنان مبتلا به سرطان تاثیر دارد. (۹۶/۲۴۴=F، ۰۱/۰< P و ۹۰۱/۰= η۲). هم چنین درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر پریشانی روان شناختی زنان مبتلا به سرطان تاثیر دارد (۲۰/۲۱۷=F، ۰۱/۰< P و ۸۸۹/۰= η۲). نهایتا، درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر نشخوار ذهنی زنان مبتلا به سرطان تاثیر دارد (۲۵/۲۶۵=F، ۰۱/۰< P و ۹۰۸/۰= η۲).نتیجه گیری: براساس یافته های این پژوهش می توان گفت، رویکرد شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کاهش میزان فاجعه سازی درد، پریشانی روان شناختی و نشخوار ذهنی زنان مبتلا به سرطان شهرستان تبریز موثر است؛ بنابر این استفاده از آن به عنوان یک روش درمانی مکمل در کنار روش های پزشکی و دارویی به منظور درمان بیماران سرطانی پیشنهاد می شود.

Keywords:

Authors

مریم عظیمی

کارشناس ارشد روان شناسی بالینی، واحد علوم پزشکی تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران.

نسترن منصوریه

استادیار، گروه روان شناسی بالینی، واحد علوم پزشکی تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران (نویسنده مسئول) n.mansoreye۱۹۸۴@gmail.com