قوانین بدون اخلاق، فاقد ارزشند

8 بهمن 1404 - خواندن 3 دقیقه - 419 بازدید

با ایجاد جوامع؛ لازمه برقراری نظم، قانون گذاری بود؛ قانونی که همگان می باید از آن تبعیت کنند؛ اما در این بین سوال مهمی که برای هر ذهن کنجکاوی پیش می آید این است که قانون مهمتر است یا اخلاق؟! قانون مهمتر است یا بقا؛ قانون مهمتر است یا...

قانون گرچه در جوامع الزامیست اما همیشه اخلاقی نیست! قانون گاهی در تضاد با اخلاق است؛ قانون به ذات ارزشمند نیست بلکه اگر درست و بجا (در زمان و مکان و شرایط مناسب )اعمال شود ارزشمند است؛ قانونی که اجازه می دهد یک فرد از گرسنگی بمیرد اما تکه نانی از نانوایی و... برندارد، به لحاظ ارزشمندی زیر سوال می رود؛ قانونی که اخلاق و ارزش ها در آن لااقل بصورت تبصره نیامده باشد، مانند قانون جنگل است، قوی تر ها می مانند و ضعیفتر ها از بین می روند؛ قانونی که انگشتان دست یک دزد را که یا از روی ناچاری یا از روی شرارت و ... دست یه سرقت زده را قطع می کند، باعث خواهد، آن شخص شهره عام و خاص شود و با دیدن انگشتان قطع شده دست او هیچ کسی حاضر به دادن کار به او نشود! چنین شخصی چگونه باید امرار معاش نماید؟! آیا چنین قانونی؛ تنها راهی که پیش روی او می گذارد سرقت با دست سالمش نیست؟! آن هم از سر ناچاری؟! همین قانون برای خواص( اختلاسگران) قاعده دیگری دارد؛ اختلاسگران ممکن است با اختلاس، حتی ترفیع درجه بگیرند؛ پس قانونی که انسان وضع کرده گاهی به همان قانون جنگل شباهت دارد، قوی تر ها می مانند و ضعیفتر ها بقایشان، تا حد زیادی تصادفیست! بخصوص اگر این قوانین با شرع گره بخورند دیگر هزاران تفسیر برای تبرئه یک نفر و محکومیت نفر دیگر وجود دارد؛ اگر قوانین جامعه اینگونه است باید تجدید نظر کنیم زیرا نه ما موجودات داخل جنگل هستیم و نه اینجا جنگل است؛ لازم است که ارزش و اخلاق در تمام قوانین لحاظ شود بویژه قوانینی که با حان و سلامت انسان ها سروکار دارند. اینجا جنگل نیست و ما....