نوجوانان و جوانانی که خود و دیگران را قربانی قدرت نمایی کاذب می کنند
ریشه خشونت آشکار و پنهان را در کجا جستجو باید کرد؟! نوجوان کم سن و سال هفده ساله چرا باید سودای گرفتن اسلحه در دست را داشته باشد و از ویراژ دادن با موتور و ایجاد رعب و وحشت در میان جمعی معترض لذت ببرد؟! این همه تشنگی قدرت از کجا سرچشمه می گیرد؟! چگونه می شود که خون ریختن برای عده ای چنان عادی می شود که انگار آب بر زمین ریخته می شود؟! کودکی چنین افرادی چگونه گذشته؟ چنین افرادی یا خود در کودکی مورد اذیت و آزار قرار گرفته اند و یا تحت یک آموزش رادیکال ایدئولوژیک، نه تنها شستشوی مغزی که حتی شستشوی قلبی شده اند! کودکانی که همیشه زیر دست قدرت بالاتری بوده اند که یا نسبت به آن قدرت ارادت داشته اند و یا نفرت؛ که هر دو مورد منجر به احساس ولع به قدرت نمایی در وجودشان می شود اولی برای رضایت بالادستی و دومی برای جبران آزار و اذیت ها؛ از آنجایی گه زورش به بالادستی نمی رسد انتقال اعمال قدرت می نماید؛ وقتی زورش به قدرتمندتر از خودش نمی رسد با وجود سلاحی در دست و با اتکا به سلاح و اعتماد به نفس کاذب ناشی از داشتن سلاح برای افراد بی دفاع قدرت نمایی می کند و گاه آسیب های جبران ناپذیری به آنان وارد می کند؛ گرچه ژنتیک انسان در خشونت و ولع به قدرت نمایی تاثیر بسزایی دارد اما شرایط محیطی می تواند ابعاد فاجعه انسانی را صد چندان کند؛ کودکانی که آموزش داده می شوند تا در راه خدا هر مانعی را از سر راه بردارند و....
به کودکانمان آموزش دهیم افراط و تفریط چیست و چگونه خود را از قرار گرفتن در تله افراط و تفریط حفظ کنند؛ به کودکان جرات بدهیم تا شجاع باشند اما ولع قدرت بیمارگونه نداشته باشند؛ آنانی که با سلاح و گارد و... احساس قدرت کاذب می کنند بدون سلاح همچون طبل تو خالی هستند؛ طبل هایی که پر از ضعف است،کودکان را طبل های تو خالی پر شده با ضعف به جامعه تحویل ندهیم! کودکان را برای آموزش نزد هر کسی نفرستیم! دنیا جای بهتری خواهد بود اگر کودکانمان را اسیر افراط و تفریط ننماییم!!!