اجازه دهید کمی هم تلخی کنترل را تجربه کنیم!
آمریکای امپریالسیم، چین کمونیست، روسیه پوتینیسم و.... واژه هایی که این روزها زیاد می خوانیم و می شنویم؛ سالها پیش عبارت نه غربی نه شرقی ... ، مرگ بر آمریکا و....عبارات خاصی بود که به کرات شنیده و دیده میشد؛ هنگامی که در کودکی سر صف صبحگاهی از سرما یخ می زدیم شعار نه غربی نه شرقی را با مشت های سرخ و یخ زده، سر می دادیم که نه برای گرم شدن بود؛ بلکه برای رساندن صدایمان به شرق و غرب !!!و چه عجیب که حتی دم بر نمی آوردیم که مگر صدای ما را در این مدرسه رنگ و رو رفته و قدیمی که هر آن ممکن است دیوارهای فرسوده اش، فرو ریزد غرب و شرق می شنوند! ( راستی اگر بلندتر شعار می دادیم دیوارهای مدرسه حتما بر سر خودمان آوار می شد.) در راهپیمایی ها! در پایان سخنرانی ها! حتی در جشن ها و عزاداریها، چه شعار نه غربی، نه شرقی هایی که سر داده نشد!... اما اکنون شرق را در آغوش گرفته ایم، رابطه ای که گرچه بیمارگونه است و یکطرف ماجرا فقط از آن سود می برد و طرف دیگر بخاطر بی کسی، وابسته اش شده و رها کردنش دشوار است اما همچنان ادامه می دهد.
سالها پیش یک جنگ هشت ساله داشتیم که ادامه دادنش و به درازا کشیدنش لزومی نداشت اما از آنجایی که بسیاری از حکومت های توتالیتر برای بقا به جنگ های خارجی نیاز دارند این جنگ پرهزینه، هشت سال ادامه یافت تا به بهای ریختن خونهای بسیار، حکومت همچنان در قدرت بماند؛ کسانی که هنوز روی آن را دارند که از سرکوب دوره پهلوی سخن به میان بیاورند چرا از فجایع امروز سخنی نمی گویند!!! گویا محله اشان مانند محله احمدی نژادهاست؛ او گوجه از سر کوچه اشان ارزان می خرید و این عزیزان در محله اشان هیچ جنایتی ندیدند و لابد تحلیلشان این است که ما هم به محله آنها مهاجرت کنیم؛ ما که حتی از پشت پنجره های خانه هایمان فجایع، قابل دیدن و راستی آزمایی بود، چه رسد کف خیابان های محله هامان! شاید ما در ایرانی دیگر زندگی می کنیم و آنان در ایرانی دگر ؛ تحلیل بعضی تحلیل گران بر اساس کتاب های نوشته شده تحلیل گران آمریکایی یا دو تابعیتی ست؛ کسانی که ادعا دارند آمریکای امپریالیسم در پی کنترل کشورهای نفت خیز و دارای صنایع تسلیحاتیست ؛ خودشان برای این تحلیل ها به نویسندگان آمریکایی و دو تابعیتی رجوع می نمایند! اگر یک کتاب تحلیل گر آمریکایی با عقاید ما جور در می آید بد نیست سایر نوسته هایشان را نیز بخوانیم، اگر تحلیل گران آمریکایی یا دو تابعیتی می توانند منصفانه و بی طرفانه بنویسند شاید دولتمردانشان نیز بتوانند هم منافع خود را تامین کنند هم بفکر منافع دیگران باشند؛ نمی شود که یکجا آمریکا را الگو قرار داد و جای دیگری به کلی منسوخش دانست!
واقعیات روی زمین از هر کتابی آموزنده تر است که اگر اینگونه نبود اصولا اولین کتاب و نیز کتاب های دیگر نوشته نمی شد چراکه در غیر اینصورت کتابها همگی تکرار کتابهای قبل می شدند، البته قابل انکار نیست که گاهی از دل کتابها موارد مشابه اتفاقات و حوادث کنونی یافت می شوند ولی اصولا برای هیچ اتفاقی بخصوص وقایع بزرگ چه از حیث شرایط چه از حیث زمان و مکان نمی توان نسخه یکسانی پیچید!
چه فرقی می کند چین کمونیست، آمریکای امپریالیسم، روسیه پوتینیسم؟!
گاهی از مترجمین، نویسندگان و قلم به دستان کاربلد و خبره در عجبم!!! مگر قرار است آمریکا و... را، مقاصدشان را و ... را بررسی کنیم، ما که خود در ابتدای کاریم اگر توانایی داشته باشیم اول باید سراغ خانه ویران خود برویم، وقتی خانه ویران است، نمی توان بجای بازسازی آن در فکر افکار و مقاصد همسایگان کوچه بالایی بود؛ حاکمان این سرزمین مانند دوستان نادانی هستند که گاهی دشمنان دانا بمراتب از آنان سودمندترند( اکنون حتی به دوست نادان بودنشان نیز شک دارم بیشتر به دشمنان نادان می مانند وقتی عده ای از آنان چنین نقل می کنند: اگر قرار است ما برویم یک ایران سوخته بر جای خواهیم گذاشت!!! یا وقتی حریفشان آمریکاست و آمریکا تهدیدشان می کند، واکنششان این است که کشورهای منطقه را تهدید کنند که اگر مورد تعرض قرار گیرند؛ منطقه را به آتش خواهند کشید!!! بیشتر شبیه گنده لاتهای سرکوچه می مانند تا حاکم تا والی تا دولتمرد تا...! نه بیشتر شبیه بچه های تخص و سرکش را می مانند که هر روز برای خانواده و همسایگان مزاحمت و دردسر ایجاد می کنند...)
