ROGHAYYEH POURGHAFFAR
8 یادداشت منتشر شدهتاثیر فضای مجازی بر تولید و مصرف هنر دینی
امروزه جنبه های مختلف جامعه شناسی، هنر، دین و تکنولوژی تحت تاثیر فضای مجازی در ابعاد مختلف قرار گرفته است.رابطه میان هنر و دین، پیوندی دیرینه و بنیادین می باشد که بخش عظیمی از تاریخ فرهنگی بشر را شکل داده است. از نگارگری های ایرانی، خطاطی های اسلامی و معماری باشکوه مساجد گرفته تا کلیساهای جامع و آیین های نمایشی مذهبی. در تمام دوران تاریخ هنر همواره ابزاری قدرتمند برای تجلی مفاهیم الهی، انتقال پیام های آیینی و تقویت حس تعلق مذهبی بوده است. هنر دینی، نه فقط بازنمایی واقعیت های ماورایی، بلکه یک واسطه فعال برای تجربه معنوی و برقراری ارتباط با امر قدسی است.
در دهه های اخیر، ظهور و گسترش "فضای مجازی" و رسانه های نوین دیجیتال، مرزهای سنتی تولید، توزیع و مصرف محتوا را درهم شکسته است. این دگرگونی، حوزه حساس و مهم هنر دینی را نیز دستخوش تغییرات شگرفی قرار داده است. از یک سو، ابزارهای دیجیتال امکانات جدیدی برای خلق سریع، انتشار جهانی و تعامل بی واسطه با مخاطب فراهم آورده است. از سوی دیگر، ماهیت سیال و غیرمتمرکز این فضا، چالش های جدی را در زمینه اصالت، عمق محتوا و نقش نهادهای سنتی دینی در نظارت و تایید آثار هنری به وجود آورده اند. با تمام این وجود سوالی که مطرح می گردد اینست که: فضای مجازی چگونه پارادایم تولید، توزیع و دریافت هنر دینی را تغییر داده است؟ و منظور ما از "هنر دینی" که همانا تمرکز بر هنر با محتوای مذهبی یا کاربرد آیینی و "فضای مجازی"است، چه می تواند باشد؟. تا پیش از عصر دیجیتال، تولید و توزیع هنر دینی اغلب در انحصار نهادهای رسمی یا هنرمندان صاحب نام و مورد تایید بود و مصرف آن معمولا به فضاهای فیزیکی خاص مانند گالری ها، مساجد، حسینیه ها یا منازل محدود می شد اما فضای مجازی این الگو را به شدت تغییر داده است. تولیدکنندگان از افراد آماتور تا حرفه ای گسترش یافته اند و مصرف کننده دیگر یک دریافت کننده منفعل نیست، بلکه می تواند با یک کلیک، اثری را به چالش بکشد یا آن را به صورت ویرایش شده بازنشر دهد. تحلیل و تبیین تاثیرات متقابل فضای مجازی بر دو ستون اصلی هنر دینی یعنی فرآیند "تولید" و شیوه های "مصرف" آن قرار گرفته است، لذا ویژگی های خاص فضای مجازی (مانند سرعت، تعاملی بودن و چندرسانه ای بودن) بر ظهور قالب های جدید هنر دینی و دموکراتیزه شدن تولید تاثیر گذاشته و این فضا دگرگونی هایی اساسی در نحوه دریافت و تجربه معنوی مخاطب از اثر هنری دینی ایجاد کرده است.
