وقتی درد به شخصیت تبدیل می شود(When unprocessed pain becomes part of the personality)
وقتی درد به شخصیت تبدیل می شود
رنج، برخلاف تصور رایج، همیشه فریاد نمی زند.
بیشتر وقت ها نجوا می کند،
در لابه لای انتخاب ها،
در الگوهای تکرارشونده،
در خستگی ای که دلیل روشنی ندارد.
سلمان اختر رنج را چیزی فراتر از یک تجربه ی گذرا می داند؛
او از رنج هایی حرف می زند که هضم نشده اند.
رنج هایی که به جای پردازش شدن
به شخصیت تبدیل می شوند.
آدم دیگر «رنج نمی کشد»
بلکه با رنجش فکر می کند،
عاشق می شود،
و جهان را تفسیر می کند.
بیون یک قدم عقب تر می رود.
از جایی حرف می زند که هنوز معنا شکل نگرفته.
به نظر او، رنج خام
اگر در ظرفی روانی جا نگیرد
به فکر تبدیل نمی شود.
تبدیل می شود به آشوب،
به اضطراب بی نام،
به تجربه هایی که فقط باید از آن ها فرار کرد.
اینجاست که نبود یک «دیگری نگه دارنده»
رنج را خطرناک می کند.
اگدن این فرآیند را زیسته تر می بیند.
او می گویدرنج حل نشده
در زبان زندگی ما حرف می زند.
در نحوه ی حضورمان
در رابطه، در سکوت ها ،در فاصله ها.
گذشته، اگر خواب دیده نشود
در اکنون اجرا می شود.
وینیکات اما
با آن صدای آرام و بی ادعا
رنج را به محیط برمی گرداند.
به جایی که قرار بود «به اندازه ی کافی خوب» باشدو نبود.
به لحظه هایی که کودک
برای بقاخود واقعی اش را کنار گذاشت
و خودی ساخت
که بتواند دوام بیاورد.
خیلی از رنج های بزرگسالی
سوگواری ناتمام
برای همان خود گم شده اند.
نگاه اگزیستانسیالاین تصویر را کامل تر می کند.
رنج فقط زخم کودکی نیست؛
گاهی مواجهه ی ناگزیر با تنهایی،
مرگ،آزادی
و مسئولیت بودن است.
اما حتی این رنج ها هموقتی قابل فکرکردن نباشند
به تکرار بدل می شوندنه به معنا.
نقطه ی مشترک همه ی این نگاه هایک چیز است:
رنجی که فهمیده نشودزندگی می شود.
رنجی که معنا نیابدالگو می سازد.
راه رهایی نه حذف درد است
نه مثبت اندیشی اجباری.
راه رهایی ساختن ظرفی ست
که رنج بتوانددر آن فکر شود
حرف بزندو تاریخ پیدا کند
وقتی رنج صاحب روایت می شود
دیگر مجبور نیست خودش را
در بدن ،در رابطه ،یا در سرنوشت تکرار کند.
آیا واقعا رنج های امروز ما جدیدند
یا فقط لباس عوض کرده اند؟
فروید می گوید که روان در مواجهه با درد خلاق نیست
او همان سناریوی قدیمی را بارها و بارها اجرا می کند.
رنج های بزرگسالی اغلب پژواک همان ناکامی ها، ترس ها و فقدان های نخستین اند.
فقط این بار با کلمات پیچیده تر و در روابط شایدآن هم شاید
بالغ تر خودشان رو نشان می دهند.
بنابراین راه رهایی از رنج ها در حذف درد نیست
در این است که بفهمیم این درد، اولین بار کی وارد زندگی مان شد.
به نظرت رنج تکرارشونده ی زندگی تو، شبیه زخمی قدیمی نیست؟