نظریه سیستم ها و به تبع آن
تفکر کل نگر و بدنبال آن
تفکر سیستمی تحولات زیادی را در بستر وسیع سازمانهای جهان کنونی رقم زده است.
تفکر سیستمی متدولوژی است که قدرت مشاهده در خلال آشفتگی و درک پیچیدگی های موجود در روابط بین اجزای به هم مرتبط پدیده ها را برای بشر به ارمغان آورده است. این متدولوژی زبانی است کل نگر که با تاکید برروابط بین اجزای سیستم و تکیه بر روش طراحی سیستم ها ابداع شده است. متدولوژی این مفهوم خارق العاده، یعنی روش نگرش سیستمی، خود بر چهار جز
تفکر سیستمی بنا نهاده شده است. تفکر کل نگر، تفکرعملیاتی،
نظریه سیستم ها و طراحیتعاملی. در این میان
تفکر کل نگر و
نظریه سیستم ها ریشه در سیستم های پویا دارند. از آنجایی که سازمانهای امروزی در تعامل با محیط بیرونی به مثابه سیستم های باز و پویا عمل می کنند، دیگر روش های کلاسیک توان پاسخ گویی به نیازهایمتنوع و پیچیده جهان امروز را ندارند. امروزه اکثر پروژه ها به علت دانش ناقص از کلیت سیستم با شکست های آنی یا موانعی در آینده مواجه می شوند. از این رو نظریه سیستمی و
تفکر کل نگر نقش بسیار مهمی در حفظ و بقای سازمانی و پیشرفت روز افزون در محیط متغیر و پویای امروزی ایفا می کند. بدین سبب این مقاله بر آن است تا به روش تحلیلی توصیفی، نقش کلیدی نظریه سیستم ها، نگرش کل نگر و
تفکر سیستمی - را در مواجهه با سازمانها مورد بررسی قرار دهد.