مه و خورشید: درنگی بر استرس و فرآیند تصمیم گیری

8 بهمن 1404 - خواندن 5 دقیقه - 22 بازدید

مه و خورشید: درنگی بر استرس و فرآیند تصمیم گیری


در حریم پررمز و راز وجود انسان، جایی که عقل فرمان می راند و احساس لشکر می کشد، پدیده ای از نوعی دیگر نیز حضور دارد: «استرس». این مهمان ناخوانده، که گاه چنان نرم بر روان می خزد که صاحبخانه را نیز فریب می دهد، نه طوفان است و نه آرامش، بلکه هوایی است میان این دو؛ نسیمی که گاه به توفان بدل می شود و در هر حال، بر مسیر زندگی ما اثری ژرف و گاهی سترگ می گذارد.


آهنگ و اراده و تصمیم گیری، اوج هنرنمایی خرد انسانی است. گزینش یک راه از میان راه های بی شمار، نیازمند وضوح ذهن و فراغ بال و آرامش روح است. اما هنگامی که دلهره چون مهی غلیظ فرامی رسد، این آشکاری و هویدایی نخستین قربانی است. ذهن آشفته، آیینه ای غبارگرفته می شود که جهان را درهم و شوریده بازمی تاباند. جزئیات مهم رنگ می بازند و امور کم اهمیت بزرگ می نمایند. انسان، درست در لحظه ای که نیازمند بینایی است، بینایی خود را از دست می دهد.


اما استرس تنها به تاریکی بسنده نمی کند. دومین جلوه آن، شتابزدگی است. گاه استرس چنان بر روان فشار می آورد که گریز از ناراحتی، به تنها هدف تبدیل می شود. در این حال، تصمیم دیگر محصول تامل نیست، بلکه واکنشی است تند و عصبی. فرد در جستجوی سریع ترین راه رهایی، ممکن است از چاهی به چاهی دیگر بجهد.


سومین چهره استرس، فلج اراده است. گاه این نیرو، انسان را نه به جنبش، که به جمود می کشاند؛ چنان سنگینی بر اراده می نهد که گویی پاها در سیمان خیس گیر کرده اند. این همان تراژدی بلاتکلیفی است: ذهن میان هزاران راه ممکن در گردابی بی پایان می چرخد و آنقدر در ارزیابی و بازارزیابی غرق می شود که فرصت، از کف می رود.


اما مگر هر تاریکی، با نوری همراه نیست؟

حکمت زندگی به ما می آموزد که استرس نیز، در قامت یک هشداردهنده، می تواند کارکردی نیک داشته باشد. استرس به اندازه، موتور محرکه پیشرفت است. همان لرزش دست خطیب پیش از سخنرانی، همان تپش قلب ورزشکار پیش از مسابقه، از جنس استرس سازنده است که خون را در رگ های قابلیت تندتر می گرداند. مشکل آنجاست که این زنگ هشدار، به صدایی دائمی بدل شود.


راه های رویارویی: از حکمت کهن تا دانش نوین


نخستین گام، بازشناسی است. باید زبان استرس را در وجود خویش بیاموزیم. آن تنگی نفس پنهان، آن بی قراری درونی، آن سردرگمی خاموش - همگی واژگان این زبان هستند. ذهن آگاهی کلید این شناخت است.


دومین گام، ایجاد مکث است. میان محرک استرس زا و واکنش ما، فاصله ای وجود دارد. در آن فاصله، آزادی و قدرت ما نهفته است. تنفس آگاهانه، ساده ترین پل برای عبور به این قلمرو آزادی است.


سومین گام، بهره گیری از دستاوردهای روز است. 

- فناوری هایی مانند «زیوفیدبک» به ما کمک می کنند تا واکنش های بدن خود را در لحظه ببینیم و مدیریت کنیم.

- واقعیت مجازی درمانی: فضایی امن برای تمرین تکنیک های آرامش فراهم می آورد.

- تغذیه هدفمند: با تمرکز بر سلامت روده و استفاده از مواد مغذی ویژه، به بدن در مقابله با استرس کمک می کند.


چهارمین گام، جستجوی حمایت است. در برابر انزوای ناشی از استرس، پیوند با دیگرانی که چالش های مشابه دارند و درک می کنند، می تواند پادزهری کارآمد باشد.


در پایان: استرس چون بخشی از زندگی


حقیقت این است که استرس، بخشی جدایی ناپذیر از زندگی مدرن است. راز زندگی در جهان پرشتاب کنونی، نه در حذف استرس که ناممکن است، و نه در تسلیم در برابر آن، که نابودکننده است، بلکه در دگرگونی رابطه با آن نهفته است.


ما می توانیم بیاموزیم که استرس را نه به عنوان دشمن، که به عنوان بخشی از تجربه انسانی ببینیم. هنگامی که تصمیم بزرگی در پیش داریم و موج استرس برمی خیزد، به جای جنگ با موج، می توانیم بیاموزیم که بر آن سوار شویم.


به یاد داشته باشیم که صدف، مروارید را در پاسخ به یک ریگ آزاردهنده می سازد. استرس نیز می تواند چنین باشد: فشاری که ما را در هم نمی شکند، بلکه شکل مان می دهد و قابلیت هایمان را آشکار می سازد.


تصمیم گیری خردمندانه، حتی در سایه استرس هم ممکن است، به شرطی که ما نور آگاهی خویش را بر این سایه بتابانیم و با بهره گیری از دانش درونی و ابزارهای بیرونی، راه خود را در میان مه پیدا کنیم. این، هنر زندگی در جهان پیچیده امروز است - هنری که هر یک از ما، در کارگاه تجربیات خود، در حال آموختن و پرداختن آن هستیم.

امیر کنعانی