هنر دینی را می توان فراتر از یک تعریف محدود به هنر اسلامی یا مسیحی دید. هنر دینی عبارت است از: هرگونه آفرینش زیبایی شناسانه که با هدف تجلیل از امر قدسی، انتقال مفاهیم اعتقادی، یا ایجاد یک تجربه معنوی و آیینی خلق شده باشد. که شامل ویژگی های کلیدی منجمله: محتوای قدسی، کارکردآیینی، و حتی هدف معنوی نیز می تواند باشد که اگر موضوع اثر مستقیما به مفاهیم دینی همانند روایت های قرآنی، زندگی معصومین، قدیسان، آیین ها مرتبط باشد همانا محتوای قدسی را شامل می گردد و اگر اثر در مراسم مذهبی، زیارتگاه ها یا فضاهای عبادی مورد استفاده قرار گیرد در حقیقت کارکرد آیینی را به خود اختصاص می دهد و ایجاد تذکر، تقویت ایمان یا فراهم آوردن زمینه ای برای مراقبه و تفکر هدف معنوی را نشان می دهد. در عصر دیجیتال، این مفهوم گسترش می یابد تا شامل قالب های نوین مانند گرافیک های مذهبی اینستاگرامی، پادکست های معنوی، یا ویدیوهای ترویجی نیز بشود که صرف نظر از تکنیک، هدف نهایی دینی را دنبال می کنند.آنچه که این فضا را از دیگر فعالیت ها مجزا میکند ویژگی های اختصاصی آن می باشد :
· ویژگی های فضای مجازی یا رسانه های نوین
"فضای مجازی" (Cyber-space) به شبکه ای از ابزارهای دیجیتال اطلاق می شود که امکان خلق، اشتراک گذاری و تعامل سریع را فراهم می آورند. ویژگی های فضای مجازی که مستقیما بر هنر دینی تاثیر می گذارند، شامل موارد ذیل است:
- تعاملی بودن (Interactivity) : امکان بازخورد فوری، نظردهی، و مشارکت مخاطب در تولید معنا. این ویژگی، رابطه یک طرفه هنرمند _ مخاطب را به یک گفتگوی دوطرفه تبدیل می کند.
- غیرمتمرکز بودن : (Decentralization) عدم نیاز به نهادهای سنتی برای توزیع یا تایید اثر. با این نگاه که هر کاربر یک تولیدکننده/ناشر بالقوه است.
- چندرسانه ای بودن (Multimedia) : ادغام همزمان متن، تصویر، صدا و ویدیو که امکان خلق قالب های غنی تر و در عین حال پیچیده تر را فراهم می آورد.
- جهانی بودن (Globality) : انتشار فرامرزی آثار. یک اثر هنری مذهبی می تواند بدون محدودیت جغرافیایی به دست مخاطبان هم کیش در سراسر جهان برسد.
- دموکراتیزه شدن هنر(Democratization of Art)
منظور از دموکراتیزه شدن، کاهش موانع تولید و مصرف است. فضای مجازی ابزارهای تولید (مانند نرم افزارهای گرافیکی ارزان یا رایگان) را در دسترس عموم قرار داده و فرآیند انتشار (مانند شبکه های اجتماعی) را تسهیل کرده است. این امر به معنای کاهش قدرت انحصاری نخبگان و نهادها بر تعریف و توزیع "هنر خوب دینی" است.
- فرهنگ مشارکتی (Participatory Culture)
نظریه فرهنگ مشارکتی هنری جنکینز(محقق،مقاله نویس و استاد دانشگاه در آمریکا) بیان می کند که مصرف کنندگان دیگر صرفا دریافت کننده محتوا نیستند، بلکه فعالانه در خلق، بازسازی و به اشتراک گذاری آن مشارکت دارند. در حوزه هنر دینی، این مشارکت شامل ساخت فن آرت های مذهبی، تولید میم های دینی(ایده،رفتار، سبکهای دینی)، یا ویرایش و ریمیکس کردن آثار هنرمندان شناخته شده است که لزوما باید گستره نگاه را فراتر برده و فرصت ها و چالش های فضای مجازی در هنر دینی را مورد بحث قرار دهند. لذا با این نگاه که فضای مجازی یک شمشیر دولبه است؛ بستری برای شکوفایی و فراگیری هنر دینی فراهم نموده (فرصت) و از سویی دیگر، تهدیدها و چالش هایی جدی برای عمق و اصالت این هنر ایجاد کرده است که به شرح ذیل می توان بیان نمود:
الف) فرصت ها (The Opportunities)
· گسترش دامنه مخاطب و جهانی سازی ارزش ها: فضای مجازی این امکان را فراهم کرده است که مفاهیم و زیبایی شناسی هنر دینی، از محدودیت های جغرافیایی و زبانی فراتر رود. این امر به تبلیغ و شناساندن ارزش های دینی در سطح بین المللی، و همچنین دسترسی آسان تر اکثریت و اقلیت های مذهبی در سراسر جهان به محتوای مورد نیازشان کمک می کند.
