ali zolfaghari
4 یادداشت منتشر شده« موجودات غیر ارگانیک » نویسنده و محقق: علی ذوالفقاری باغبادرانی
« موجودات غیر ارگانیک »
منظور از موجودات”غیر ارگانیک” ، موجوداتی است که چون بشر دارای کالبد مادی نیستند. آنها دارای کالبدی انرژیک اند. در واقع در اطراف ما موجودات زنده بی شماری زندگی می کنند که یک نمونه آن موجودات ارگانیک، یعنی موجوداتی هستند که دارای جسمیت و کالبد مادی می باشند. اما بخش قابل توجهی از موجودات زنده، در عالم موجودات غیر ارگانیک که یک جهان انرژیک است، بسر می برند. برخی این عالم را برزخ، یا عالم مثال دانسته اند. زیرا حد واسط دنیا وآخرت است. در اینجا، هم ماده است هم شکل و تصویر، اما در آنجا ماده نیست آنچنانکه در اینجاست. اما شکل و تصویر وجود دارد. آن عالمی است لطیف براساس انرژی. به آن عالم اثیری یا اختری نیز می گویند. موجودات غیر ارگانیک، زنده هستند یعنی دارای حیات، آگاهی و هوشمندی می باشند. این موجودات از آنجا که چون آدمی کالبدی ثقیل و مادی ندارند و از محدودیت های تن، عاری می باشند، از نظر نوع زندگی، سرعت، قدرت، حرکت، میزان آگاهی، حوزه دید و ادراک، کاملا متفاوت می نمایند. با این حال آنها نیز دارای محدودیت هایی هستند و این محدودیت ها متناسب با وضعیت وجودی آنهاست. موجودات غیر ارگانیک نیز انواع متنوعی دارند. یک نوع آن در فرهنگ دینی بنام جن شناخته شده است. البته اگر جن را به معنای اخص بگیریم، در این صورت” غیر ارگانیک” اعم از جن خواهد بود. موجودات غیر ارگانیک را در فرهنگ گذشته “صیاصی معلقه” می نامیدند زیرا می دانستند که آنها محلی بنام کالبد جسمانی مادی ندارند پس” معلقه” فرضشان نموده اند و از آنجا که دارای وجودند و در موجودیتشان وحدت و هماهنگی و حصار است به “صیاصی” نسبت داده اند. عالمی چون ملاصدرا آنها را تحت عنوان” صور مثالیه” آورده و به سه دسته کلی تقسیم می کند. یکی ”ملائکه ارضیه” که چنانکه از نامش پیداست این گروه در فعل و انفعالات موجودات زمینی شرکت دارند. دیگر” ملائکه سماویه” که مامور تدبیر و تاثیر بر اجرام و انرژی های کیهانی شناخته شده اند و گروه سوم را تحت عنوان” ملائکه مقربین” نام می نهد که اینان کاملا متوجه ذات حق تعالی هستند زیرا جز به خداوند و اراده الهی به چیز دیگری اهمیت نمی دهند.
دسته بندی های دیگری نیز از قدیم الایام وجود داشته که براساس مفید یا مضر قلمداد کردن موجودات غیر ارگانیک زمینی شکل گرفته است. از جمله اینکه آن دسته از موجودات غیر ارگانیک که باعث مکارم اخلاق و اعتدال مزاج و رفتار می شوند”پری” و آن دسته که موجب از هم پاشیدگی و انحراف مزاج و خروج از اعتدال و سبب رفتار قبیحه می گردد” دیو” نامیده شده اند. عده ای دیگر نیز آن دسته از موجودات غیر ارگانیکی که در اطراف ما زندگی می کنند را به ارواح بادی، آبی و ناری تقسیم بندی نموده اند. در اینجا از این تقسیم بندی ها بر هر اساس که باشند صرف نظر کرده و به برخی از ویژگی های موجودات غیر ارگانیک می پردازیم. موجودات غیر ارگانیک، جاودانه نیستند آنها نیز چون بشر دارای اجل و سرآمدند. اما عمر آنان طولانی تر گزارش شده است زیرا بشر بخاطر ثقیل بودن کالبد مادی اش در معرض اصطکاک های بیشتری قرار گرفته و طبعا فشارهای عدیده ای را متحمل می گردد. بوعلی سینا نیز عمر اینان را در اشارات اش طولانی تر عنوان کرده است.
