گذار به انرژی های پایدار؛ ضرورتی علمی برای مهار آلودگی هوا و صیانت از منابع محیط زیستی نسل های آینده

2 بهمن 1404 - خواندن 3 دقیقه - 42 بازدید

سال هاست که در مسیر معماری، شهر و توسعه، با یک واقعیت روشن و در عین حال نگران کننده مواجه هستیم: شیوه تامین انرژی، مستقیما بر کیفیت زندگی امروز و آینده جوامع انسانی اثر می گذارد. تجربه حرفه ای و مواجهه نزدیک با مسائل شهری نشان داده است که وابستگی مستمر به سوخت های فسیلی، نه تنها موجب تشدید آلودگی هوا می شود، بلکه به تدریج بنیان های محیط زیستی را فرسوده کرده و منابعی را مصرف می کند که جایگزینی برای آن ها قابل تصور نیست.

از این منظر، انرژی های پایدار صرفا یک رویکرد فناورانه یا بحثی نظری تلقی نمی شوند، بلکه پاسخی ضروری به شرایط پیچیده ای هستند که شهرهای معاصر با آن روبه رو هستند. بهره گیری از منابع تجدیدپذیر مانند خورشید و باد و زمین گرمایی و غیره، امکان برقراری تعادلی منطقی میان توسعه، نیازهای انسانی و ظرفیت های طبیعی را فراهم می سازد؛ تعادلی که هم به کاهش آلودگی هوا منجر می شود و هم فشار وارد بر منابع محیط زیستی را کاهش می دهد.

در این میان، نقش و مسئولیت مدیران شهری اهمیتی دوچندان می یابد. تصمیم ها، سیاست گذاری ها و الگوهای مدیریتی در سطح شهر، می توانند یا به تداوم وابستگی به سوخت های فسیلی دامن بزنند یا مسیر گذار به انرژی های پاک را هموار سازند. مدیریت شهری، به عنوان حلقه واسط میان سیاست های کلان و زندگی روزمره شهروندان، موظف است با نگاهی آینده نگر، زمینه استفاده از انرژی های پایدار را در مقیاس های مختلف شهری فراهم کرده و ملاحظات زیست محیطی را به بخشی جدایی ناپذیر از فرآیند تصمیم گیری تبدیل کند.

در کنار این مسئولیت ها، حفظ محیط زیست و صیانت از منابع طبیعی، صرفا تعهدی محدود به نسل حاضر نیست. آنچه امروز مصرف یا تخریب می شود، سهمی از آینده فرزندان و نوادگان بشر را در بر می گیرد. بی توجهی به این واقعیت، به معنای انتقال بحران ها به نسل هایی است که نقشی در شکل گیری آن نداشته اند. حرکت به سوی انرژی های پایدار، تلاشی آگاهانه برای حفظ زمین، هوا و منابع طبیعی نه به عنوان دارایی های مصرف شدنی، بلکه به مثابه امانتی برای آیندگان است.

واقعیت آن است که تداوم الگوی کنونی مصرف انرژی، هزینه های سنگینی را بر جامعه تحمیل می کند؛ هزینه هایی که در قالب تخریب زیست بوم ها، تهدید سلامت عمومی و افت کیفیت زندگی شهری آشکار می شوند. در مقابل، گذار تدریجی و برنامه ریزی شده به انرژی های پاک، مسیری عقلانی و آینده نگرانه به شمار می آید که می تواند توسعه را در کنار پایداری معنا و تثبیت کند.

و در نهایت، انرژی پایدار باید به عنوان یک راهبرد بنیادین در پیوند میان معماری، شهر و محیط زیست بازتعریف شود؛ راهبردی که نه تنها به کاهش آلودگی هوا می انجامد، بلکه مبنای شکل گیری عدالت بین نسلی در بهره برداری از منابع طبیعی است. شهر پایدار شهری است که مدیران آن، انرژی را نه صرفا یک منبع مصرفی، بلکه سرمایه ای زیست محیطی و اجتماعی تلقی کنند؛ سرمایه ای که حفاظت از آن، شرط تداوم حیات شهری و تضمین کیفیت زندگی نسل های آینده خواهد بود.