ROGHAYYEH POURGHAFFAR
7 یادداشت منتشر شدهتاملی فلسفی در کنار رنج و راستی

انسان، در آزمون های ناعادلانه، گاه به نقطه ای می رسد که گمان میکند حقیقت، نیرویی شکست خورده است. اما حقیقت، همان نوریست که شاید در کوتاه مدت زیر خاک دروغ پنهان شود، ولی هرگز نمی میرد. رنج، نه مجازات، بلکه ابزار پالایش شناخت است. همانگونه که شمع در سوزش می درخشد، انسان نیز در رنج، معنا را می یابد. داوری هایی ناعادلانه و غیر منصف، نام انسان را شاید لکه دار کنند، ولی روح حقیقتی که درون اوست، در کشاکش این دروغها صیقل میخورد. فلسفه ی زندگی، درک همین لحظه است. لحظه ای که هنوز میتوان درست بود، حتی وقتی هیچ کس نمی بیند. در این خلوت، انسان با وجدان خویش تنها می ماند و این، عین آزادی است. گامها سنگین است، فردی بی وجدان، وخدانشناس با حیله و نیرنگ برایت پرونده میسازد. اموالت را بالا می کشد، عزیزانت و خودت را در تنگنا و سختی قرار می دهد... پرونده سازی هایی با محتوای دروغین، شاهدان کذایی،.. آه، خدای من، در روزهایی که عدالت خاموش است و صدای حقیقت در میان غوغای دروغ گم شده، تنها نام توست که هنوز درونمان می تپد. ما خسته ایم از قضاوتهای ناعادلانه، از پرونده هایی که دروغ را حقیقت نشان میدهند و از نگاهی که صداقت را نمی بیند. اما میدانیم، تو می بینی. تو در سکوت، ریشه ی هر نیت را میخوانی. برای عزیزانمان، فرزندانمان پناه می طلبیم، نه فقط از آسیب انسانها، بلکه از تلخی ناامیدی. ما را در پناه تماشای خودت نگه دار، تا به جای کینه، در دلمان یقین بروید. به تو می سپارم غصه ها وبی عدالتی ها را، چون تو داور حقیقتی و نور عدالتت بر تاریکی دروغ می تابد، هرچند دیر، ولی بی خطا. خدای مهربانم، دلم آرام می گیرد وقتی به تو می اندیشم. تو میدانی ما چه کشیده ایم، نه برای قدرت بلکه برای حق. پس مارا در مسیر راستی استوار بدار، و اجازه نده روحمان، از فرط بی عدالتی ها به تیرگی بدل شود.آمین ای خدای صابر و عادل