ROGHAYYEH POURGHAFFAR
10 یادداشت منتشر شدهتغییر رادیکالی زندگی ۲
پارت دوم "تغییر در زندگی رادیکالی"
در یک تغییر رادیکال، شکست ها به جای اینکه یک اتفاق نادر باشند، تبدیل به داده های ضروری می شوند که ارزشیابی آن شکست ها لازم می گردد. در این مسیر شکست به مثابه آزمایش دیده می شود، اگر شغل جدیدتان (مثلا راه اندازی کسب وکار کوچک) طبق انتظار پیش نرفت، شما یک شکست نخورده اید؛ شما یک «آزمایش» را اجرا کرده اید که نتایج آن را مشخص کرده است که ضروری است در این مرحله کالبدشکافی شکست صورت بگیرد. لذا پس از هر مانع، به جای فرار از آن، یک جلسه «کالبدشکافی» با طرح این سوالات پیش رو باید برگزار شود: چه چیزی انتظار داشتم رخ دهد؟ چه چیزی واقعا رخ داد؟ بین این دو، چه شکافی وجود دارد؟ (این شکاف، محل یادگیری شماست)، در دور بعدی چه چیزی را متفاوت اجرا خواهید کرد؟ (تمرکز بر آینده) و در نهایت تقدیر از تلاش، نه نتیجه کار خود. برای حفظ انگیزه در طولانی مدت، باید معیارهای موفقیت را تغییر دهید. اگر فقط به نتایج نهایی (مثلا رسیدن به درآمد بالا) پاداش دهید، در مسیر طولانی خسته خواهید شد. موفقیت های کوچک روزانه شما در این میان نیز موثر خواهد بود. لذا موفقیت های خود را در تلاش هایی که روزانه انجام داده اید ببینید مثلا: "من امروز به جای دو ساعت، سه ساعت روی آن مهارت جدید تمرین کردم." یا "من امروز با آن مشتری دشوار با احترام برخورد کردم، در صورتی که دیروز عصبانی می شدم ."اینجاست که تعریف مجدد سختی مطرح می گردد، اینکه سختی نباید نشانه ای از اشتباه بودن مسیر باشد؛ بلکه باید نشانه ای باشد از اینکه شما در حال رشد هستید. وقتی کاری سخت می شود، این سیگنال را دریافت کنید: "من دارم در مرز توانایی هایم حرکت می کنم و اینجاست که رشد واقعی اتفاق می افتد." پس نتیجه گرفته می شود: ذهنیت رشد در تغییر رادیکال به شما کمک می کند تا هر گونه بازگشت به عقب را نه به عنوان دلیلی برای توقف، بلکه به عنوان داده ای برای تنظیم مسیر مجدد تلقی کنید .مسئله مهم در این مسیر اعتقادات هست، اعتقادات نیز در این مهم نه تنها نقشی دارند، بلکه می توان گفت که اساس و ستون فقرات هر تغییر رادیکالی در زندگی هستند. تغییر رادیکال در زندگی، در واقع، یک فرایند "بازنویسی نرم افزار مغز" است که توسط اعتقادات هدایت می شود. اعتقادات، فیلترهایی هستند که از طریق آن ها تمام تجربیات، داده ها و احتمالات زندگی را تفسیر می کنیم. اگر این فیلترها قدیمی یا محدودکننده باشند، هرگز نمی توانید واقعیت جدیدی را که برای تغییر رادیکال نیاز دارید، بسازید. لذا سه دسته اصلی از اعتقاداتی که باید در مسیر تغییر رادیکال مدیریت شوند، شامل: اعتقادات هسته ای درباره "خود" ، اعتقادات درباره"دنیا و احتمالات، اعتقادات درباره"تلاش و سختی می باشند. این ها عمیق ترین سطوح باورهای ما هستند و اغلب از دوران کودکی شکل می گیرند. این اعتقادات تعیین می کنند که شما شایسته چه چیزی هستید و چقدر توانایی دستیابی به اهداف بزرگ را دارید. و اما اعتقاد محدودکننده یادآور می شود که "من لیاقت موفقیت های بزرگ و پایدار را ندارم." یا "من همیشه باید برای دیگران فداکاری کنم." لذا در این میان تاثیر بر تغییر رادیکال ضروری می نماید یعنی اگر در اعماق وجودتان باور داشته باشید که لایق ثبات یا آسایش نیستید، حتی اگر شغل یا موقعیت رادیکال جدیدی به دست آورید، ناخودآگاه رفتارهایی انجام می دهید که آن موقعیت را از بین ببرد. مورد دیگر خودتخریبی هست که باید مورد مقابله قرار گیرد و اینجاست که تغییر ضرورت می یابد و اعتقاد باید به این سمت هدایت شود: "من سزاوار شکوفایی هستم و برای دستیابی به آن مسئولیت پذیرم." این تغییر از "لیاقت" به "مسئولیت پذیری" در قبال آن لیاقت، بسیار مهم است. در مبحث اعتقادات درباره "دنیا و احتمالات "اعتقادات درباره قوانین نانوشته جهان است؛ اینکه جهان مکانی امن است یا پر از خطر، و اینکه آیا فرصت ها به طور عادلانه توزیع می شوند یا خیر. اعتقاد محدودکننده دراین مورد می گوید:"در این بازار/کشور/شرایط، هیچ فرصتی برای نوآوری وجود ندارد." یا "هرکس پولدار است، حتما کار اشتباهی کرده است " لذا تاثیر بر تغییر رادیکال را می طلبد، یعنی اگر معتقد باشید که جهان ذاتا مخالف شماست، هر تلاشی برای تغییر رادیکال را به عنوان یک مبارزه بیهوده در برابر نیروهای بزرگتر تفسیر می کنید و در نتیجه، از شروع ریسک های لازم صرف نظر می کنید و تغییر اتفاق می افتد به اینصورت که اعتقاد باید به "جهان پر از فرصت است"، اگر من یاد بگیرم آن ها را ببینم و مطابق با آن ها عمل کنم". اینجاست که ذهنیت رشد دوباره وارد می شود تا به شما یاد دهد چگونه فرصت ها را از دل چالش ها استخراج کنید.در اعتقادات درباره "تلاش و سختی" همچون مورد قبل، همان ذهنیت ثابت در برابر ذهنیت رشد هستند و اعتقاد محدودکننده در مورد آن بیان می کند که: "اگر کاری سخت است، یعنی من برای آن مناسب نیستم." (سختی = عدم صلاحیت) و برای احیاء تاثیر بر تغییر رادیکال را می طلبد یعنی تغییر رادیکال همیشه با سختی های موقتی همراه است، اگر سختی را مترادف با "شکست قطعی" بدانید، در اولین مانع بزرگ، دست از تلاش برمی دارید و به مسیر قبلی (هرچند ناراحت کننده) بازمی گردید، لذا تغییر تبدیل سختی به "نشانگر پیشرفت" را باید سرلوحه مسیر خود قرار دهید. با تمام تفاسیر فوق، باید گفت که در یک زندگی رادیکالی، اعتقادات، نقش نقشه خوان زندگی شما را دارند. یک تغییر رادیکال موفق، مستلزم آن است که شما نقشه های قدیمی و قدیمی شده تان را با نقشه های جدیدی که با اهداف بلندپروازانه شما همخوانی دارند، جایگزین کنید. ابزارهایی مانند: ذهنیت رشد و حمایت شبکه، صرفا تکنیک هایی هستند برای کمک به شما در "اعمال تغییرات لازم بر روی این اعتقادات بنیادین." باشد که تجربیات عالی در این مسیر داشته باشیم.