استعمار و شیوه های مختلف استعمارگران در طول تاریخ
اگر بخواهیم به تاریخچه استعمار و استعمارگران بپردازیم باید به سراغ تاریخ اولین جنگ های بشری بپردازیم، درواقع جنگ های ابتدا تاریخ بر سر منابع و گسترش قلمرو بود که باعث به وجود آمدن اولین استعمارگران شد و حتی زمانی که کشورها پا به عرصه وجود گذاشتند نیز جنگ و استفاده از نیروهای نظامی مهم ترین ابزار استعمار گران برای ورود به قلمروهای دیگر بود چنانچه انگلیس و ایتالیا و فرانسه با اتکا به همین نیروهای نظامی توانستند سرزمین های بسیاری را در افریقا تصاحب کنند و حتی جنگ و از بین بردن قبایل مختلف سرخ پوست باعث ایجاد ایالات متحده امریکا شد؛ بنابراین باجرئت می توان گفت اولین و مهم ترین ابزار برای استعمارگران اولیه و کهن استفاده از نیروی نظامی و راه اندازی جنگ های مختلف بوده است ولی با وقوع جنگ جهانی اول و بیداری و مقاومت مردم سرزمین های مختلف و دسترسی آن ها به ابزارآلات و اتکا آن ها به شناخت جغرافیای محل زندگی خود ابزار نیروی نظامی کارایی خود را از دست داد و بسیاری از سرزمین ها به سمت استقلال گام برداشتند؛ بنابراین با پیشرفت دانش بشری و آگاهی مردم، استعمارگران نیز شیوه های خود را تغییر دادند و برای تسلط بر کشورها و استفاده از منابع آن ها از شیوه های جدید استفاده کردند و این گونه دوران استعمار نو آغاز شد. در این شیوه کشورها به ظاهر داری استقلال هستند و حکومت به وسیله مردمان بومی اداره می شود ولی تحت سلطه استعمارگران هستند، چراکه اغلب کشورهایی که از یوغ استعمارگران خارج شدند، کشورهای فقیری ازنظر اقتصادی و سیاسی هستند و پیشرفت چندانی در تکنولوژی های روز دنیا ندارند به همین دلیل استعمارگران قبلی به بهانه پیشرفت این کشورها از طریق سازمان های بین المللی و یا کمک های مالی و وام بر سیاست های این کشورها مسلط شده و منابع آن ها را به غارت می برند و حتی به منظور تسلط بر اوضاع از طریق کودتا و انقلاب های رنگی سعی می کنند حکومت را از طریق عناصر وابسته به خود اداره کنند و امتیازهای ویژه ای را به دست آورند. این کشورها به خاطر اینکه از روند تکنولوژی جهانی عقب هستند اغلب دارای اقتصاد رانتی و یا متکی به صادرات تک محصولی آن هم به شیوه خام هستند، کارخانه جات در این کشورها اغلب مونتاژی است. این کشورها به دلیل اینکه تکنولوژی به صورت یک مرتبه و آنی وارد آن ها می شود فاقد فرهنگ استفاده از این فناوری ها هستند و دچار فقر فرهنگی می شوند و همین مسئله مشکلات بسیاری را برای آن ها ایجاد می کنند و حتی ممکن است سبب بروز جرم و جنایت شود. اما این شیوه استعمار هم با گذر زمان و بیداری مردم و گسترش دانش بشری و ظهور اینترنت و از بین رفتن مرزهای جغرافیایی برای ارتباط بین افراد کارایی خود را از دست داد و جهان را وارد عصر استعمار فرانو کرد. در این شیوه استعمار دیگر مهم ترین راه استعمارگران تسلط بر معیارها و ارزش های جوامع است، در این شیوه استعمار سعی می شود و فرهنگ جوامع را در جهت منافع خود تغییر دهند برای این مسئله تسلط بر زبان و شیوه های آموزشی و حتی مطالب آموزشی در این جوامع از عناصر کلیدی به حساب می آید ا بزار آلات این شیوه استعمار بسیار متنوع است و مهم ترین سربازان این نبرد عوامل وابسته به استعمارگران می باشند. در این شیوه استعمار هدف استعمارگران تغییر هویت جوامع است شاید بتوان به جرئت گفت که در این شیوه استعمار استفاده از روش های جنگ شناختی یک ابزار کلیدی برای استعمارگران محسوب می شود. چراکه در جنگ شناختی نیز دشمن میدان مبارزه را در ذهن تک تک افراد جامعه ترسیم می کند و سعی می کند با تاثیرگذاری بر ذهن افراد جامعه بر قضاوت ها و واکنش های آن ها نسبت به مسائل گوناگون جامعه تاثیر گذارد و آن ها را هم نوا با اهداف خود کند حتی اگر ندانند.
در پایان می توان گفت برای اینکه جوامع از زیر یوغ انواع استعمار رهایی یابند، توسعه علم و دانش و تجهیز جامعه به تکنولوژی های روز دنیا همراه بافرهنگ استفاده از آن ها و هم زمانی قانون و ورود تکنولوژی های جدید، اهمیت به مسئله آموزش وپرورش نسل جوان و روحیه انتقادی در آن ها، اتکا به نیروهای بومی، تقویت ارزش ها و باورهای ملی و اعتقادی، مبارزه با ورود فرهنگ های بیگانه که هیچ سنخیتی بافرهنگ بومی ندارند، رهایی حکومت از افراد خودفروخته بیگانه و تقویت روحیه ملی گرایی و مقاومت در افراد جامعه گوشه ای از اقداماتی است که دولت ها و افراد جامعه برای رهایی از استعمار می توانند انجام دهند.