مردانگی و پدری در پیوند فرهنگ دینی و تاریخ ایران
مفهوم «مرد» در فرهنگ ایرانی و اسلامی صرفا دلالت بر هویت زیست شناختی ندارد بلکه سازه ای فرهنگی، اخلاقی و تمدنی است که در طول تاریخ در پیوند میان قدرت، مسئولیت، صبوری و معنابخشی به زندگی فردی و جمعی شکل گرفته است. مردانگی در این چارچوب نه بر محور سلطه بلکه بر مبنای تعهد اخلاقی، حمایت عاطفی و پاسداری از بنیان خانواده و جامعه تعریف می شود.
در اندیشه اسلامی، این معنا با شخصیت حضرت علی بن ابی طالب (ع) به صورتی برجسته و نظام مند تبلور یافته و در سیره عملی و گفتار ایشان مردانگی با عدالت، عقلانیت و مهرورزی پیوندی ناگسستنی داشته که با حضور ایشان در جایگاه همسر و پدر الگویی از مشارکت فعال در زندگی خانوادگی و توجه به کرامت زن و تربیت اخلاقی فرزندان را عرضه می کند. الگویی که مرد را حافظ معنویت خانواده و ضامن تعادل میان اقتدار و محبت می داند و از این منظر صفت پدری نه صرفا نقشی اقتصادی یا اقتداری بلکه مسئولیتی اخلاقی و فرهنگی است که استمرار ارزش های انسانی را ممکن می سازد.
این درک از مردانگی پیشینه ای عمیق در تاریخ و اسطوره های ایرانی داشته بطوریکه در تمدن هخامنشی روایت های تاریخی از کوروش بزرگ مردانگی را در دادگری، تساهل فرهنگی و احترام به حقوق انسان ها بازنمایی می کند و این درحالیست که قدرت سیاسی بدون پیوند با اخلاق، فاقد مشروعیت تلقی میشود. داریوش بزرگ نیز با تاکید بر قانون، نظم و پاسخ گویی الگویی از مردانگی حکمرانی محور ارائه داشته و مسئولیت فردی را در برابر سرنوشت جامعه برجسته می سازد.
در حوزه اسطوره و حماسه، شاهنامه فردوسی بستری مهم برای بازخوانی مفهوم مرد در فرهنگ ایرانی است. رستم، به عنوان نماد توان و شجاعت در عین حال حامل بار سنگین حفاظت از سرزمین و ارزش های اخلاقی است و در واقع رستم چهره ایست که قدرتش در خدمت مسئولیت معنا می یابد. آرش کمانگیر نیز تصویری متعالی از مردانگی ایثارمحور ارائه می دهد در جایی که فداکاری فردی بنیان امنیت و هویت ملی را شکل می دهد. در این روایت ها، مرد همواره نگهبان پیوندها، مرزها و معناهاست.
پیوند این سنت تاریخی با آموزه های اسلامی در فرهنگ ایرانی نوعی الگوی تلفیقی از مردانگی و پدری پدید آورده است و الگویی که در آن عقلانیت، اخلاق، مهرورزی و تعهد اجتماعی در کنار یکدیگر قرار می گیرند. چنین الگویی مرد را نه مرکز قدرت و نه صرفا تصمیم گیر دانسته بلکه او را محور ثبات و پشتیبان و معنا بخش برمیشمارد.
روز مرد و پدر، در این چارچوب ذهنی صرفا یک مناسبت تقویمی نیست بلکه فرصتی برای بازاندیشی در میراث فرهنگی و اخلاقی جامعه ایرانی است و بازخوانی این مفهوم می تواند در مواجهه با چالش های معاصر خانواده به بازسازی نقش پدر بعنوان کنشگری فرهنگی، اخلاقی و تربیتی یاری رساند و پیوند نسل ها را بر پایه مسئولیت و محبت مستحکم سازد. توجه به این معنا، گامی در جهت تقویت سرمایه فرهنگی و انسانی جامعه و استمرار سنت های هویت ساز ایران زمین خواهد بود.