رشیدالدین وطواط
رشیدالدین وطواط (قرن ۶ هجری) شاعری قصیده سرا منتسب به دربار سلطان اتسز خوارزمشاه، ماهر در ادبیات فارسی و عربی، چیره دست در بداهه سرایی و از نوادگان خلیفه ی دوم (عمر بن خطاب) بود.
گویند: چون جثه ای خرد و نحیف داشت به او لقب《وطواط》به معنی پرستوک (نوعی پرنده ی کوچک) داده بودند.
از وطواط آثار بسیاری برجای مانده که معروفترین شان
کتابی است در علم بلاغت موسوم به《حدائق السحر فی دقائق الشعر》و از قدیم الایام در میان علمای بلاغت به عنوان یک منبع ارزشمند و معتبر شناخته می شود. همچنین چهار رساله در زمینه ی ترجمه و منظوم کردن احادیث و سخنانی از خلفای راشدین که به ترتیب عبارت اند از:
-تحفه الصدیق من کلام ابی بکر صدیق
-فصل الخطاب من کلام عمر بن الخطاب
-انس اللهفان من کلام عثمان بن عفان
-نثراللآلی من کلام امیرالمومنین علی
و اما شعر او...
رشیدالدین وطواط هم مانند اکثر شاعران هم دوره ی خود در زمینه ی قصیده سرایی فعالیت داشته است.
قصاید او شکل پخته و به هنجاری از قصائد فارسی اند که عموما با تغزل هایی لطیف آغاز می شوند، با تخلص زیرکانه ای گریز به مدح ممدوح می زنند، و پس از ارائه ی ابیاتی بلند و پرمغز به شکل ماهرانه ای به انجام می رسند.
از آن جا که وطواط دانشمندی بی بدیل در زمینه ی علوم ادبی بوده قصایدی مصنوع و مستحکم پدید آورده و حسن کار او را از آن جا می توان دانست که بسیاری از شعرای دوره های بعد در کار قصیده سرایی دنباله رو او بوده اند. در راس آن ها صبای کاشانی، ملک الشعراء دربار فتحعلی شاه قاجار که سخت تحت تاثیر شیوه ی قصیده سرایی وطواط بوده است.
ابیات ابتدایی قصیده ای از او در مدح سلطان اتسز خوارزمشاه را نقل می کنم و علاقه مندان را برای مطالعه ی بیشتر به دیوان او حواله می دهم؛
ملاحظه کنید چه تغزل لطیف، شیرین و ملموسی دارد:
تا شد دلم به مهر بتان مایل
خواب و قرار گشت ز من زایل
بی خواب و بی قرار شود لابد،
هر کو شود به مهر بتان مایل
اندوه کرد بر دل من حمله،
تا دیدمش نشسته بر آن محمل
من همچو سائلان به رهش واقف،
وز دیده گشته خون دلم سائل
از روی او فضای جهان پر گل،
وز چشم من بسیط زمین پر گل
شغلی است، شغل فرقت او معظم
شکلی است، شکل انده او مشکل
یا رب! شبی بود که من و دلبر،
باشیم گشته جمع به یک منزل؟
وانگاه از تفحص حال ما،
گشته رقیب ناخوش او غافل؟
این کار نیست بابت بخت ما،
سودای بیهده چه پزی ای دل؟
بی حاصل است یار و تو را در کف،
جز باد نیست در غم او حاصل...
گویا سعدی که حدود یک قرن بعد از وطواط می زیسته، در سرودن بیت زیر:
به یادگار کسی دامن نسیم صبا،
گرفته ایم و دریغا که باد در چنگ است
نظر به بیت آخری که از وطواط نقل شد داشته؛ چنان که در بسیاری از دیگر مضامین تغزلی خویش وام دار غزل سرایان قرن ششم از جمله وطواط، ظهیر فاریابی، انوری و... است.