انسان از ابتدای خلقت تا کنون پیوند جدانشدنی با
هنر داشته و در جنبه های مختلف زندگی از آن بهره جسته است.
هنر نیز چون مذهب و ادبیات، از گذشته تا به حال، جزء ارکان اصلی زندگی بشر و در پیوند مستقیم با آیین ها و باورهای دینی بوده و از آن جا که همواره آدمی، با آفرینش آثار هنری، احساس شعف و لذ6ت می کرده، با زندگی وی درآمیخته است.
پیشرفت و توسعه از طریق
هنر و استفاده از پتانسیل های موجود در
هنر به معنای کلی و عام یکی از سیاست ها و برنامه های کشورهای موفق به شما می رود. اما آنچه مهم است نقش و
جایگاه هنر در پیشرفت، توسعه و آبادانی می باشد . به همین دلیل هدف پژوهش حاضر که با روش توصیفی - تحلیلی و با استناد به منابع اسنادی و کتابخانه ای- مروری انجام شده است، بررسی نقش و
جایگاه هنر در
پیشرفت می باشد. در نتیجه مشخص شد که
هنر می تواند به عنوان یک امر مهم در انتقال مفاهیم فرهنگی، دینی، اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی و دارا بودن پیوندی محکم با این مفاهیم به عنوان یک تسهیل گر مولفه های گوناگون پیشرفت، عمل نماید و زم ینه های مناسب را در تحقق و دست یابی به
پیشرفت با سرعت، دقت و عمق بیشتری فراهم نماید.