چیستی و چرایی هنر- تلاشی برای فهم هنر در نگاه فارابی بر اساس کتاب موسیقی کبیر abstract
هنر بهره مند از جوهره ای است که خود را در جلوه های متنوعی از انواع خود- از جمله موسیقی- بروز می دهد. اهمیت نگاه
فارابی به هنر، با توجه به فیلسوف- و نه عارف - بودن؛ اشراف به علوم زمانه و طبقه بندی آنها (معلم ثانی)؛ نظریه پردازی اجتماعی (مدینه ی فاضله)؛ بیشتر می شود. دستاورد تعمق در این نگاه، می تواند راه نمایی در نحوه مواجهه روشمند با هنر، فهم آن و ترسیم سپهری منسجمو عمیق برای آن باشد. این در حالی است که خلاء شناخت روشمند در هنر، در رساله های قدیم و جدید احساس می شود. نوشتار حاضربا مراجعه به رساله ی
موسیقی کبیر فارابی، فیلسوف نامدار ایرانی سده 4 ه، در جهت این مواجهه و مفاهمه تلاش نموده است.فارابی در کتاب
موسیقی کبیر بر آن است که دانش نامه ای جامع و شامل، در باب
موسیقی تدوین کند. او از یک طرف به تعمق درماهیت
موسیقی پرداخته و اصول آن را تدوین کرده است (کتاب اول که موجود است) و از طرف دیگر، همه نظرات موجود تا زمانه ی خودرا جمع آوری و نقد کرده است (کتاب دوم که مفقود است). در یک جمعبندی، او تلاش کرده است تا سپهر
موسیقی را ترسیم کند. فارابیکتاب خود را با پرسش از
موسیقی آغاز کرده و با تعریف دقیق آن به عنوان یک هنر، مبادی و مبانی و اصول را شناسایی کرده و سپس باپرداختن به نسبت نظر و عمل، به ساخت و اجرای آهنگ ها در
موسیقی می پردازد. او گام به گام زوایای مختلف این
هنر را شناسایی،دسته بندی و معرفی می کند و در هر گام، مبتنی بر اصول به ارائه معیار می پردازد. امید که با سیر در کتاب
موسیقی کبیر، به افقیروشن تر در نظرورزی در هنرها، راه یابیم.