· تعامل فعالانه و آموزش غیررسمی: دموکراتیزه شدن تولید، امکان گفت وگوهای چندسویه را فراهم کرده است. جوانان می توانند با تولیدکنندگان محتوا به صورت مستقیم در مورد تفسیر یک اثر هنری یا یک مفهوم دینی بحث کنند. این نوع آموزش غیررسمی، اغلب برای مخاطب جذاب تر و قابل هضم تر از آموزش های رسمی سنتی و حضوری است.
· حفظ و احیای قالب های فراموش شده: در فضای مجازی، آرشیوهای دیجیتال امکان نگهداری از نسخه هایی با کیفیت بالا از آثار قدیمی و کمیاب (خطاطی، تذهیب، معماری) را فراهم می آورند. همچنین، هنرمندان می توانند با ترکیب این قالب های سنتی با ابزارهای مدرن (مانند ساخت انیمیشن از روی نگاره های سنتی)، آن ها را برای نسل جدید احیا کنند.
ب) چالش ها (The Challenges)
· سطحی سازی و زوال تامل: همانطور که در مطالب فوق اشاره گردید، سرعت و حجم بالای محتوا، مخاطب را به سمت مصرف سطحی سوق می دهد. آثار هنری دینی که ذاتا نیازمند تامل و سکوت هستند، مجبور به رقابت با سرگرمی های زودگذر شده و این امر منجر به تنزل عمق محتوایی آن ها می گردد (تبدیل هنر قدسی به محتوای فان).
· بحران اصالت و هویت: استفاده گسترده از ابزارهای هوش مصنوعی و همچنین امکان بازتولید و ویرایش سریع آثار، مرز بین اثر "خلق شده توسط هنرمند" و "تولیدشده توسط کاربر" را کمرنگ می کند. این امر هویت هنرمند و ارزش ذاتی اثر هنری را مورد سوال قرار می دهد. همچنین، امکان تحریف مفاهیم دینی از طریق تغییر تصاویر یا متون (توسط کاربرانی با نیات متفاوت) افزایش می یابد.
· جریان سازی به جای ارزش گذاری: در محیط دیجیتال، شاخص موفقیت اغلب بر اساس معیارهای کمی (لایک، بازدید، اشتراک گذاری) سنجیده می شود، نه کیفیت هنری یا عمق معرفتی. این موضوع می تواند باعث شود تولیدکنندگان به جای تمرکز بر ارزش اثر، بر محبوبیت لحظه ای تمرکز کنند و هنر دینی را به سمت محتوایی سوق دهند که صرفا "محبوب" است نه "مفید" یا "عمیق".
با تفاسیر فوق باید اذعان داشت فضای مجازی با نقش تولیدکننده، ابزار خلق و قالب ارائه را در هنر دینی به شکلی بنیادین متحول کرده است. این تاثیرات را می توان در سه حوزه کلیدی بوضوح مشاهده کرد:
1) شکست انحصار تولید 2) ظهور قالب های نوین 3) تغییر در سرعت و ابزار خلق
1) شکست انحصار و دموکراتیزه شدن تولید: یکی از مهم ترین تاثیرات فضای مجازی که گاها به چشم می خورد، خروج فرآیند تولید هنر دینی از دست برخی موسسات و ارگانهای فرهنگی و هنری و هنرمندان صاحب نام و مورد تایید است.