برخی از موجودات غیر ارگانیک، توانایی جابجا کردن اجسام ثقیل و مادی را دارند. و اگر اذن داشته باشند این کار را به راحتی و در کسری از ثانیه به انجام می رسانند. آنچنانکه قرآن درمورد جابجایی تخت بلقیس و موارد دیگر شهادت داده است. البته این نکته چیزی جادویی نیست بلکه از آنجا که اصل ماده، انرژی است و اینان نیز دارای کالبد انرژیابی اند، این کار سهل، و آسان است. در حکومت سلیمان (ع)، خداوند انواع موجودات غیرارگانیک را به خدمت او در آورده بود و آنها از هر نوع، مجبور به اطاعت از فرامین سلیمان نبی (ع) بودند. موجودات غیر ارگانیک یا غیر جسمانی نیز تغذیه دارند. برخی از آنان از” بوئیدن” تغذیه می کنند. بوئیدن مواد مغذی از جمله غذاهای انسانی برای آنها نوعی طعام است. در برخی از احادیث نیز به این نکته اشاره شده است. به هر حال این دسته به “بو” حساس اند. به برخی از بوها جذب می شوند و از برخی بوها می گریزند. سوزاندن بخورها، عودها و جاری کردن رائحه های مختلف از قدیم الایام بدین سبب بوده است. ابن عربی در “فتوحات مکیه” می گوید، جنگ هایی بنام “زوبعه” ما بین این گروه ازموجودات غیر ارگانیک واقع می شده که با بوهای مضر یکدیگر را از پای در می آوردند. برخی از موجودات غیر ارگانیک دارای مونث و مذکرند و خانوادگی و یا بصورت قبیله ای زندگی می کنند. البته برخی دیگر مونث و مذکر را یکجا در خود دارند و هنگام ازدیاد نسل خود را تکثیر می کنند. نوع اعلی ی موجودات غیر ارگانیک از” آگاهی” تغذیه می کنند. برای این نوع،” آگاهی” دارای نور و انرژی بسیار لطیفی است که با تغذیه از آن قوت می گیرند. عده ای از موجودات غیر ارگانیک، اهل مزاح و بازیگوشی اند و از اینکه سر به سر نوع بشر بگذارند لذت می برند. ایجاد ترس براساس سر و صدا، جابجایی برخی از اجسام، و یا تصویر سازی بصورت شبح از جمله ی این بازیهاست. البته اینان تا چراغ سبز به آنها نشان داده نشود دست به این کارها نمی زنند. اما نوع برتر ایشان هیچگاه خود را به این هجویات سرگرم نمی کنند. آنها کارهای مهمتری در روند هستی بعهده دارند. نوع متعالی تر موجودات غیر ارگانیک فقط با افراد خاص از نوع بشر ارتباط برقرار می کنند و آن هم بخاطر ماموریت یا منظوری ایجاد می گردد.
هر چه باشد بدون” اذن الهی” این کار صورت نمی پذیرد. زیرا میان نوع بشر و موجودات غیر ارگانیک حجابی است که هیچ کس حق ندارد بدون اذن، وارد قلمروی دیگری گردد. جز این باشد مسئول و مستحق تنبیه و مجازات گشته و حتی ممکن است به اسیری برده شود. برخی کسانی که از مجانین گشته اند از جمله این افرادند. بخشی از موجودات غیر ارگانیک، در جوار انسان زندگی می کنند. البته اینان مزاحمتی برای نوع بشر نداشته و غالبا خود را بر او ظاهر نمی کنند. بخشی دیگر از نوع بشر فاصله گرفته و در جاهای خلوت و دور دست بسر می برند. برخی اینان جزو آگاه ترین موجودات غیر ارگانیک محسوب می شوند و بیشتر در جاهایی مثل برخی از کوه ها، غارها، سرچشمه ها وبیابانهای دور دست مستقر گشته اند. اگرآدمی با “اذن” با یکی از اینان مرتبط گردد بدون شک از آگاهی های غریبی برخوردار خواهد شد و بالطبع نوع نگرش و بینش اش نسبت به هستی دگرگون می شود. برخی دیگر نیز زندگی زیر زمینی را با بافت وجودی شان سازگار دیده و به آنجا خزیده اند. موجودات غیرارگانیک دارای کالبدی انرژیایی اند و چون بخواهند و اگر اجازه داشته باشند می توانند خود را به شکل بشر یا حیوان یا اجسام دیگر ظاهر کنند. آنها مقلدان خوبی هستند کافیست یک شیء یا یک کس را ببینند آنگاه براحتی می توانند خود را به همان شکل درآورند.
