گذار از «اجماع اصطلاحی» به «تسالم فقهی»؛ واکاوی تفاوت های ماهوی و کارکردی

16 بهمن 1404 - خواندن 8 دقیقه - 37 بازدید

چکیده
در فرآیند استنباط احکام شرعی، «اجماع» به عنوان یکی از ادله اربعه، جایگاه سنتی و مستحکمی در اصول فقه دارد. با این حال، با تدقیق در تطورات فقهی و اصولی، شاهد گذاری ظریف اما بنیادین از تکیه بر «اجماع اصطلاحی» (با قیود خاص آن) به مفهوم «تسالم فقهی» هستیم. این یادداشت با رویکردی تحلیلی-انتقادی، استدلال می کند که تسالم، اگرچه در ظاهر قرابت معنایی با اجماع دارد، اما از حیث ملاک حجیت (مناط)**، قلمرو معرفت شناختی و کارکرد استدلالی، ماهیتی متفاوت و در بسیاری از موارد، رتبه ای فراتر از اجماع دارد.

۱. مقدمه: تبارشناسی مسئله
در هندسه معرفتی فقه (به ویژه فقه امامیه)، دستیابی به حکم الله واقعی از طرق قطعی یا طرقی که شارع حجیت آن ها را تضمین کرده (ظنون معتبر)، هدف غایی است. «اجماع» در تعریف مشهور اصولیین، «اتفاق آراء فقها بر امری دینی» است که کاشف از رای معصوم باشد. اما در عمل، تحقق اجماع با قیود سخت گیرانه ی آن (مانند اتفاق الکل، اتصال به زمان معصوم و...) همواره با چالش های کبروی و صغروی مواجه بوده است.

در مقابل، اصطلاح «تسالم» (به معنای به سلامت پذیرفتن و عدم نزاع) در متون فقهی متاخر و معاصر، بسامد بالایی یافته است. فقیه هنگامی که می گوید «المساله متسالم علیها»، ادعایی فراتر از یک اتفاق نظر صرف آماری دارد. این گذار از لفظ «اجماع» به «تسالم» تنها یک تغییر واژگانی نیست، بلکه نشان دهنده ی یک تحول در «مبانی کاشفیت» است.

۲. کالبدشکافی «اجماع اصطلاحی» (The Terminological Consensus)

اجماع در لسان اصول، دارای بار فنی سنگینی است. حجیت آن بالذات نیست، بلکه بالعرض و به واسطه ی کاشفیت از قول معصوم (ع) است.

۲-۱. مبانی کاشفیت در اجماع
اصولیین برای توجیه حجیت اجماع، نظریات مختلفی ارائه کرده اند:
1. قاعده لطف: (دیدگاه شیخ طوسی)؛ اگر همه علما بر خطایی اتفاق کنند، لطف خداوند اقتضا می کند که معصوم مداخله نماید.
2. حس و تضمن: (دیدگاه سید مرتضی)؛ وجود شخص معصوم در میان مجمعین.
3. حدس: (دیدگاه متاخرین و شیخ انصاری)؛ کثرت آراء موافق، موجب یقین (یا اطمینان) حدسی به موافقت رئیس (معصوم) می شود.

۲-۲. نقد و چالش های اجماع
* اجماع مدرکی: بزرگترین آفت اجماع اصطلاحی، احتمال «مدرکی بودن» آن است. اگر مستند مجمعین، روایتی باشد که در دسترس ماست، خود اجماع ارزشی ندارد و باید به همان روایت مراجعه کرد.
* اجماع منقول: ادعای اجماع توسط فقهای پیشین (مانند شیخ طوسی در خلاف یا سید مرتضی در ناصریات) اغلب مبتنی بر مبانی خاص خودشان بوده و برای فقیه متاخر، صرفا یک «خبر واحد» محسوب می شود که حجیت آن محل نزاع شدید است.

۳. چیستی «تسالم فقهی» (Jurisprudential Unanimous Acceptance)

تسالم به معنای آن است که حکمی نزد فقها چنان «مسلم» و «مفروغ عنه» تلقی شود که حتی نیاز به استدلال تفصیلی برای اثبات اصل آن احساس نشود. تسالم، مرحله ای بالاتر از شهرت عظیمه و حتی گاهی فراتر از اجماع مصطلح است.

۳-۱. مولفه های رکنی تسالم
1. وضوح و بداهت نسبی: در تسالم، مسئله برای فقها از فرط وضوح، نیازی به بحث های دامنه دار ندارد.
2. عدم وجود قول مخالف (حتی شاذ): در اجماع ممکن است مخالفت یک یا دو نفر ضرری نزند (طبق برخی مبانی)، اما تسالم فضایی را ترسیم می کند که مخالفت در آن "نشاز" علمی محسوب می شود.
3. ارتکاز متشرعه: تسالم غالبا ریشه در «ارتکاز متشرعه» یا «سیره قطعیه» دارد که سینه به سینه از زمان معصوم منتقل شده است.

۴. تفاوت های ماهوی (The Substantive Differences)


۴-۱. تفاوت در منشا پیدایش (The Origin)
* اجماع: محصول «استدلال» و «اجتهاد» است. یعنی فقها با بررسی ادله به این نتیجه رسیده اند و دست بر قضا، همه یک جور فهمیده اند. لذا احتمال خطا در استنباط همگانی وجود دارد.
* تسالم: غالبا محصول «تلقی» و «وراثت علمی» است. حکمی است که در اتمسفر فقاهت به عنوان یک اصل پذیرفته شده است، نه لزوما به عنوان نتیجه ی یک عملیات پیچیده ی استنباطی.


