منحنی انرژی–دما و تصمیم گیری مدیریتی؛ راز موفقیت در بهینه سازی انرژی(مطالعه موردی نروژ)

11 دی 1404 - خواندن 3 دقیقه - 39 بازدید

یک مطالعه موردی در نروژ نشان می دهد که سیستم پایش و مدیریت انرژی (EMS) می تواند به طور مستقیم و قابل اندازه گیری مصرف انرژی ساختمان های عمومی را کاهش دهد. در این پروژه، ۳۴ ساختمان دولتی و عمومی به کنتورهای هوشمند برق و حرارت و سنسورهای پایش انرژی مجهز شدند و داده های مصرف انرژی آنها به یک سامانه متمرکز EMS منتقل شد. این سامانه امکان پایش پیوسته، تحلیل هفتگی و مقایسه با شرایط محیطی را فراهم ساخت و مدیران ساختمان ها را قادر کرد تا اقدامات اصلاحی هدفمند انجام دهند.

برای تحلیل داده ها از منحنی انرژی–دما (Energy–Temperature Curve) استفاده شد که امکان شناسایی مصرف غیرضروری ناشی از بهره برداری نادرست یا تنظیمات غیربهینه سیستم های گرمایشی را فراهم کرد. در برخی ساختمان ها، مصرف در ساعات غیراداری تا ۱۵–۲۰٪ بالاتر از حد انتظار ثبت شد که نشان دهنده اثر مدیریتی بر مصرف انرژی است. اصلاحات شامل تنظیم زمان بندی سیستم های گرمایشی، کاهش ساعات کارکرد غیرضروری و کنترل بهتر مصرف در ساعات کم بار بود.

نتایج پروژه نشان داد که با وجود تعیین هدف اولیه کاهش مصرف انرژی به ۳.۴٪، کاهش واقعی مصرف به ۹.۸٪ رسید. این میزان کاهش معادل صرفه جویی حدود ۹.۸ میلیون کرون نروژ بود و بدون تعویض تجهیزات اصلی یا سرمایه گذاری های پرهزینه حاصل شد. این امر نشان می دهد که تحلیل داده ها و مدیریت مبتنی بر EMS می تواند اثرگذاری بیشتری نسبت به هدف گذاری های ساده داشته باشد.

مزایای اصلی این رویکرد عبارتند از:

شفافیت مصرف انرژی: EMS نشان داد که کدام بخش از مصرف اجتناب ناپذیر و کدام بخش قابل اصلاح است.

تصمیم گیری عملیاتی: داده ها به مدیران امکان داد اقدامات اصلاحی هدفمند انجام دهند.

کاهش هزینه و مصرف واقعی: بدون سرمایه گذاری بزرگ، صرفه جویی اقتصادی قابل توجهی حاصل شد.

قابلیت بومی سازی و تکرارپذیری: این مدل برای ساختمان های دولتی، آموزشی و اداری در دیگر کشورها قابل اجرا است.

پایداری و بازخورد مستمر: تحلیل هفتگی و داده محور، اثرات بلندمدت بر مصرف را تضمین می کند.

این مطالعه به روشنی نشان می دهد که نصب تجهیزات پایش انرژی تنها شرط لازم است، اما کافی نیست؛ ارزش واقعی زمانی ایجاد می شود که داده های حاصل از EMS تحلیل شوند و به تصمیمات اجرایی و اصلاحات مدیریتی تبدیل گردند. تجربه نروژ تاکید می کند که حتی بدون فناوری های پیچیده یا سرمایه گذاری کلان، می توان کاهش مصرف انرژی پایدار و ملموس ایجاد کرد.

منبع: Liang, E. Z., Paramonov, S., & Madessa, H. B. (2025). Reducing Energy Consumption Through Energy Monitoring Systems: A Case Study in Norway. Springer.

https://doi.org/10.1007/978-3-031-69626-8_96