واکاوی شکاف معیشتی و بحران انگیزشی در نهاد دانشگاه؛ تاملاتی بر آینده آموزش عالی ایران
نظام پاداش دهی در نهادهای آکادمیک، همواره به عنوان یکی از بازوهای محرک توسعه علمی و ابزاری برای حفظ سرمایه های انسانی تلقی شده است. با این حال، نگاهی به وضعیت کنونی حکمی و دریافتی اعضای هیئت علمی در لایه های مختلف (اعم از دانشگاه های دولتی، آزاد و پیام نور)، نشان دهنده بروز یک ناهمترازی عمیق میان «توقعات حرفه ای» و «واقعیت های معیشتی» است. این مسئله زمانی بحرانی تر می شود که مفهوم «پایه صفر» یا استادیاران جوان را مدنظر قرار دهیم؛ یعنی طبقه ای که بار اصلی پژوهش های نوین و به روزرسانی دانش در دانشگاه ها را بر دوش دارند، اما در بدو ورود با ساختاری روبه رو می شوند که قدرت خرید آن ها به مراتب کمتر از همتایانشان در دهه های گذشته است.
تحلیل تطبیقی ساختار حقوقی در زیرنظام های مختلف آموزشی نشان می دهد که تمرکز صرف بر «حکم کارگزینی» بدون در نظر گرفتن شاخص های رفاهی و پژوهانه (Grant)، منجر به نوعی فرسودگی شغلی زودهنگام گشته است. دانشگاه دولتی با وجود حفظ برتری نسبی در ارقام پایه، به دلیل محدودیت های بودجه ای و سقف حقوق، جذابیت خود را برای نخبگانی که توانایی فعالیت در بازارهای بین المللی یا بخش خصوصی را دارند، تا حدی از دست داده است. از سوی دیگر، در دانشگاه آزاد و موسسات غیرانتفاعی، تبدیل شدن آموزش به یک کالا و وابستگی معیشت استاد به شهریه دانشجو، استقلال آکادمیک را با مخاطرات جدی مواجه ساخته و منجر به «پرولتاریاسازی» طبقه فرهیخته شده است.
از منظر اقتصاد آموزش، این ناترازی نه تنها باعث مهاجرت نخبگان به خارج از مرزها (Out-migration) می شود، بلکه پدیده «مهاجرت داخلی» یا خروج از بدنه علمی به سمت فعالیت های غیرتخصصی را نیز تشدید کرده است. زمانی که حقوق یک استادیار پایه صفر در مقایسه با مشاغل خدماتی یا واسطه گری در بازارهای موازی، توان رقابتی خود را از دست می دهد، عملا انگیزه برای انجام پژوهش های بنیادین و وقت گیر از بین می رود. برای برون رفت از این وضعیت، بازنگری در مدل های پرداخت و عبور از ساختار صلب دولتی به سمت مدل های منعطف مبتنی بر عملکرد، ضرورتی غیرقابل انکار است. در غیر این صورت، دانشگاه از نهادی برای تولید اندیشه و راهبری جامعه، به مرکزی برای گذران بوروکراتیک زمان تبدیل خواهد شد که خروجی آن تنها مدارک دانشگاهی فاقد پشتوانه علمی خواهد بود.