در بین موجودات غیر ارگانیک یا غیر جسمانی، خیر و شر وجود دارد. برخی از آنان در خدمت جریان شر قرار دارند که به شیاطین موسومند و برخی در جریان خیر سیر کرده و از اهل ایمان قلمداد می شوند. در این جهان های سفلی، هر دو جریان خیر و شر دارای توان و اقتدارند. اما هر چه به طرف اسفل حرکت کنیم توان نیروهای شر بیشتر و چشمگیرتر جلوه می کند. حال آنکه چون به طرف عالم لطیف تر سیر کنیم نیروهای الهی و جریان خیر، چشمگیرتر خواهند بود. این دو جریان به اذن پروردگار آسمان ها و زمین، همواره در تضاد و تعارض اند تا چرخ هستی به گردش در آید. حاصل این تضاد و کشمکش، تکامل انواع را در پی دارد. غیر از این دو گروه، که دائما درگیر به نظر می رسند گروه سومی هستند که به گروه” ناظر” یا داوران موسوم اند. کار اینان نظارت بر هر دو جریان است. برای این عده، عدالت ترسیم شده از آسمان و رعایت قاعده بازی اصل است نه چیز دیگر. اینها که گفتم برای چشمان بسته چون خرافات به نظر می رسد. اما حقیقت دارد و عقول عالیه از این حقایق مطلع اند. گروه” ناظر” یا داوران، نیروهای هر جریانی را چه خیر و چه شر، نظارت کرده و چون هر کدام از آنها از حریم خود پا فراتر گذاشته و قوانین و مقررات وضع شده درهستی را نادیده انگارند، محکوم و در صورت لزوم تنبیه می نمایند. جریان حق، جز از حق نباید بهره بگیرد و جریان باطل نیز تنها می تواند با وسوسه و اغوا کردن، دست به فریب بزند. و زور و اجبار منع شده است. کسی حق ندارد نه کسی را به زور به بهشت ببرد نه به جهنم بکشاند. گاه درگیری این دو جریان در پشت مرزهای ماده چنان قدرتمندانه شکل می گیرد که آثار آن در جهان مادی، در شهر و در برخورد آدمیان با یکدیگر بخوبی مشهود می شود. هرکسی با موجودات غیر ارگانیک در ارتباط است منتها اغلب مردم از این روابط بی اطلاع اند. این روند هستی است و چرخ گردون اینگونه به چرخش ادامه می دهد. اما قلیلی در هر دوره از این ارتباط مطلع اند. آنچه حائز اهمیت است این است که ارتباط (خود سرانه) با موجودات غیر ارگانیک، خطرناک و گاه جبران ناپذیر است. آنهایی که وسوسه شده اند که با مشتی اوراد و اصطلاحات ازکتب غریبه، به قلمرو آنان وارد شوند به واقع ندانسته خود را اسیر ساخته اند زیرا موجودات غیر ارگانیک از آدم چشم بسته، بسیار آگاه تر است و بی شک آدمی را به بیگاری کشانده و از انرژی اش بهره مند می گردند. ارتباط فقط با اذن استاد الهی میسر است غیر از این باشد یک دام باطنی است. اما اگر ارتباطی با” اذن” بر قرار شد اولین قدم آن است که شخص منتخب، نباید ترس و واهمه ای به دل راه دهد. البته اضطراب در نوبت های اول، طبیعی است اما باید بسرعت زایل شود. زیرا این انسان است که خلیفه الهی شمرده شده است. موضوعیت این گونه روابط،” آگاهی” است