تطبیقی بر نگرش فلسفی و هستی شناختی سحابی استرآبادی و خیام نیشابوری با تاکید بر مفهوم مرگ، نیستی و حیات در رباعیات

Publish Year: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: Persian
View: 4

This Paper With 22 Page And PDF Format Ready To Download

  • Certificate
  • من نویسنده این مقاله هستم

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این Paper:

شناسه ملی سند علمی:

PLCCONF15_048

تاریخ نمایه سازی: 3 اسفند 1404

Abstract:

مرگ و نیستی از بنیادی ترین مفاهیم فلسفی و عرفانی در شعر فارسی اند. سحابی استرآبادی، شاعر عارف مسلک سده دهم هجری و عمر خیام نیشابوری شاعر و فیلسوف سده ششم هر دو در رباعیات خود توجه ویژه ای به مفهوم ناپایداری، فنا، مرگ و نیستی داشته اند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل تطبیقی نگرش این دو شاعر به مفاهیم یادشده بیش از هشتاد رباعی سحابی درباره مرگ و نیستی را با رباعیات متناظر خیام بررسی می کند. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر تحلیل محتواست. بررسی ها نشان می دهد که سحابی مرگ را «عبور»، «تجدد»، «وصال» و «رفع حجاب» می داند؛ حال آنکه خیام مرگ را «پایان»، «راز»، «پوچی» و «مسئله فلسفی» می بیند. در موضوع نیستی نیز سحابی بر «فی الله»، «تجرد» و «رفع انانیت» تاکید می کند اما خیام نیستی را بنیاد «هستی» و «سرنوشت محتوم» تلقی می کند. بررسی تطبیقی این دو منظومه اندیشه نشان می دهد که غلبه رویکرد عرفانی در شعر سحابی و سیطره رویکرد فلسفی وجودی در شعر خیام، موجب شکل گیری دو برداشت ماهیتا متمایز از مرگ و نیستی شده است.

Authors

رضا زکی زاده

گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج، سنندج، ایران

رضا برزویی

گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج، سنندج، ایران

شراره الهامی

گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج، سنندج، ایران

جمال احمدی

گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج، سنندج، ایران