تاثیر مدل آموزشی یادگیری اجتماعی-عاطفی (SEL) بر ارتقای تاب آوری شغلی فرزندان در مشاغل فریلنسری آینده

11 دی 1404 - خواندن 5 دقیقه - 266 بازدید


گذار از تخصص فنی به توانمندی روانی

در دهه های گذشته، موفقیت شغلی عمدتا بر پایه «ضریب هوشی» (IQ) و مهارت های سخت (Hard Skills) تعریف می شد. اما با ظهور سازمان های نسل ۵ و گسترش اقتصاد گیگ (Gig Economy)، ماهیت کار از استخدام های بلندمدت به سمت «پروژه محوری» و «فریلنسینگ» تغییر یافته است. در این محیط، فرد نه تنها مجری پروژه، بلکه مدیر، بازاریاب و مسئول تاب آوری خود است.

ü فریلنسینگ(Freelancing) در زبان ساده به معنای «آزادکاری» است. در این شیوه کاری، فرد به استخدام رسمی و بلندمدت یک شرکت یا سازمان در نمی آید، بلکه به صورت مستقل برای کارفرماهای مختلف پروژه های مشخصی را انجام می دهد. یک فریلنسر مانند یک «شرکت تک نفره» عمل می کند که خودش مدیر، کارمند و بازاریاب خودش است.

ü سازمان های نسل ۵ (Industry 5.0) نمایانگر چرخشی بزرگ در دنیای کسب وکار هستند. اگر نسل ۴ بر پایه اتوماسیون و هوشمندسازی مطلق بود، نسل ۵ بر بازگشت انسان به مرکز توجه تاکید دارد. در واقع، این نسل تلاش می کند تا «کارایی ماشین» را با «خلاقیت و مسئولیت پذیری انسان» آشتی دهد.

ü اقتصاد گیگ(Gig Economy) که با نام های «اقتصاد پلتفرمی» یا «اقتصاد پروژه ای» نیز شناخته می شود، بازاری است که در آن قراردادهای کوتاه مدت و کارهای فریلنسری (آزادکاری) جایگزین استخدام های رسمی و دائمی شده اند. واژه Gig از دنیای موسیقی گرفته شده است؛ جایی که نوازندگان برای اجرای یک شب (یک نوبت کاری) قرارداد می بندند و پس از پایان اجرا، به سراغ اجرای بعدی می روند. در اقتصاد امروز نیز، افراد به جای داشتن یک شغل ثابت برای ۳۰ سال، مجموعه ای از «گیگ ها» یا پروژه ها را انجام می دهند.

یادگیری اجتماعی-عاطفی (SEL) چیست؟

یادگیری اجتماعی-عاطفی فرآیندی است که از طریق آن کودکان و بزرگسالان دانش، مهارت ها و نگرش های لازم برای توسعه هویت های سالم، مدیریت عواطف و دستیابی به اهداف شخصی و جمعی را کسب می کنند. طبق مدل CASEL، این یادگیری بر ۵ ستون استوار است:

1. خودآگاهی (Self-awareness): شناخت نقاط قوت و ضعف.

2. خودمدیریتی(Self-management): تنظیم هیجانات در شرایط استرس زا.

3. آگاهی اجتماعی (Social awareness): همدلی با دیگران (کارفرمایان مجازی).

4. مهارت های ارتباطی (Relationship skills): همکاری در تیم های توزیع شده.

5. تصمیم گیری مسئولانه (Responsible decision-making).

چالش های مشاغل فریلنسری در آینده

فریلنسرها در آینده با چالش هایی روبرو هستند که سیستم آموزشی سنتی پاسخی برای آن ها ندارد:

  • انزوای اجتماعی: کار در محیط های غیرحضوری.
  • عدم امنیت مالی و شغلی: نوسانات درآمدی و نیاز به انطباق مداوم.
  • فرسودگی شغلی: تداخل مرز کار و زندگی شخصی.

تحلیل مکانیسم تاثیر SEL بر تاب آوری شغلی

تاب آوری (Resilience) صرفا «تحمل سختی» نیست، بلکه توانایی بازگشت سریع به وضعیت کارآمد پس از یک بحران است. مدل SEL از سه طریق این تاب آوری را در فرزندان (نیروی کار آینده) تقویت می کند:

۱. تنظیم هیجانی در مواجهه با شکست (Emotive Regulation): در دنیای فریلنسری، رد شدن پروژه ها (Rejection) بخشی از روزمرگی است. کودکی که تحت آموزش SEL بوده، شکست را به هویت خود پیوند نمی زند، بلکه آن را یک «داده» برای بهبود عملکرد بعدی می بیند.

۲. توسعه سرمایه روانشناختی (Psychological Capital): آموزش SEL باعث افزایش خودکارآمدی می شود. فریلنسری که به توانایی یادگیری سریع خود باور دارد (Self-efficacy)، در مواجهه با ظهور تکنولوژی های جدید (مثل جایگزینی برخی وظایف توسط هوش مصنوعی) دچار فروپاشی شغلی نمی شود.

۳. شبکه سازی و سرمایه اجتماعی در فضای مجازی: برخلاف تصور، فریلنسینگ یک کار انفرادی نیست. مهارت های ارتباطی آموخته شده در مدل SEL به فرد کمک می کند تا در پلتفرم های دیجیتال، اعتماد کارفرمایان را جلب کرده و شبکه ای حمایتی از همکاران مجازی بسازد که در دوران رکود کاری، نقش ضربه گیر را ایفا می کنند.

یافته های علمی و چشم انداز

مطالعات طولی نشان می دهند که سرمایه گذاری بر SEL در دوران کودکی، نرخ موفقیت در مشاغل آزاد را تا 25درصد نسبت به همتایان با دانش فنی مشابه افزایش می دهد. زیرا در سازمان های آینده، "انعطاف پذیری شناختی" که ریشه در ثبات عاطفی دارد، باارزش ترین دارایی است.

نتیجه گیری

برای آماده سازی فرزندان برای سازمان های آینده، سیستم آموزشی و والدین باید از تمرکز صرف بر نمرات ریاضی و علوم به سمت سناریوهای حل مسئله عاطفی حرکت کنند.

  • پیشنهاد اول: جایگزینی پروژه های فردی با پروژه های «همکاری از راه دور» در مدارس.
  • پیشنهاد دوم: آموزش مدیریت شکست و نقدپذیری به عنوان بخشی از برنامه درسی رسمی.

سخن پایانی: تاب آوری شغلی در فریلنسینگ، محصول قدرت تکنیکال نیست، بلکه پیامد قدرت «مدیریت خویشتن» است که بذر آن در آموزش های اجتماعی-عاطفی کاشته می شود.