و آگاهی به نوبه خود “اقتدار” می آفریند. پس جا دارد که در همان قدم اول، حوزه امتحانی ترساندن شکل گیرد. آنکه بترسد نه تنها خود را محروم نموده بلکه بی آنکه بداند بخشی از انرژی خود را واگذاشته و میدان را ترک نموده است. گاه برخی از موجودات غیر ارگانیک، القاءاتی می کنند که تو را متوهم ساخته و تصور می کنی شخصی مهم یا تافته جدا بافته ای. اینها همه از همان حوزه های امتحانی است که برای شناخت تو بر پا می گردد. پس هوشیاری و درایت، اساس کاراست. زیرا خود بزرگ بینی و اینکه قائل شوی کس بزرگی هستی، رابطه را
می شکند. موارد امتحانی براساس شهوت، قدرت و ثروت از دیگر مواد امتحانی است که به موقع بر پا می شود. نکته دیگر در این ارتباط آن است که تو نباید وعده ای بدهی که قادر به انجام آن نباشی. طموح و بلند پروازی، کار خرابی است و عدول نکردن از حق نیز اساس کار است. گاه از سوی موجودات غیر ارگانیک هجمه ای صورت می گیرد و این بخاطر عیارسنجی شجاعت و لیاقت توست.
ناگاه در جایی یا شبی خود را در میدان نبرد احساس می کنی، سخت و طاقت فرسا. نباید از میدان بدر رفت. یک سالک، مبارز هم هست. تلاوت قرآن در اینگونه موارد بسیار کارساز است و این به تجربه دیده شده است. در این جنگ و ستیزهای فراتر از ماده، گاه پیروز می شوی گاه شکست را تجربه می کنی. گاه اسیر می شوی، گاه به اسیری می بری. من وجهی از قرآن را در میادین قتال و مبارزه در رابطه با موجودات غیر ارگانیک دیده ام. به ویژه آن آیاتی که ضمایر آن بدون مرجع ظاهر است. باید به” هم” و” کم” ها دقت کرد. آنچه بیشتر منظور نظر بود موجودات غیر ارگانیک زمینی بودند نه موجودات فضایی. موجودات فضایی یعنی آنان که به عوالم غیر از زمین متعلق اند خود بحثی مجزا دارد. اینان نیز از مخلوقات خدای یگانه اند. هیچکس جنود خدا را احصاء نکرده است. آنچه مهم است این است که عوالم متعددی درهم تنیده شده اند. اما برای بشر خام چشم فقط یک عالم، ظاهر است و عوالم دیگر ناپیداست. بی شک هر عالمی موجودات خویش را دارد و هر چه به اعلی سفر کنیم این موجودات لطیف تر و قدرتمندتر به نظر می رسند. انسانی که به مقام دیدن نائل می شود “بصیر” خوانده می شود. چنین انسانی علاوه بر اینکه توانایی آن را دارد که جوهره اشیاء و پدیده ها را ببیند، می تواند جهان های دیگر را با بصیرت به مشاهده بنشیند. منظور از دیدن، یک رویت تخیلی و یا یک ادراک قلبی نیست، بلکه منظور از دیدن، خود دیدن است. تصویر است که از مقوله” نور” جدا نیست.” مصور” برایت تصویر سازی می کند و تو می بینی و تصویر را می گیری. پس آنانی که نتوانستند بحث رویت و تصویر را فهم کنند رو به توجیه ادراک قلبی و دریافت اشراقی آورده اند. خیر، بحث از دیدن و تصویر است. ادراک قلبی و اشراقی چیز دیگری است.
