مربیگری هیبریدی تلفیقی از هوش مصنوعی و عواطف انسانی برای توسعه فردی و سازمانی

Publish Year: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: Persian
View: 17

This Paper With 15 Page And PDF Format Ready To Download

  • Certificate
  • من نویسنده این مقاله هستم

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این Paper:

شناسه ملی سند علمی:

CPSSC02_017

تاریخ نمایه سازی: 20 بهمن 1404

Abstract:

این پژوهش باهدف واکاوی نقش هوش مصنوعی در بازآفرینی مفهوم مربیگری و ارتقای توسعه فردی و سازمانی انجام شده است. نقطه آغاز تحقیق محدودیت های مربیگری سنتی همچون هزینه های گزاف، زمان بر بودن فرایند، دشواری ارزیابی اثربخشی و کمبود مربیان متخصص است؛ مسائلی که سبب شده سازمان ها از بهره برداری کامل از ظرفیت این رویکرد باز بمانند. پرسش بنیادین پژوهش آن است که فناوری های نوین چگونه می توانند با توانمندسازی مربیگری افقی تازه در شکوفایی سرمایه انسانی بگشایند. روش تحقیق مبتنی بر رویکرد کیفی و تحلیل اسنادی انتخاب شد. برای این منظور مجموعه ای از مقالات علمی معتبر، گزارش های نهادی، اسناد سیاستی و متون نظری مرتبط به طور هدفمند گردآوری و با بهره گیری از تحلیل محتوای کیفی در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی بررسی شدند. این فرایند امکان شناسایی مضامین کلیدی و الگوهای پنهان در تعامل میان فناوری و بعد انسانی مربیگری را فراهم ساخت. یافته ها نشان داد که پیوند میان هوش مصنوعی و مربیگری می تواند این فرایند را به تجربه ای پیوسته، شخصی سازی شده و آینده نگر بدل سازد. ابزارهایی چون تحلیل داده های کلان، پردازش زبان طبیعی و الگوریتم های یادگیری ماشین توان طراحی برنامه های آموزشی متناسب با نیازهای فردی، ارائه بازخورد فوری و پیش بینی مسیرهای آتی رشد را فراهم آورده اند. در سطح سازمانی نیز این هم افزایی به کاهش هزینه ها، ارتقای بهره وری، افزایش رضایت شغلی و تعهد سازمانی منجر می شود. باوجود این، چالش های قابل توجهی نیز شناسایی گردید: کاستن از بعد انسانی و عاطفی مربیگری، نگرانی های اخلاقی درباره امنیت و محرمانگی داده ها، احتمال بروز سوگیری الگوریتمی و وابستگی بیش ازحد به فناوری تهدیدهایی است که می تواند اعتماد و عمق روابط میان فرد و سازمان را تحت الشعاع قرار دهد. این پیامدها نشان می دهد که استفاده یک سویه و بی تامل از فناوری می تواند آسیب زا باشد. پژوهش حاضر بر ضرورت طراحی الگویی ترکیبی و متوازن تاکید می کند؛ الگویی که در آن توانمندی های تحلیلی و آینده نگرانه هوش مصنوعی در کنار ابعاد انسانی، عاطفی و اخلاقی مربیگری قرار گیرد. چنین مدلی قادر است مربیگری را به فرایندی اثربخش، الهام بخش و اعتمادآفرین تبدیل کند و زمینه ساز بازاندیشی سیاست های توسعه منابع انسانی در عصر دیجیتال گردد.

Authors

اسماعیل آق اترکی

دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت دولتی دانشگاه تربیت مدرس