حاکمانی که سالهای سال سنگ مردم فلسطینی سنگ بدست را به سینه می زدند تا طرفدارن داغ مذهبیشان همچنان؛ حامیشان باشند؛ اکنون گلوله های جنگی در سینه هموطن خود خالی می کنند تا اوج فاصله خود با انسانیت را به رخ بکشند!!!حاکمانی که حتی مظلومیت فلسطینیان را هم بنفع بقای خود مصادره کردند؛ سوالم این است که این همه شعار و مسلح کردن حماس و... چه نتیجه ای داشت؟!!! تنها دستاوردی که من دیدم این بود که مردم غزه تشک در دست، آواره این سو و آنسوبودند؛ بی گناهانی که تشک هایشان را با خود می بردند؛ شاید قصدشان این بود که جایی سرشان را روی زمین بگذارند و بخواب روند تا نبینند وضعیت اسف بارشان را که اکثر این آواره گی ها را مدیون حاکمان ما و مداخله های بیمارگونه اشان در منطقه هستند یا شاید قصدشان پافشاری بر تعصب ایدلولوژیک و بقای نسل برای بقای تعصب بود!!!
می گویید آمریکا در پی کنترل است؟! حاکمان ما در پی چه بودند و هستند؟! در پی آزادسازی فلسطین!!!( که صد البته نه! تنها فلسطینان را قربانی کردند برای بقای بیشتر حکومتشان) که پیامدش فقط آوارگی بیشتر مردم غزه شد،
حاکمان ما در پی چه بودند؟! در پی حسینیه کردن کاخ سفید؛ که پیامدش فقط فقر، تورم، اقتصاد ویران و... بود.
در پی کنترل ملت بودند؛ که چه بپوشند،چه بگویند، چه دینی داشته باشند، چه فکر کنند و....
در کتاب ها در پی معنای واژه هایی چون امپریالیسم، توتالیتر، کنترل و ... نگردیم، ما خود چنین واژه هایی را با چشم سر و دل دیده ایم. با تک تک نورون هایمان لمسشان کرده ایم؛
بی انصافیست این روزها هنوز از سرکوب دوران پهلوی بگوییم وقتی چنین فجایع عظیمی را در این روزها با چشم خود دیدیم و دم بر نیاوردیم! زمان پهلوی نبودیم؛ پدران و مادران ما قضات عادلی هستند برای آنچه که شما در دوران پهلوی سرکوب خونین می نامید و آنچه که اکنون دیدیم و دیدند و خواهند دید!!!
پر واضح است که چه آمریکا، چه چین، چه روسیه؛ همه سیاست و روابط خارجی شان بیشتر از آنکه در راستای منافع طرف مقابلشان باشد در راستای منافع کشور خودشان است( عقلانیت سیاسی،اقتصادی و...چنین عملکردی را ایجاب می کند.)؛ پس از یکی قول بی شاخ و دم نسازیم و از دیگری فرشته ناجی و رفیق شفیق!!! فروش نفت به چین و... با تخفیف های گزاف، در مقابل کالاهای بی ارزش را تجارت و اقتصاد بین الملل ندانیم...؛ تا بحال که در مقابل آمریکا ایستادیم کدامیک از منابع نفتی و تسلیحاتی به نفع و صلاح ملت بوده است؟! راستی چرا! تورم، گرانی ، اعتیاد، بیکاری، اقتصاد سرطانی و اصابت یکی دو موشک به هواپیمای خودی و گلوله هایی که فرزندان همین مرز و بوم را هدف قرار داد و... از دستاوردهایمان بود که تا ابد تا بینهایت روز در یاد تاریخ می ماند!
با الفاظ بازی نکنیم، امپریالیسم مذهبی تمام توتالیتر و... را خود در مملکت خویش بوضوح می بینیم؛ کسانی که روزی مسرانه، شعار نه غربی نه شرقی سر می دادند دیگر دلواپس رابطه با شرق و میزان ضرر و زیان هایی که در روابط با آنها داشته ایم نیستند!!! وقتی صحبت از ضرر و کنترل و... به میان می آید شرق و غرب، شمال، جنوب و کلا ناحیه جغرافیایی، معنای واژه ها را عوض نمی کند!!! منابع این کشور متعلق به همه مردم است اگر دلواپسان به خود حق می دهند ضررهای حقیرانه با چین را تجارت بین الملل بنامند؛ کنترل آمریکا را هم می توانند با واژه ها و الفاظ دیگری پوشش دهند! این همه دستاورد که تاکنون از قطع رابطه با آمریکا و امپریالیسم داشته ایم ارزانی تان؛ این همه سود که بابت عدم کنترل آمریکا بر کشورمان کردیم ارزانیتان! بگذارید کمی کنترل شویم بگذارید بچشیم طعم به یغما رفتن منابع کشور را، بگذارید... ما تاکنون چنین تجارب تلخی را تجربه نکرده ایم، ما آنقدر در این کشور آزاد بوده ایم که حتی پزشکان ما بابت انجام وظیفه اشان و کمک به مجروحین؛ مورد بازجویی و کنترل قرار نمی گیرند و... چون ما در کوچه احمدی نژادها خانه داریم....بگذارید کمی هم تلخی های کنترل را تجربه کنیم! دلزده شده ایم از این همه منفعت و آزادی و...!!! اجازه دهید!!!
البته اگر کنترل گران داخلی برای بقا؛ حاضر به باج دادن شوند تا همچنان در نظام توتالیتر اسلامی نمایشی خود همچنان غوطه ور بمانند؛ دیگر شعار 《هم غربی هم شرقی، بقای ما به هر ذلتی》را باید جایگزین شعار قبلی نمایند...