من از روند و چگونگی ساختار این رویت مطلع نیستم. فقط این را می دانم پس از اتفاقی مرموز با همین چشمانت به مشاهده می نشینی. از دیگر اموری که در این مدرسه باید آموخت این است که کالبد رویائی ات را بیابی و بر آن مسلط شوی. آنکه این نکته را بیاموزد می تواند با کالبد رویائی اش که غالبا به شکل همین کالبد جسمانی اش می باشد، سفر کرده و به مشاهده بنشیند. این چنین شخصی با کالبد رویائی اش، کسب آگاهی می نماید. و در بسیاری از مواقف حضور بهم می رساند. صاحبان روح های بزرگ، این توانایی را دارند که در برخی از اجتماعات با کالبد رویایی خود حاضر شوند و حتی سخنرانی کنند. این کار چنان با دقت و ظرافت انجام می شود که کمتر کسی مشکوک می گردد. شاید فقط قلیلی از سالکان بفهمند که این ولی خدا یا استاد الهی با کالبد رویائی اش حاضر گشته است. گاه در چنین مواردی عده ای از اصحاب خاص به دور استاد الهی حلقه زده و مانع از دست زدن دیگران به او می شوند. زیرا کالبد رویایی از جنس انرژی است و هنگام دست زدن، گوئی دستت در حوزه ای از جریان انرژی فرو می رود. البته حوزه انرژیایی چنین کالبدی آنچنان قوی است که بعید است غریبه و نامحرمی بتواند بیش از حد به آن نزدیک شود. این چنین استادی می تواند با کالبد رویایی خویش به رویاهای سالکان وارد شده و دست به تعلیم آنان بزند. و یا درعوالم دیگر آنها را راهنما باشد. روح، دارای قدرت خلاقه است و همچنان که می تواند عالم رویا را بیافریند توانایی آن را دارد که کالبد رویائی را نیز بر پا نماید.
برای اینکه بتوانی ببینی باید” قصد” دیدن کنی. این شروع کار است و بهترین شروع همراه شدن با یک استاد است. هر چند دیده شده عده قلیلی بدون استاد ظاهری” دیدن” را آموخته اند ولی بدون شک همان ها نیز برخوردار از راهنمائی های استاد درون بوده اند. علم دیدن یکی از شریف ترین علوم باطنی است و آنکه این نتواند کور باطنی نام دارد. برای دیدن، باید دریافت که جهان پیرامون ما، قبل از هر چیز یک جهان انرژیک است. و ماده آنگاه شکل می گیرد که این انرژی ها در وضعیتی هماهنگ، در بند یکدیگر شده، غلیظ گشته و نمود پیدا می کنند. اگر انسانی بتواند قبل از رویت ماده، بافت انرژیایی آن را ببیند مقدمات لازم برای ورود به عالم دیدن را کسب نموده است.
این جهان دیدنی، یک جهان واقعی است که فیزیکدانان نیز به آن اذعان داشته اند. جهان مادی، پر از سوراخ ها و شکاف هاست. یک جسم مادی هر چقدر هم سخت باشد باز فضای خالی ما بین اجزای زیر اتمی اش به مراتب وسیع تر از نقاطی است که پر به نظر می آید. نیروی فکر که به آن نیروی” تی” گفته می شود به عنوان یک نیروی لطیف به راحتی می تواند از هرگونه ساختار اتمی اجسام گذر کرده و باعث تغییر و تحول گردد. از جمله از نیروها، نیروی کار آمد و در عین حال بسیار لطیف “حیات” است که در بستر هستی همواره درجریان است. صید این نیرو که مملو از آگاهی مستمر است در جهت رشد آدمی وبه یژه درقلمرو دیدن، ضروری است. همه به نوعی از این نیرو بهره مندند. اما آنکه آگاهانه به حیات خواری دست می یازد، توان و آگاهی اش با دیگران غیر قابل قیاس است. بنظر می آید عظیم ترین نیرو، “نیروی ساکن” و آرام گرفته است. این نیروست که به نیروهای متحرک دیگر، توان جریان داشتن می دهد. دستیابی به چنین نیروی مرموزی، توان فوق العاده ای برای صاحب آن ایجاد می کند. تاکنون کسی از ذات و چیستی آن سخن فرمول واری بیان نکرده است اما بی شک همه بزرگان به وجود آن نه تنها معتقدند بلکه با تمام وجود آنرا حس می کنند.
آرامش حقیقی نیز در کنار چنین نیروی اعجاب برانگیزی میسر می گردد.” ثابت “.
