اگر جنگ شود فقیر همیشه در خط مقدم زندگی ست.

17 بهمن 1404 - خواندن 3 دقیقه - 26 بازدید

فقیر همیشه در خط مقدم زندگی ست.



در دنیایی که سیاستمداران بر سر میز مذاکره یا میدان جنگ آینده ملت ها را رقم می زنند، سهم کارگر و فقیر همچنان همان خاک و عرق است. آنان که دست شان تنها به کار بند است، نه از صلح نفعی می برند و نه از جنگ نصیبی. صلح اگر باشد، سرمایه دار بیشتر می سازد، و اگر جنگ شود، باز همین مردمان ساده اند که جان و نان شان قربانی می شود.فقیر هر صبح با امیدی کوچک به کار می رود، بی خبر از توافق ها و تهدیدها، چون برای او دلار و سیاست فرقی ندارد؛ آن چه می خواهد، لقمه ای آرام و شب بی استرس است.کارگر را نه تحریم نجات می دهد و نه مذاکره؛ تنها عدالت و حقوق واقعی ست که می تواند صلح را در زندگی او معنا کند.پس تا زمانی که نگاه جامعه به انسان بی صدا همان کارگر و فقیر تغییر نکند، هیچ خبری در جهان تغییری در زندگی آنان نمی دهد.

اگر جنگ یا صلح شود، برای فقیر فرقی ندارد

وقتی صدای طبل جنگ بلند می شود، او همان است که نانش را با ترس می خورد و خوابش را با صدای آژیر از دست می دهد. و وقتی صلح می آید، باز هم اوست که میان شادی دیگران، در صف یارانه می ایستد یا به فکر اجاره خانه اش است.

برای فقیر، جنگ یعنی گرانی، صلح یعنی گرانی بی صدا.در هر دو حال، زندگی اش در جبهه ای نامرئی ادامه دارد؛ جبهه ای میان آرزو و واقعیت.او نه سهمی از غنیمت دارد، نه دستی در قرارداد صلح. تنها تماشاگری است که هزینه ی نمایش را پیشاپیش از سفره ی کوچک خود پرداخت کرده.جنگ اگر بیاید، فقیر اولین قربانی است.صلح اگر برقرار شود، آخرین نفری است که طعمش را می چشد.او میان دو واژه ی بزرگ –جنگ و صلح– گم شده است؛ در حالی که هر دو، بر شانه های او ایستاده اند.

حسن بصیری هریس پژوهشگر تخصصی حقوق