- ظهور هنرمندان آماتور و خودآموخته: دسترسی آسان به ابزارهای دیجیتال مانند فتوشاپ، ایلاستریتور(نرم افزار ویرایشگر گرافیک)، یا اپلیکیشن های موبایلی و منابع آموزشی فراوان، به افراد عادی که فاقد تحصیلات آکادمیک هنری هستند اجازه داده است تا مفاهیم دینی مورد نظر خود را در قالب های گرافیکی، ویدیویی و صوتی بیان کنند. این امر تنوع فکری و سبکی را در تولیدات دینی افزایش داده است.
- تولید محتوای مبتنی بر نیاز مخاطب: تولیدکنندگان آماتور معمولا با زبان و نیازهای روزمره جامعه دینی ارتباط نزدیک تری دارند. آن ها به سرعت می توانند به رویدادهای جاری، مناسبت ها یا مسائل اجتماعی واکنش نشان دهند و محتوایی تولید کنند که تاثیرگذاری لحظه ای بیشتری دارد، برخلاف تولیدات رسمی که غالبا فرآیندی طولانی تر و محافظه کارانه تر را طی می کنند.
ب) ظهور قالب های نوین و تطبیق پذیر
ویژگی چندرسانه ای و سرعت بالای فضای مجازی، به ظهور ژانرها و قالب های هنری جدیدی منجر شده که اغلب با هدف انتشار سریع و ایجاد واکنش آنی طراحی شده اند.
- هنر میم و گرافیک متحرک (GIFs): میم های دینی یا مناسبتی، با تلفیق طنز یا لحن ساده با مضامین مذهبی، توانسته اند پیام های دینی را به نسل های جوان تر و کسانی که با متون و قالب های سنتی فاصله دارند، منتقل کنند. این قالب ها به دلیل حجم کم و قابلیت ویرایش بالا، بسیار سریع تر از یک تابلوی نقاشی سنتی یا یک اثر فاخر خطاطی، منتشر و مصرف می شوند.
- ویدیوهای کوتاه (Short-form Videos) و پادکست های معنوی: پلتفرم هایی مانند اینستاگرام (ریلز)، تیک تاک و یوتیوب، تولید ویدیوهای مذهبی با مدت زمان کمتر از ۶۰ ثانیه را به شدت رواج داده اند. این ویدیوها اغلب دارای گرافیک بالا، موسیقی تاثیرگذار و تدوین سریع هستند و به جای عمق دادن به یک مفهوم، تمرکز بر ایجاد یک تجربه حسی یا عاطفی فوری دارند.
ج) استفاده از ابزارهای نوین هوش مصنوعی و نیاز به تولید انبوه
تحول دیجیتال، ابزارهای تولید را نیز تغییر داده است:
- نقش هوش مصنوعی در تولید: ابزارهای مولد هوش مصنوعی امکان ساخت تصاویر یا گرافیک های دینی پیچیده را در عرض چند ثانیه فراهم آورده اند. این ابزارها می توانند با دریافت یک توصیف ساده (مثلا "امام حسین در غروب کربلا به سبک مینیاتور")، یک اثر بصری خلق کنند. این موضوع، سرعت تولید را سرسام آور کرده، اما همزمان بحث هایی را در مورد اصالت و کیفیت معنوی آثار تولیدشده توسط ماشین به وجود آورده است.
- فشار برای تولید مداوم : فضای مجازی با منطق "فید محتوا" کار می کند؛ محتوایی که سریعا تولید و مصرف می شود. این امر هنرمند دینی را تحت فشار قرار می دهد تا به جای خلق اثری فاخر که ماه ها زمان می برد، به صورت روزانه یا هفتگی محتوا تولید کند. نتیجه این فشار، می تواند تمایل به سطحی سازی و کاهش عمق فلسفی و زیبایی شناختی در آثار باشد.