موجودات غیرارگانیک بخاطر اختلاف بافت کالبدی شان با نوع بشر، برای مردمان قابل رویت نیستند و بنظر می رسد برای قابل رویت شدن باید تغییراتی صورت پذیرد. این تغییر یا در فرکانس انرژی کالبدی آنهاست یا تغییر در بافت ادراکی بشر، و یا هر دو می باشد. بهر حال جهت رویت باید هماهنگ و هم فاز شوند. در بسیاری از موارد مشاهده شده است که این هماهنگی در” صدا” به وجود می آید. لذا صداها شنیده می شوند اما رویتی در کار نیست. بهر حال شنیدن” صدا” نیز برای سالک حق جو، یک امتیاز در خور توجه است اما بحث ما همچنان در باب دیدن است. انسانی که به مقام دیدن نائل می گردد جهان در نگاه او تغییرات اساسی می یابد. او دگر آن کسی نیست که قبلا بوده است. پس سخت ترین کار برای این عده، زمانی است که بخواهند به زندگی عادی قبلی خود برگردند. اما آنها ناچار از این بازگشت اند زیرا در غیراینصورت زندگی مادی شان به ویژه در حوزه ارتباط با دیگران دچار اختلالات خواهد شد. لذا برای اینکه انگشت نما و رسوا نشوند باید به ایفای نقش عادی بودن بپردازند. و خود را از نگاه های کنجکاو و فضول دیگران، مصون بدارند.
گاهی آنان برای اینکه شک دیگران را بکلی زایل کنند به شیوه ملامتیون رفتار می کنند و دست به اقدام و یا وانمود به اقدام کاری می کنند که نامحرمان را از دور خویش بتارانند. بهر حال برای” دیدن” باید از برخی چیزها چشم پوشید تا رویت شریف تر حاصل گردد. این قانون حذف و اضافه، پر و خالی، یک قاعده علمی عملی است که صاحبان دیده، همواره آن را بکار می گیرند. آنچه واضح است این است که ما در مورد صاحبان دیده، سخن گفتیم نه مدعیان دروغین آن. مدعیان دروغین در بستر تاریخ همیشه وجود داشته و دارند. قصد آنان سوء استفاده هر چه بیشتر از نوع بشر است. آنان بدنبال استحمار و استثمار دیگرانند. پس خالی از هرگونه حقیقت بینی اند. اما صاحبان دیده نه تنها هیچ چشمداشتی از دیگران ندارند بلکه حاضرند از امکانات خود بذل نموده تا دمی از تیر نگاه و توجه دیگران امان یافته و به خلوت خویش وارد آیند.
جنیان را اساتید عصر حاضر، موجودات غیرارگانیک خوانده اند. منظور از غیرارگانیک، آن موجودی است که جسمیت ندارد. دارای فیزکالیته سخت نیست.
انسان دارای فیزیکالیته سخت است. از خاک است. اما جنیان، از جنس انرژی اند. ناری اند و آتش از خاک لطیف تر است. برای همین است که براحتی به چشم نمی آیند. نه اینکه نیستند، نه اینکه توهم اند، آنها وجود دارند، هستند، زنده اند. دیدن آنها نیازمند انرژی قابل توجه ایست. این انرژی را یا باید بیننده تامین کند و یا خود آنها. و آنها قدر انرژی را می دانند و بندرت چنین کاری می کنند مگر آنکه امر مهمی در کار باشد. آنها به اندازه قابلیت هایشان، هوشمندند. زاد و ولد دارند. منتها از جنس انرژی اند. موجوداتی انرژیایی. از آنجا که جسمیت سخت ندارند، قابلیت جابجایی فوق العاده ای دارند زیرا این جسم سخت است که در معرض اصطکاک است. آنها در معرض چنین اصطکاکی نیستند. گذر از موانع سخت برایشان آسان است و بسرعت عمل می کنند. آنها انواع دارند همچنانکه انسان ها انواع دارند. قدرتمندترینشان در مناطق بکر طبیعی و دور از دسترس انسان ها زندگی می کنند. برای همین است که سالکان بیشتر به مناطق بکر طبیعی که دور از محیط های انسانی است می روند. زیرا این نوع قدرتمند و