مسئولیت کیفری اینفلوئنسرها در ترویج سبک زندگی مضر
بنام خدا
ظهور شبکه های اجتماعی ساختار سنتی رسانه را به طور بنیادین دگرگون کرده است. در مدل کلاسیک، تولید و انتشار محتوا در اختیار نهادهای حرفه ای مانند روزنامه ها، رادیو و تلویزیون بود که تحت نظام های نظارتی و مسئولیت حقوقی مشخص فعالیت می کردند. اما در فضای دیجیتال، هر فرد می تواند به یک رسانه تبدیل شود و بدون عبور از فیلترهای تخصصی، محتوایی با دامنه اثرگذاری میلیونی تولید کند. این وضعیت موجب پیدایش کنشگری به نام اینفلوئنسر شده است؛ فردی که نه مقام رسمی رسانه ای دارد و نه صرفا یک کاربر عادی است، بلکه با قدرت اقناع بالا، نقش الگو و مرجع رفتاری برای بخش قابل توجهی از جامعه ایفا می کند. مسئله اساسی آن است که وقتی اینفلوئنسرها سبک زندگی مضر، پرخطر یا فریبنده را ترویج می کنند، آیا باید آنان را از منظر حقوق کیفری مسئول دانست یا خیر.
اینفلوئنسر در تحلیل حقوقی، کنشگری است که در موقعیت «قدرت نمادین» قرار دارد. قدرت نمادین به معنای توانایی شکل دهی به معنا، ارزش و هنجارهای اجتماعی است بدون استفاده از اجبار فیزیکی. در جامعه دیجیتال، این قدرت نمادین گاه از قدرت رسانه های رسمی نیز فراتر می رود، زیرا رابطه اینفلوئنسر با مخاطب رابطه ای عاطفی، شبه دوستانه و مبتنی بر اعتماد شخصی است. همین ویژگی موجب می شود که توصیه ها و رفتارهای او اثرگذاری عمیق تری بر تصمیمات مخاطب داشته باشد.
در حقوق کیفری کلاسیک، مسئولیت مبتنی بر ارتکاب مستقیم فعل مجرمانه است. اما در نظریه های نوین، مفهوم مسئولیت کیفری گسترش یافته و شامل اشکال غیرمستقیم مانند تحریک، تشویق، تسهیل و ایجاد زمینه ارتکاب جرم نیز می شود. وقتی اینفلوئنسر به طور مستمر مصرف مواد مخدر را عادی سازی می کند، قمار آنلاین را تبلیغ می کند یا روابط پرخطر را سبک زندگی جذاب معرفی می کند، در واقع در حال تولید زمینه روانی و فرهنگی برای رفتارهای آسیب زا است. این وضعیت نوعی رابطه سببیت اجتماعی میان رفتار او و کنش مخاطب ایجاد می کند.
در حقوق تطبیقی، مفهوم تحریک به جرم مبنای مهمی برای مسئولیت کیفری غیرمستقیم است. در این چارچوب، اگر فردی با آگاهی از نفوذ خود، دیگران را به ارتکاب رفتار مضر تشویق کند، حتی بدون مشارکت فیزیکی در جرم، می تواند مسئول شناخته شود. در برخی نظام ها، اینفلوئنسرها در حوزه هایی مانند تبلیغ مواد مخدر، شرط بندی و خودآزاری، تحت پیگرد کیفری قرار گرفته اند.
در حقوق ایران، خلا مفهومی جدی در شناسایی اینفلوئنسر به عنوان فاعل خاص جرم وجود دارد. قوانین بیشتر بر کاربر عادی یا رسانه رسمی تمرکز دارند و نقش کنشگر نیمه رسمی با قدرت اقناع بالا را به رسمیت نشناخته اند. این خلا موجب می شود که مسئولیت کیفری اینفلوئنسرها یا نادیده گرفته شود یا به صورت سلیقه ای و غیرمنسجم اعمال گردد.
از منظر جرم شناسی فرهنگی، اینفلوئنسرها تولیدکنندگان معنا هستند. آن ها نه صرفا رفتار فردی، بلکه نظام ارزشی را بازتعریف می کنند. وقتی مصرف افراطی، روابط ابزاری یا لذت گرایی بی حد به عنوان «زندگی موفق» نمایش داده می شود، هنجارهای اجتماعی به تدریج دگرگون شده و رفتارهای پرخطر مشروعیت فرهنگی پیدا می کنند. در چنین وضعیتی، جرم و انحراف نه به صورت ناگهانی بلکه به صورت تدریجی و نرم در بستر فرهنگی جامعه شکل می گیرد.
از منظر اخلاق رسانه ای، اصل بنیادین آن است که هرچه دامنه اثرگذاری فرد بیشتر باشد، مسئولیت اجتماعی او نیز سنگین تر است. اینفلوئنسر نمی تواند از یک سو از منافع اقتصادی، شهرت و سرمایه نمادین شبکه های اجتماعی بهره مند شود و از سوی دیگر، خود را از مسئولیت پیامدهای اجتماعی رفتار خود مبرا بداند.
در تحلیل قرآنی، مسئولیت گفتار و رفتار اجتماعی به عنوان یک اصل بنیادین مطرح است. آیه ما یلفظ من قول الا لدیه رقیب عتید نشان می دهد که هر سخن، واجد مسئولیت اخلاقی و اجتماعی است. قرآن گفتار را امری خنثی نمی داند بلکه آن را کنش موثر در واقعیت اجتماعی تلقی می کند. همچنین آیه تعاونوا علی البر و التقوی و لا تعاونوا علی الاثم و العدوان بیانگر آن است که هرگونه همکاری مستقیم یا غیرمستقیم در تولید آسیب اجتماعی، فاقد مشروعیت اخلاقی و دینی است.
از منظر فلسفه حقوق، مسئولیت کیفری اینفلوئنسرها را می توان در چارچوب نظریه «مسئولیت ناشی از قدرت» تحلیل کرد. هرجا قدرت اثرگذاری وجود دارد، امکان آسیب نیز وجود دارد و حقوق کیفری وظیفه دارد این قدرت را در چارچوب قواعد مسئولیت مهار کند. عدم شناسایی مسئولیت اینفلوئنسرها به معنای پذیرش نوعی قدرت اجتماعی بی مهار است که می تواند ساختار هنجاری جامعه را به تدریج تخریب کند.
نکته مهم آن است که هدف از مسئولیت کیفری اینفلوئنسرها، سرکوب آزادی بیان نیست بلکه تنظیم مسئولانه آن است. آزادی بیان در حقوق مدرن حقی مطلق نیست و در تعارض با حقوق دیگران و سلامت عمومی محدود می شود. وقتی بیان به ابزار تولید آسیب اجتماعی تبدیل شود، مداخله حقوق کیفری نه تهدید آزادی بلکه تضمین بقای آن در چارچوب نظم اجتماعی است.
اینفلوئنسرها به عنوان کنشگران قدرت نمادین، واجد مسئولیت اجتماعی و حقوقی ویژه اند. نادیده گرفتن این مسئولیت، به معنای رهاسازی یکی از مهم ترین منابع تولید هنجار در جامعه معاصر است. نظام حقوقی باید با شناسایی جایگاه خاص اینفلوئنسر، نظام مسئولیت کیفری و مدنی متناسبی طراحی کند که هم آزادی بیان حفظ شود و هم سلامت روانی، فرهنگی و اخلاقی جامعه قربانی منافع اقتصادی و شهرت فردی نگردد.