حال در پی مطالب فوق بر تاثیر فضای مجازی در مصرف و توزیع هنر دینی تمرکز خواهیم نمود. فضای مجازی با فراهم آوردن زیرساخت های نوین توزیع، شیوه های سنتی مصرف هنر دینی را از یک تجربه جمعی و مکانی، به یک تعامل فردی، جهانی و فوری تبدیل کرده است که به شرح ذیل به آن پرداخت خواهیم نمود:
الف) دسترسی جهانی و گسست از مکان آیینی
- دسترسی لحظه ای و فرامرزی: توزیع در فضای مجازی تقریبا بدون هزینه و با سرعتی بی سابقه انجام می شود. یک عکس از ضریح، یک خطاطی مذهبی، یا یک ویدیوی سخنرانی دینی، در همان لحظه خلق شدن، می تواند به دست مخاطبانی در هر نقطه از جهان برسد. این امر به ویژه برای جوامع دینی دیاسپورا (پراکنده) که از مراکز اصلی آیینی فاصله دارند، اهمیت حیاتی دارد.
- دسترسی از مکان مقدس به صفحه شخصی: در گذشته، بسیاری از آثار هنری دینی صرفا در فضاهای مقدس (مانند مساجد، کلیساها، مقابر) یا مکان های نمایش عمومی (مانند موزه ها) تجربه می شدند. اکنون، مصرف هنر دینی به حریم خصوصی فرد منتقل شده است. یک اثر ممکن است در صفحه نمایش موبایل، در اتاق و منزل شخصی یا در یک محیط کاملا غیرمذهبی دیده شود. این خصوصی سازی تجربه می تواند عمق تاثیرگذاری جمعی و آیینی اثر را کاهش دهد.
ب) مصرف شخصی، سلیقه ای و مبتنی بر الگوریتم
مصرف سفارشی: در فضای مجازی، الگوریتم ها نقش مهمی در فیلتر کردن محتوا ایفا می کنند. مصرف کننده دیگر با مجموعه ای از آثار مواجه نیست، بلکه محتوایی را می بیند که سیستم ها بر اساس سلیقه و تعاملات گذشته اش (لایک ها و اشتراک گذاری ها) به او پیشنهاد داده اند. این امر منجر به ایجاد حباب های اطلاعاتی دینی می شود که در آن، مخاطب تنها در معرض نوع خاصی از تفاسیر یا سبک های هنری دینی قرار می گیرد و از تنوع موجود در جهان دین باز می ماند.
فرار از انتظار و تمرکز: منطق فضای مجازی مبتنی بر سرعت و توجه کوتاه است. کاربران عادت می کنند که محتوا را به سرعت مرور و به سادگی رد کنند (Scrolling). این شیوه مصرف، با منطق آثار هنری فاخر دینی که نیازمند تامل، تمرکز و زمان طولانی برای درک عمق معنایی هستند، در تضاد است. در نتیجه، آن آثار دینی موفق ترند که پیام را در کوتاه ترین زمان و با بیشترین تاثیر بصری و احساسی منتقل کنند.
ج) تعامل و بازخورد فوری
تعامل به جای تامل: فضای مجازی، "تامل" سنتی را با "تعامل" لحظه ای جایگزین می کند. یک اثر هنری دینی به محض انتشار، مورد قضاوت، لایک، دیس لایک، اشتراک گذاری و بازنشر قرار می گیرد. این بازخورد فوری، در فرآیند خلق بعدی هنرمند تاثیر می گذارد و او را تشویق می کند که آثاری با پتانسیل بیشتر برای وایرال شدن تولید کند، حتی اگر این امر به قیمت کاهش عمق معنایی تمام شود.
