توسعه ادارات کل مالیاتی با استفاده از مدل های مختلف کارسنجی و زمان سنجی

Publish Year: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: Persian
View: 12

This Paper With 15 Page And PDF Format Ready To Download

  • Certificate
  • من نویسنده این مقاله هستم

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این Paper:

شناسه ملی سند علمی:

MGTCONF13_022

تاریخ نمایه سازی: 20 بهمن 1404

Abstract:

در دنیای رقابتی امروز بهره وری و استفاده بهینه از منابع به ویژه منابع انسانی کلید موفقیت سازمان هاست. سازمان امور مالیاتی کشور به عنوان موتور محرک اقتصاد ملی با چالش های متعددی در زمینه بهره وری از جمله تخصیص نامتوازن منابع انسانی و زمان بر بودن فرآیند رسیدگی به پرونده های مالیاتی مواجه است. این ناکارآمدی ها منجر به کاهش رضایت مودیان، افزایش هزینه های عملیاتی و عدم دستیابی کامل به اهداف درآمدی شده است. هدف این پژوهش طراحی و تبیین مدلی کاربردی برای توسعه ادارات مالیاتی با به کارگیری چارچوب علمی کارسنجی و زمان سنجی و تلفیق آن با یافته های مدیریت منابع انسانی است. کارسنجی و زمان سنجی به عنوان ابزارهای علمی مدیریت عملیات با تعیین بهترین روش انجام کار و زمان استاندارد آن، به حذف فعالیت های غیر ضروری و افزایش بهره وری می پردازند. این مفاهیم ریشه در مطالعات پیشگامانی مانند تیلور و گیلبرت دارد و امروزه با تکنیک های پیشرفته ای مانند MTM و MOST امکان تعیین زمان استاندارد بدون مشاهده مستقیم را فراهم می کنند. مولفه های تخصصی این روش ها شامل تجزیه کار به عناصر تشکیل دهنده، ارزیابی سرعت عملکرد، محاسبه الزامات استراحت و در نهایت تعیین زمان استاندارد است. مدل پیشنهادی این پژوهش یک مدل یکپارچه است که به طور همزمان به سه حوزه کلیدی می پردازد: تخصیص بهینه منابع انسانی از طریق محاسبه حجم کار و تعداد نیروی مورد نیاز، استانداردسازی فرآیندها و کاهش زمان رسیدگی به پرونده های مالیاتی با استفاده از تکنیک هایی مانند MOST برای وظایف تکراری و نمونه گیری کار برای فعالیت های غیرتکراری و توجه به ابعاد سازمانی و مدیریتی مانند فرهنگ سازمانی، سیستم انگیزشی، مدیریت تغییر و بهبود مستمر. پیاده سازی این مدل دستاوردهای متعددی را به همراه خواهد داشت که از جمله آنها می توان به افزایش بهره وری نیروی انسانی، کاهش چشمگیر زمان رسیدگی به پرونده ها تا ۴۰ درصد، ارتقای کیفیت خدمات رسانی، کاهش هزینه های عملیاتی تا ۲۵ درصد، کاهش خطاهای کاری، استقرار سیستم عادلانه ارزیابی عملکرد، افزایش درآمدهای مالیاتی و در نهایت تحول فرهنگی و استقرار فرهنگ بهبود مستمر در سازمان اشاره کرد. این مدل با ارائه چارچوبی بومی و کاربردی، می تواند به عنوان نقشه راهی برای ارتقای بهره وری و کارایی در سازمان امور مالیاتی کشور عمل کند.

Authors

میترا ناز صدری

دانشجوی کارشناسی ارشد حسابداری دانشگاه علم و هنر یزد، ایران

سعیده مطلبی

دانشجوی کارشناسی ارشد حسابداری دانشگاه علم و هنر یزد، ایران

امیر علیمی

دکترای مدیریت دانشگاه فردوسی مشهد، ایران