دلواپسی یا فریب؟ ترامپ و روایت دوگانه از ایران

17 دی 1404 - خواندن 6 دقیقه - 2287 بازدید



 

 در روزهایی که بخشی از جامعه با مطالبات اقتصادی و معیشتی دست وپنجه نرم می کند، بار دیگر صدای آشنای «دلسوزی» از آن سوی مرزها به گوش می رسد؛ صدایی که این بار نیز از زبان دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، بازتولید شده است. اظهاراتی که در ظاهر با ادعای حمایت از ملت ایران و همدلی با مشکلات اقتصادی مردم مطرح می شود، اما در لایه های عمیق تر، پرسش های جدی درباره صداقت، اهداف و کارنامه گوینده آن ایجاد می کند. تجربه تاریخی روابط ایران و آمریکا نشان داده است که چنین مواضعی نه از سر دغدغه واقعی، بلکه بخشی از یک الگوی شناخته شده مداخله جویی و بهره برداری سیاسی است.

ترامپ و همفکران او می کوشند خود را حامی مردم ایران معرفی کنند، حال آنکه همین جریان سیاسی، طراح و مجری سیاست «فشار حداکثری» علیه ایران بوده است؛ سیاستی که به طور مستقیم و غیرمستقیم، معیشت مردم عادی را هدف قرار داد. تحریم های گسترده بانکی، نفتی و تجاری، محدودسازی تبادلات مالی، ایجاد موانع جدی در واردات کالاهای اساسی و حتی دارو، همگی در دوره ای تشدید شد که ترامپ سکان کاخ سفید را در دست داشت. این واقعیت غیرقابل انکار است که فشار اقتصادی، ابزار اصلی دولت آمریکا برای وادار کردن ایران به امتیازدهی سیاسی بوده و در این مسیر، آسیب دیدن زندگی روزمره مردم نه یک پیامد ناخواسته، بلکه بخشی از محاسبه سیاسی تلقی شده است.

ترامپ نگران یا ترامپ تحریم؟ روایت یک دلسوزی پرتناقض

از همین رو، ادعای دلسوزی برای ملت ایران، با یک تناقض بنیادین روبه روست. چگونه می توان هم زمان عامل فشار اقتصادی بود و در قامت مدافع معیشت مردم ظاهر شد؟ اگر دغدغه واقعی ترامپ رفاه و آرامش ملت ایران است، چرا در دوره مسئولیت خود نه تنها گامی برای کاهش تحریم ها برنداشت، بلکه با خروج یک جانبه از توافق هسته ای و اعمال تحریم های جدید، شرایط اقتصادی را دشوارتر کرد؟ این پرسش ها نشان می دهد که اظهارات اخیر را باید در چارچوبی فراتر از همدلی انسانی تحلیل کرد.

تجربه های پیشین نیز موید آن است که دولت آمریکا همواره کوشیده است از شکاف ها و نارضایتی های اقتصادی و اجتماعی در کشورهای مستقل، به عنوان اهرمی برای پیشبرد اهداف سیاسی خود استفاده کند. در مورد ایران نیز، هر زمان که مطالبات صنفی یا اقتصادی در فضای داخلی مطرح شده، هم زمان موجی از موضع گیری های رسانه ای و سیاسی از سوی مقامات آمریکایی شکل گرفته است. این هم زمانی تصادفی نیست، بلکه بخشی از یک سناریوی آشناست؛ سناریویی که در آن، مطالبات مشروع اقتصادی به بستری برای فشار خارجی و تلاش برای بی ثبات سازی تبدیل می شود.

دلواپسی های ترامپ؛ همدلی واقعی یا امتداد فشار حداکثری؟

ترامپ به خوبی می داند که اعتراضات اقتصادی، برخاسته از مسائل واقعی زندگی مردم است، اما تلاش می کند با مصادره این مطالبات، آن ها را در خدمت پروژه های سیاسی خود قرار دهد. در این چارچوب، هدف نه حل مشکلات مردم، بلکه تشدید فشار روانی، القای ناکارآمدی و ایجاد شکاف میان جامعه و حاکمیت است. این همان الگویی است که در کشورهای دیگر نیز آزموده شده و پیامدهای آن، بی ثباتی، ناامنی و تضعیف زیرساخت های ملی بوده است.

نکته قابل تامل آن است که ملت ایران در طول دهه های گذشته، بارها با چنین رویکردهایی مواجه شده و تجربه کافی برای تشخیص مرز میان «مطالبه گری داخلی» و «دخالت خارجی» اندوخته است. مطالبات اقتصادی و معیشتی، حقی انکارناپذیر برای هر جامعه ای است و طرح آن در چارچوب های قانونی و مدنی، نشانه پویایی اجتماعی محسوب می شود. اما همین مطالبات، زمانی که به ابزاری در دست بازیگران خارجی تبدیل شود، از مسیر اصلی خود منحرف شده و می تواند هزینه های سنگینی برای کشور به دنبال داشته باشد.

ترامپ چقدر نگران ایران است؟ پاسخ در کارنامه تحریم ها

اظهارات اخیر ترامپ، بیش از آنکه نشانه نگرانی برای مردم ایران باشد، بازتاب همان منطق مداخله جویانه ای است که سال هاست سیاست خارجی آمریکا را شکل داده است. منطقی که بر اساس آن، فشار اقتصادی، تحریم و تهدید، ابزار مشروع سیاست ورزی تلقی می شود و «حمایت از مردم» صرفا پوششی رسانه ای برای پیشبرد اهداف سیاسی است. در چنین شرایطی، طبیعی است که افکار عمومی ایران با دیده تردید به این ادعاها بنگرد و کارنامه واقعی گوینده را ملاک قضاوت قرار دهد، نه شعارهای مقطعی و احساسی.

در نهایت، آنچه می تواند به بهبود وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم ایران کمک کند، نه نسخه پیچی سیاستمدارانی است که خود عامل بخشی از مشکلات بوده اند، بلکه اتکا به ظرفیت های داخلی، اصلاح ساختارهای اقتصادی، گفت وگوی صادقانه میان مسئولان و مردم و خنثی سازی هوشمندانه فشارهای خارجی است. تاریخ نشان داده است که ملت ایران، در بزنگاه های حساس، میان دلسوزی واقعی و فریب سیاسی تمایز قائل می شود و اجازه نمی دهد مطالبات بحق او، دستاویزی برای سناریوهای مداخله جویانه قرار گیرد. از این منظر، «دلسوزی» ترامپ نه نشانه همدلی، بلکه تکرار بازی قدیمی بهره برداری از دردهای تازه است؛ بازی ای که افکار عمومی ایران بارها ماهیت آن را شناخته و نسبت به آن هوشیار بوده است.


*نویسنده: موسی کاظم زاده؛ قابل دسترسی هم در سایت بازار تبریز آنلاین

https://bazartabrizonline.ir