هنر به مثابه ابزار هویت سازی: مصرف کننده می تواند با اشتراک گذاری یک قطعه هنر دینی در صفحه شخصی خود، هویت مذهبی و گرایش های فکری خود را به صورت عمومی اعلام کند. هنر دینی تبدیل به یک نشانه در شبکه های اجتماعی می شود که فرد از آن برای ساختن وجهه آنلاین خود استفاده می کند. براین اساس راهکارها و چشم اندازهایی برای آینده جهت بهره برداری حداکثری از فضای مجازی در حوزه هنر دینی و خنثی سازی چالش های آن، رویکردی چندوجهی مبتنی بر آموزش، استانداردسازی و بازتعریف نقش هنرمند ضروری دیده می شود و ارائه راهکارهایی مثمرثمر را به شرح ذیل می طلبد:
الف) راهکارهای عملی برای تولیدکنندگان و نهادها
1 - توسعه سواد رسانه ای هنرمندان دینی:نهادهای متولی باید کارگاه هایی برای هنرمندان سنتی و نوین برگزار کنند تا نه تنها استفاده از ابزارهای جدید مانند هوش مصنوعی را بیاموزند، بلکه بتوانند منطق الگوریتم ها و نیازهای مخاطب دیجیتال را در چارچوب اهداف والای هنری خود بگنجانند.
2 - ایجاد آرشیوهای مرجع و تاییدشده : نهادهای دینی می توانند با تایید و حمایت از آثار هنری که از نظر محتوایی و زیبایی شناختی قوی هستند، یک برچسب اعتماد دیجیتال ایجاد کنند. این کار به مصرف کننده کمک می کند تا در میان سیل محتوای تولیدشده، آثار معتبر را تشخیص دهد و از انتشار محتوای مغرضانه جلوگیری شود.
3 - ترویج "هنر آهسته" در بستر سریع: باید تلاش شود که قالب های محتوایی جدیدی طراحی شوند که ماهیت "آهسته" هنر دینی (تامل و عمق) را حفظ کنند اما در قالب های دیجیتال قابل انتشار باشند، مثلا استفاده از اینتراکتیو (تعاملی) بودن برای عمیق تر کردن تجربه به جای سطحی کردن آن.ب) چشم انداز آینده هنر دینی دیجیتال
آینده هنر دینی در فضای مجازی، نیازمند تولیدکنندگان متعهد به مرزهای معرفتی و مصرف کنندگانی آگاه به فیلترهای الگوریتمی است. اگر فضای مجازی بتواند به مثابه یک "کتابخانه جهانی" عمل کند، به جای آنکه صرفا یک "بازار سرگرمی" باشد، این رشته هنری می تواند اوج جدیدی را تجربه کند.
هم زیستی دیجیتال و اصالت: انتظار نمی رود که ابزارهای دیجیتال یا هوش مصنوعی کنار گذاشته شوند. هنر آینده، ترکیبی از اصالت مفهومی هنرمند و ابزارهای تولید سریع و کم هزینه خواهند بود. موفقیت در این عرصه، در گروی حفظ تعهد قلبی هنرمند در کنار مهارت فنی می باشد.
ظهور متاورس و محیط های آیینی شبیه سازی شده: در چشم انداز بلندمدت، می توان انتظار داشت که تکنولوژی هایی مانند واقعیت افزوده و واقعیت مجازی، فضاهایی ایجاد کنند که تجربه حضور در مکان های مقدس (به صورت شبیه سازی شده) را برای مخاطبان جهانی فراهم سازد و بدین ترتیب، بخشی از تجربه جمعی و آیینی از دست رفته را بازگرداند.
امید که با پیگیری و پژوهشهای ارزشمند در مطالعات کمی اثرگذاری هوش مصنوعی، مدل سازی حباب های فیلتر دینی، بررسی نقش "هنر واکنشی" در بحران ها، و طراحی چارچوب های ارزیابی کیفیت هنری دیجیتال دینی بتوان گامهایی ارزنده در راستای تولید و توزیع هنرهای دینی در فضای مجازی برداشت.