آگاه، برخوردار از انرژی نابی هستند که فضا را از وجودشان متاثر می کنند. بیشتر آنان، سالکان شجاع را پذیرایند و به چشم مهمان نگاه می کنند. نوع دیگرشان که نزدیک به آدمیان اند، چون اشباح بی آزارند. اینها بیشتر در اطراف آدمیان و گاه در منازلشان ساکن اند. کار به چیزی ندارند، فضولی نمی کنند فقط زندگی خودشان را دارند. اما نوع دیگری است که آنها نیز گاه در اطراف برخی از آدمیان پرسه می زنند و آزار رسان اند. اما تعداد اینگونه از جنیان نادر است و در همه جا یافت نمی شوند. از اینکه سربسر آدم های ترسو بگذارند لذت می برند. گاه اشیاء را جابجا می کنند، تا توجه بیشتری جلب کنند. برخی از آنها بدنبال انرژی اند. جذب انرژی لطیف برایشان مهم و حیاتی است. برای همین در مواقفی برخی را می ترسانند زیرا با ایجاد ترس و لرز، تو دفعتا بخشی از انرژی لطیف خود را آزاد می کنی، و آنها نیازمند چنین انرژیی هستند. برای همین همواره به سالکان توصیه شده است که در سلوک نباید بترسند. ترس یعنی واگذاری بخشی از انرژی. انرژیی لطیفی که ذی قیمت است و نباید آن را مفت از دست داد. اگر نترسی، آنها تو را بزودی رها خواهند کرد زیرا می فهمند که از تو به آنها انرژی یی نخواهد رسید. و ناچار برای جذب انرژی به جای دیگری رهسپار خواهند شد. اما اگر بترسی، تا وقتی که بتوانند انرژی های تو را بمکند، نزدت می مانند. این موجودات غیرارگانیک از آنجا که هوشمندند، خیر و شر دارند. درست مثل انسان ها. صالح و غیر صالح دارند. برخوردار از “اختیار” اند. می توانند به حقیقت ایمان بیاورند یا نیاورند، درست مثل انسان ها. و از این روست که قابل محاکمه اند. تشویق پذیر و تنبیه گریزند. طعام مخصوص خود را دارند و از آنجا که لطیف اند شامه شان جذب طعام می کند. این موجودات انرژیایی، چون جسمیت سخت ندارند از امراض و بیماری های جسمی بدور اند و برای همین نسبت به انسان دارای عمری طولانی ترند. اما برایشان مرگ هست. مرگشان آنگاه است که انرژی شان بکلی زایل شود یا به چیز دیگری تبدیل گردد. اینان نیز زمینی اند و جز سالکانشان، نمی توانند از زمین بیش از اندازه دور شوند. به تعبیری دیگر، نمی توانند در طبقات آسمانی به دلخواه سفر کنند. برخی از اهل ایمان این موجودات انرژیایی، بصورت خودانگیخته در خدمت اولیاء و بزرگان بسر می برند. اینان از آگاهی هایی که در کلام اولیاء موج می زند بهره مند می شوند.
از قدیم الایام بسیاری از انسان های طماع و قدرت طلب، بدنبال در اختیار گرفتن این موجودات هوشمند انرژیایی بوده اند. آنها به انواع شیوه های جادویی از جمله استفاده از برخی اوراد، طلسم ها، بخورها و نیز قربانی ها متمسک می شدند تا لااقل یک یا چند تن از آنان را به خدمت بگیرند. اما آنها نمی دانند که در نهایت خود اسیر آنان گشته اند. موجودات غیرارگانیک مفت کار نمی کنند. دستمزد کلان دارند. انرژی ناب می خواهند. قربانی می طلبند! و چنین ارتباط هایی را قرآن کریم مذمت فرموده است. یک انسان آزاده، یک انسان مخلص، باید در هر مرحله از سیرش فقط توجه به ذات حق تعالی داشته باشد. او کسی را اسیر نمی کند. به خدمت نمی گیرد. جز این باشد سالک حق نیست یک حقه باز است. برای سالک حق، توجه به غیر، شرک است. او تمام آگاهی ها و توانمندی هایش را از ذات حق تعالی دریافت می کند. از منبع می نوشد. از چشمه خویش.