Ali Najafi
32 یادداشت منتشر شدهاضطراب جنگ؛ موضوعی که از دل نگرانی می آید، نه از میل به درگیری
این روزها در کوچه و بازار وقتی صحبت از واژه «جنگ» می شود، بیشتر از آن که نشانه ی آمادگی برای درگیری باشد، بازتاب یک اضطراب جمعی است. اضطرابی که آرام و بی صدا در گفت وگوهای روزمره، در شبکه های اجتماعی و حتی در تصمیم های کوچک زندگی رخنه کرده است.
مردم درباره ی جنگ حرف می زنند، اما نه با هیجان؛ با نگرانی. پرسش اصلی این نیست که «چه زمانی؟»، بلکه «اگر شد، چه می شود؟»
این اضطراب ریشه های روشنی دارد. تجربه های تاریخی، فشارهای اقتصادی، نا اطمینانی نسبت به آینده و سرعت بالای خبرها، همه دست به دست هم داده اند تا ذهن ها همیشه یک قدم جلوتر از واقعیت بدود. نتیجه اش شب هایی است که خواب دیر می آید، برنامه هایی که مدام به تعویق می افتد و تصمیم هایی که با احتیاط بیش از حد گرفته می شوند. اضطراب جنگ، زندگی را به حالت تعلیق می برد؛ انگار همه منتظرند ببینند فردا چه می شود.
نکته مهم اینجاست که افکار عمومی، در اغلب جوامع، خواهان جنگ نیست. مردم امنیت می خواهند؛ ثباتی که بتوانند بر اساسش کار کنند، خانواده بسازند و برای آینده برنامه بریزند. حتی بحث های داغ هم بیشتر درباره ی پیامدهاست: اقتصاد، سلامت روان، آموزش فرزندان و کیفیت زندگی. این یعنی یه موضوع واقعی، میل به صلح و امنیت پایدار است، نه اشتیاق به درگیری.
در چنین فضایی، مسئولیت گفت وگو و شفافیت سنگین تر می شود. وقتی اطلاعات دقیق، آرام و قابل اعتماد در دسترس باشد، اضطراب فروکش می کند. جامعه ای که بداند چه می گذرد، کمتر دچار ترس های بزرگ می شود. در نهایت، این موضوع به ما یادآوری می کند که مردم، در هر کجا که باشند، پیش از هر چیز به زندگی عادی و آینده ای قابل پیش بینی نیاز دارند؛ آینده ای که در آن، صلح یک آرزو نباشد، بلکه یک انتخاب پایدار باشد.به امید آن روز ،...
علی نجفی ، چناران خراسان رضوی