۴-۲. نسبت با مدرکی بودن
* در اجماع، اگر مدرک معلوم باشد، اجماع ساقط می شود (سقوط کاشفیت).
* در تسالم، وجود مدرک، ضرری به تسالم نمی زند؛ زیرا تسالم نشان می دهد که فهم اصحاب از آن مدرک، قطعی و بدون تردید بوده است. تسالم، قرینه ای قطعی بر صحت استناد به مدرک است، نه جایگزین آن.

۴-۳. رتبه معرفت شناختی (Epistemological Rank)
اجماع (مخصوصا منقول) در دایره «ظنون» بحث می شود، اما تسالم غالبا مفید «اطمینان» یا «قطع» است. تسالم مرز میان «فقه استدلالی» و «ضروریات مذهب» است.

۵. تفاوت های کارکردی (The Functional Differences)

در مقام استنباط (مقام اثبات)، فقیه استفاده های متفاوتی از این دو می کند:

۵-۱. ابزار دفاعی در برابر خبر واحد
* اجماع: اگر خبر واحد صحیحی برخلاف اجماع باشد، فقها در «طرح خبر» یا «تاویل اجماع» دچار چالش می شوند (به ویژه اگر اجماع منقول باشد).
* تسالم: اگر خبر واحد معتبری برخلاف تسالم باشد، آن خبر بلافاصله «طرح» (کنار گذاشته) می شود یا به علم امام ارجاع می گردد؛ زیرا تسالم، نشان دهنده ی «اعراض مشهور و کل اصحاب» از آن مضمون است و اعراض اصحاب، کاسر (شکننده) سند است.

۵-۲. کارکرد در مسائل مستحدثه و اصول عملیه
* اجماع: در مسائل جدید، ادعای اجماع بی معناست (چون قدما نظری نداشته اند).
* تسالم: فقیه می تواند با تکیه بر «تسالم بر قواعد کلی» یا «مذاق شارع» که از تسالمات فقهی به دست می آید، در مسائل نوپدید حکم صادر کند.

۵-۳. نفوذناپذیری در برابر خدشه
بسیاری از اجماعات منقول توسط محققینی چون محقق اردبیلی یا صاحب مدارک به چالش کشیده شده اند (با یافتن مخالف). اما «تسالم» به ندرت شکسته می شود، زیرا ادعای تسالم زمانی صورت می گیرد که مسئله از حد نظریه خارج و به حد بدیهیات فقهی نزدیک شده باشد.

۶. نقد و آسیب شناسی گذار (Critical Analysis)

گذار از اجماع به تسالم، علی رغم مزایا، خطراتی علمی نیز در پی دارد که باید در نگاه نقادانه دانشگاهی و حوزوی مدنظر قرار گیرد:

1. تورم ادعای تسالم: خطرناک ترین آفت، تبدیل شدن تسالم به اهرمی برای بستن باب نقد علمی است. ممکن است فقیهی عدم اطلاع خود از مخالف را به حساب «تسالم» بگذارد (همان اشکال "عدم الوجدان لا یدل علی عدم الوجود").
2. خلط میان شهرت و تسالم: مرز میان «شهرت عظیمه» و «تسالم» بسیار باریک است. بسیاری از آنچه امروز تسالم نامیده می شود، در حقیقت شهرتی است که در قرون متاخر شکل گرفته و اتصال آن به قدمای اصحاب (و زمان معصوم) محل تردید است.
3. تسالمات مدرکی: گاهی تسالم بر پایه ی یک فهم مشترک از یک اصل عملی یا قاعده فقهی شکل گرفته که خود آن قاعده در مبانی جدید اصولی (مثلا در مکتب آقای خویی یا شهید صدر) مورد مناقشه است. در اینجا تسالم، حجیت ذاتی ندارد زیرا مبتنی بر اجتهاد قابل نقد است.

۷. نتیجه گیری

گذار از «اجماع اصطلاحی» به «تسالم فقهی»، گذار از یک «دلیل لفظی و کمی» به یک «حجت لبی و کیفی» است.
* اجماع بر پایه ی "شمارش آراء" و کشف حدسی بنا شده و به شدت آسیب پذیر است (به ویژه در نقد مدرکی بودن).
* تسالم بر پایه ی "وضوح حکم در بستر شریعت" و "اطمینان نفسانی فقیه" استوار است.

در اجتهاد نوین (به ویژه در مکتب نجف و قم)، استناد به تسالم اصحاب، کارکردی قوی تر از اجماع دارد؛ زیرا تسالم، کاشف از وجود یک ارتکاز قوی متشرعه است که معمولا ریشه در تعلیمات مستقیم معصومین (ع) دارد، در حالی که اجماع اصطلاحی ممکن است صرفا توافق در فتوا بر اساس یک استحسان یا اصل عملی مشترک بوده باشد. با این حال، فقیه محقق باید هوشیار باشد که "تسالم" صرفا پوششی برای "تقلید از گذشتگان" نگردد و ریشه های آن تا عصر تشریع ردیابی شود.

منابع پیشنهادی برای مطالعه تکمیلی:
* *فرائد الاصول*، شیخ مرتضی انصاری (مباحث حجیت قطع و ظن).
* *مصباح الاصول*، تقریرات درس آیت الله خویی (بحث اجماع و شهرت).
* *بحوث فی علم الاصول*، سید محمدباقر صدر (بحث سیره عقلاییه و اجماع).
* *الاجماع فی الفقه الشیعی*، مباحث تاریخی و تحلیلی در باب تطور مفهوم اجماع.