دیدگاه پیر بوردیو در مرود دموکراسی

19 بهمن 1404 - خواندن 3 دقیقه - 14 بازدید

به نام حضرت دوست

 دیدگاه پیر بوردیو (Pierre Bourdieu) درباره دموکراسی

پیر بوردیو، جامعه شناس و نظریه پرداز فرانسوی، نگاهی بسیار انتقادی و پیچیده به دموکراسی، به ویژه در جوامع سرمایه داری مدرن، داشت. او دموکراسی را صرفا یک سیستم حکومتی نمی دانست، بلکه آن را عرصه ای می دید که نبرد قدرت و بازتولید ساختارهای نابرابر در آن جریان دارد.

مفاهیم کلیدی بوردیو که باید برای درک دیدگاه او نسبت به دموکراسی بدانیم، عبارتند از:

 ۱. میدان (Field)

بوردیو معتقد بود که جامعه مجموعه ای از "میدان ها" (Fields) است که هر کدام قوانین و ساختارهای قدرت خاص خود را دارند. **میدان سیاست** یکی از این میدان هاست که در آن بازیگران برای کسب یا حفظ قدرت سیاسی و مشروعیت با یکدیگر رقابت می کنند. او استدلال می کرد که دموکراسی واقعی تنها زمانی محقق می شود که همه بازیگران دسترسی برابر به منابع مورد نیاز برای رقابت در این میدان داشته باشند.

 ۲. سرمایه (Capital)

بوردیو برای تحلیل قدرت، مفهوم سرمایه را توسعه داد که شامل اشکال مختلفی می شود:

سرمایه اقتصادی: پول و دارایی ها.

سرمایه فرهنگی: دانش، تحصیلات، مهارت ها و سلیقه های پذیرفته شده اجتماعی.

سرمایه اجتماعی: شبکه روابط و ارتباطات.

سرمایه نمادین: اعتبار، شهرت و احترام.

او استدلال می کرد که دموکراسی اغلب به نفع کسانی است که دارای **سرمایه فرهنگی و اقتصادی** بالاتری هستند. این افراد به دلیل داشتن امتیازات موروثی در آموزش و ارتباطات، در سیاست تاثیرگذاری بیشتری دارند، حتی اگر رای دهندگان مساوی باشند.

 ۳. خشونت نمادین (Symbolic Violence)

این مفهوم برای درک انتقاد بوردیو از دموکراسی بسیار حیاتی است. او خشونت نمادین را نوعی سلطه نرم و نامرئی می دانست که از طریق اجماع و پذیرش ناخودآگاه ساختارهای سلسله مراتبی جامعه توسط خود قربانیان اعمال می شود.

در زمینه دموکراسی، او معتقد بود که ایده ها و ارزش های طبقه حاکم (مانند اهمیت داشتن تحصیلات عالی یا سلیقه های خاص هنری) به عنوان "عقل سلیم" یا "تنها راه درست" پذیرفته می شوند. این امر باعث می شود که ایده های گروه های فرودست تر (که فاقد این سرمایه فرهنگی هستند) به طور پیش فرض **نامشروع** تلقی شده و از دایره بحث های اصلی دموکراتیک حذف شوند. به این ترتیب، دموکراسی تنها به بازتولید سلطه موجود کمک می کند.

 ۴. دوگانگی بین دموکراسی اسمی و دموکراسی واقعی

بوردیو بین دموکراسی رسمی (اسمی) و دموکراسی عملی (واقعی) تمایز قائل بود:

دموکراسی اسمی: برابری در حق رای و ساختارهای قانونی.

دموکراسی واقعی: نیازمند برابری در **قدرت تاثیرگذاری** و توانایی بیان عقیده است.

او معتقد بود که ساختارهای اجتماعی و اقتصادی نابرابر، دسترسی نابرابری به این قدرت تاثیرگذاری ایجاد می کنند و دموکراسی اسمی، پرده ای بر روی این نابرابری واقعی می اندازد.

نتیجه گیری

به طور خلاصه، بوردیو دموکراسی را یک عرصه نبرد همیشگی می دانست، نه یک حالت از پیش تعیین شده. او نسبت به این ایده بدبین بود که رای گیری صرفا بتواند نابرابری های عمیق جامعه (که ریشه در توزیع نابرابر سرمایه ها دارد) را از بین ببرد. برای او، دموکراسی واقعی نیازمند مبارزه ای دائمی برای **دموکراتیزه کردن تمامی میدان ها**، از جمله میدان فرهنگی و آموزشی، بود تا همه شهروندان توانایی واقعی برای مشارکت معنادار را کسب کنند.