تبیین مفهوم بازتاب هستی شناختی نیکی در شاهنامه و نقش آن در شکل گیری نظریه های خودکارآمدی بندورا

Publish Year: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: Persian
View: 7

This Paper With 17 Page And PDF Format Ready To Download

  • Certificate
  • من نویسنده این مقاله هستم

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این Paper:

شناسه ملی سند علمی:

AZTCONF06_048

تاریخ نمایه سازی: 20 بهمن 1404

Abstract:

محسن توده رنجبر دکتری پژوهشگری علوم اجتماعی دانشگاه تهران هدف پژوهش حاضر بررسی بازتاب هستی شناختی مفهوم «نیکی» در شاهنامه فردوسی و تبیین نقش آن در شکل گیری ادراک ها و نظریه های مرتبط با خودکارآمدی در روانشناسی اجتماعی معاصر با تاکید بر دیدگاه آلبرت بندورا است. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل تطبیقی میان رشته ای انجام شده و تلاش دارد با استخراج مفاهیم بنیادین نیکی از شاهنامه و تطبیق آنها با مولفه های نظریه خودکارآمدی، نوعی گفت وگو میان خرد ایرانی و روانشناسی مدرن برقرار کند. یافته های پژوهش نشان می دهد که نیکی در شاهنامه صرفا یک مضمون اخلاقی ساده نیست بلکه ساختاری هستی شناختی دارد که بر اساس آن، کنش نیک منبع تقویت کننده باور به خود و عاملیت انسانی است. از سوی دیگر، در نظریه بندورا نیز باور به توانمندی فردی محصول تجربه موفق الگوپذیری مثبت و انگیزش درونی است. تقارن این دو نظام فکری بیانگر آن است که فردوسی با تاکید بر خرد، اختیار و کنش نیک بنیان های روانشناسی عاملیت انسانی را قرن ها پیش از تدوین نظریات مدرن مورد تاکید قرار داده است. پژوهش حاضر به این نتیجه می رسد که نیکی در منظومه فکری فردوسی نه تنها ارزش اخلاقی بلکه نیروی سازنده وجود انسان است که با خودکارآمدی به صورت درونی همبسته است.

Authors

محسن توده رنجبر

دکتری پژوهشگری علوم اجتماعی دانشگاه تهران