تین شیا: از آرمان شهر سنتی تا چارچوب حکمرانی جهانی
مفهوم تین شیا (天下) که به معنای «همه زیر آسمان» است، یکی از پایه ای ترین مفاهیم در فلسفه سیاسی و اندیشه جهانی چین باستان به شمار می رود. در هسته مرکزی این ایده، جهان نه به مثابه مجموعه ای از دولت های متخاصم و مستقل، بلکه به عنوان یک کلیت واحد و هماهنگ تصور می شد که باید تحت نظمی اخلاقی و سلسله مراتبی اداره شود. در این نظام، «فرزند آسمان»(حکمران جهان) در مرکز این جهان قرار داشته و مشروعیت حکمرانی خود را نه از زور، که از «ماموریت آسمانی» برای برقراری هماهنگی و فضیلت در سراسر گیتی دریافت می کند. این نگاه، ساختاری حلقه ای و گسترش یابنده را طراحی کرده است که در نظام پنج پوشش تجسم می یافت: از دربار مرکزی و ایالات تابع، تا دولت های خراج گزار و سرزمین های دوردست. هدف نهایی، ایجاد یک «صلح جهانی» پایدار مبتنی بر فرهیختگی کنفوسیوسی، مناسک خراج گذاری و پذیرش داوطلبانه برتری فرهنگی-اخلاقی چین بود.

به عبارت دیگر، مفهوم تین شیا، فراتر از یک نظریه سیاسی صرف، بر سه ستون بنیادین استوار است که به آن ژرفای فلسفی و کاربردپذیری عملی می بخشد: یک بنیان اخلاقی جهان شمول (مشروعیت آسمانی و مسئولیت همگانی)، یک چارچوب حسی-ادراکی منسجم (جهان به مثابه یک کل ارگانیک) و یک ساختار جغرافیایی-نمادین (مرکز و پیرامون).
در دوران معاصر و به ویژه در چند دهه اخیر، این مفهوم باستانی با بازخوانی های نوین مواجه شده و به یک چارچوب نظری جذاب برای بازاندیشی درباره نظم جهانی بدل گشته است. اندیشمندانی مانند جائو تینگ یانگ با ارائه تفسیری مدرن و فلسفی، کوشیده اند تین شیا را از محدوده تاریخ دیپلماسی امپراتوری فراتر برده و آن را به عنوان آلترناتیوی برای نظم وستفالیایی مبتنی بر حاکمیت مطلق دولت-ملت ها و توازن قوا مطرح کنند.مدل پیشنهادی او، نظام نه پوششی، نمونه ای از این نوسازی است. این مدل، با حفظ منطق سلسله مراتبی و حلقه ای، مرکزیت را از امپراتور به «جامعه جهانی» یا «انسانیت» منتقل می کند و دایره مسئولیت اخلاقی را از فرد و خانواده آغاز کرده، به تدریج به ملت، همسایگان، تمدن های دیگر و حتی «دشمنان» و «طردشدگان» می گسترد. هدف در این نسخه جدید، نه سلطه، بلکه تحقق «همزیستی تمدنی»، عدالت جهانی و حکمرانی مشترک بر پایه گفت وگو و مسئولیت پذیری اخلاقی است.
بازتاب عینی این اندیشه را می توان در رهیافت ها و ابتکارات کلان سیاست خارجی چین مشاهده کرد. پروژه هایی مانند «ابتکار کمربند و راه» را می توان تلاشی برای عملیاتی سازی این نگرش دانست؛* شبکه ای عظیم از ارتباطات زیرساختی، اقتصادی و فرهنگی که چین را در کانون یک همکاری جهانی داوطلبانه قرار می دهد. به طور مشابه، ابتکارهای پنجگانه شی جین پینگ رئیس جمهوری چین و تاکید پکن بر «جامعه بشری با سرنوشت مشترک» و تبلیغ «دیپلماسی تمدنی»، « توسعه جهانی»، «امنیت جهانی»، و «جکمرانی جهانی» همگی در راستای ترویج روایتی غیروستفالیایی از نظم بین الملل است که در آن همکاری بر رقابت، توسعه مشترک بر استثمار، و گفت وگو بر تقابل اولویت دارد.
در جمع بندی نهایی، تین شیا امروزه بیش از آن که یک نظام حکومتی تاریخی باشد، یک چارچوب گفتمانی قدرتمند است. این مفهوم، هم برای مشروعیت بخشی به نقش رهبری جویانه چین در صحنه جهانی به کار می رود و هم ادعا می کند پاسخی فلسفی به کاستی های نظام بین الملل کنونی، از جمله نابرابری های فاحش، برخورد تمدن ها و بن بست های چندجانبه گرایی ارائه می دهد. موفقیت یا شکست این بازتفسیر مدرن، نه در گرو وفاداری به متون کهن، که در عرصه عمل و توانایی آن برای ارائه راه حل های عملی و مقبول برای چالش های مشترک جهانی رقم خواهد خورد.
#تین شیا
#صلح_جهانی
تین شیا را در پیام رسان های تلگرام، بله و ایتا به نشانی @tianxia_ir دنبال بفرمائید.