رابطه علی گرایش به جراحی زیبایی بر اساس اعتیاد به شبکه های اجتماعی و آسیب-شناسی روانی با میانجگری عزت نفس در زنان شهرستان اهواز

Publish Year: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: Persian
View: 2

نسخه کامل این Paper ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد

  • Certificate
  • من نویسنده این مقاله هستم

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این Paper:

شناسه ملی سند علمی:

JR_JWSF-18-67_006

تاریخ نمایه سازی: 19 بهمن 1404

Abstract:

امروزه با توجه به ضرورت مقوله جراحی زیبایی و اثرات آن بر زندگی و فردی و اجتماعی افراد بویژه قشر زنان، شناخت زوایای آن بر بستر پژوهش بسیار حائز اهمیت است. لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی گرایش به جراحی زیبایی بر اساس اعتیاد به شبکه های اجتماعی و آسیب شناسی روانی با میانجیگری عزت نفس در زنان شهرستان اهواز استان خوزستان انجام شد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ میزان و درجه کنترل، میدانی و از لحاظ نحوه جمع آوری اطلاعات نیز از نوع تحقیقات توصیفی (غیرآزمایشی) و با توجه به طرح پژوهش از نوع همبستگی است. روش نمونه گیری در دسترس است.گردید و گردد. به این منظور روی ۲۰۰ نفر از زنانی که به کلینیک های زیبایی شهر اهواز بین سال های ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۲ مراجعه کردند، مطالعه صورت گرفت. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه های گرایش به جراحی زیبایی اعتمادی فر و امانی (۱۳۹۲)، پرسشنامه اعتیاد به شبکه های اجتماعی ایجندون و همکاران (۲۰۱۶)، پرسشنامه آسیب شناسی روانی (R-۹۰-SCL) و پرسشنامه عزت نفس روزنبرگ (۱۹۶۵) بود. نفس بود. تجزیه و تحلیل داده ها نیز با نرم افزار AMOS و SPSS صورت گرفت. نتایج شاخص های برازش ۰/۸۰۴ =PCFI=۰/۵۴۳ ، PNFI=۰/۶۹۳ ، CMIN/DF=۲/۰۸ ، RMSEA=۰/۰۷۱ ، RFI=۰/۷۹۳ ،CFI=۰/۸۰۴ ، GFI ، حاکی از برازش خوب مدل پیشنهادی با داده هاست. همچنین تحلیل فرضیه ها نشان داد که بین اعتیاد به شبکه های اجتماعی و عزت نفس رابطه مستقیم و با گرایش به جراحی زیبایی در زنان مورد مطالعه رابطه غیرمستقیم و معنی داری برقرار است. همچنین بین آسیب شناسی روانی و گرایش به جراحی زیبایی با میانجیگری عزت نفس رابطه غیر مستقیم و معنی داری حاکم است. در نهایت متغیرهای اعتیاد به شبکه های اجتماعی و آسیب شناسی روانی بطور مستقیم رابطه معنی داری با متغیر گرایش به جراحی زیبایی داشتند. در پایان نیز بحث و پیشنهادهایی ارائه گردید.

Authors

عزیزاله رشادی محمدی

دانشجوی دکتری گروه روانشناسی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران.

فریبا حافظی

دانشیار گروه روانشناسی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران (نویسنده مسئول).

فرزانه هومن

استادیار گروه روانشناسی، واحد شیراز، دانشگاه آزاد اسلامی، شیراز، ایران.