حدود معناورزی در دین تبیین چهار لایه معرفت در دستگاه EMRA
حدود معناورزی در دین
تبیین چهار لایه معرفت در دستگاه EMRA
نویسنده: محمد حجتی فرد.
کد پژوهشگری.: ORCID:0009-0001–7404-8045
وابستگی: مبدع RCT نظریه شناخت بازتابی
چکیده
مسئله اصلی این مقاله تعیین «حدود معتبر معناورزی دینی» در جهان معاصر است؛ نه از منظر الهیات، بلکه از منظر نظریه میدان معنا و اخلاق کنش. در دستگاه EMRA، معنا نه ملک دین است و نه محصول صرف ذهن، بلکه نتیجه برهم کنش نیت، حضور، تفسیر و اثر زیسته در یک میدان اجتماعی–وجودی است. مقاله نشان می دهد که دین تنها در بخشی از این میدان حق معناورزی دارد، و هرگاه از آن فراتر رود—به ویژه در سطح الزام اجتماعی و حکمرانی—دچار فروپاشی ریگور و تولید شبه معنا می شود. برای این منظور، مدل «چهار لایه معرفت» در EMRA معرفی و حدود مشروع کنش دینی در هر لایه تشریح می گردد.
پیش مقدمه تعریف دستگاه EMRA
دستگاه EMRA (The Living Field Phasic Framework) یک چارچوب متاساینتی که یکی از لایه های معرفتی RTC برای ارزیابی هستی شناختی کنش است که کنش انسانی را نه بر اساس نیت ادعایی، نه صرفا پیامد بیرونی، بلکه بر اساس هم فازی یا گسست میان لایه های زیستی (B)، شناختی ©، کنشی (P) و پیامدی/وجودی (O) تحلیل می کند. در EMRA، «معنا» یک موجود انتزاعی یا گزاره ای نیست، بلکه میدانی زنده است که فقط در صورت هم راستایی این لایه ها پایدار می ماند؛ هرجا کنش از یکی از این لایه ها جدا شود (مثلا نیت اخلاقی بدون پیامد وجودی، یا قانون عادلانه بدون حضور انسانی)، دستگاه گسست فازری را تشخیص می دهد و آن کنش را بالقوه خشونت زا، فرساینده یا مولد دروغ هستی شناختی می داند. EMRA با معرفی سنجه هایی مانند فاصله فازی و لاگرانژی نیت، امکان داوری غیرایدئولوژیک درباره دین، اخلاق، سیاست، قانون، و حتی معماری و تمدن را فراهم می کند و نشان می دهد که پایداری هر نظام معنایی فقط زمانی ممکن است که معنا از اجبار جدا، اما در میدان جان قابل مشاهده و داوری باقی بماند.
این لایه ها مراتب صدق یا حقیقت نیستند، بلکه مراتب ترجمه معنا به کنش هستند.»
۱. مقدمه: مسئله حدود معناورزی
در اغلب منازعات دینی–سیاسی، یک پیش فرض نادیده گرفته شده وجود دارد:
اینکه دین مجاز است در همه سطوح زندگی انسانی معنا تولید و اعمال کند.
EMRA این پیش فرض را رد می کند.
نه از موضع ضدیت با دین،
بلکه از موضع حفاظت از ریگور معنا.
پرسش بنیادین این مقاله چنین است:
دین تا کجا حق معناورزی دارد،
و از کجا به بعد معنا را تخریب می کند؟
۲. معنا در EMRA: تعریف عملیاتی
در دستگاه EMRA، معنا نه یک «محتوا» بلکه یک نسبت پویا است:
Meaning = f(\text{Intention}, \text{Presence}, \text{Interpretation}, \text{Consequence})
معنا زمانی معتبر است که:
- نیت آزاد باشد
- حضور غیرتحمیلی باشد
- تفسیر قابل بازبینی باشد
- و پیامد، میدان زیست را بازتر کند
هر نظامی—از جمله دین—که یکی از این شروط را نقض کند،
وارد حوزه شبه معنا (Pseudo-Meaning) می شود.
۳. چهار لایه معرفت در دستگاه EMRA
EMRA معرفت را یکپارچه نمی بیند، بلکه لایه مند می فهمد.
هر لایه قواعد، ریگور و حدود خاص خود را دارد.
لایه اول: معرفت وجودی در قلمرو علم (Existential Knowledge)
ویژگی ها:
- پیشازبانی
- پیشانهادی
- مبتنی بر تجربه زیسته، رنج، معناجویی، مواجهه با مرگ
نسبت دین با این لایه:
- دین در این سطح کاملا مشروع است
- روایت، اسطوره، دعا و نماد می توانند معنا بسازند
- هیچ الزام یا داوری بیرونی مجاز نیست
📌 دین در این لایه «زبان تجربه» است، نه قانون.
لایه دوم: معرفت تفسیری در قلمرو اعلی علم (Interpretive Knowledge)
ویژگی ها:
- زبانی و روایی
- مبتنی بر سنت، متن، تفسیر
- ذاتا متکثر و تاریخی
نسبت دین با این لایه:
- دین یکی از بازیگران اصلی این لایه است
- اما انحصار تفسیر ممنوع است
- اختلاف، بدعت و قرائت بدیل طبیعی اند
نقطه خطر:
وقتی یک تفسیر دینی
خود را «تنها معنای مجاز» معرفی می کند
در این نقطه، دین از معناورزی به کنترل معنا عبور می کند.
لایه سوم: معرفت کنشی–اجتماعی در قلمرو متا علم (Pragmatic Knowledge)
ویژگی ها:
- ناظر به کنش جمعی
- قانون، هنجار، سیاست عمومی
- اثر مستقیم بر زندگی دیگران
اصل بنیادین EMRA در این لایه:
هیچ معنای دینی،
صرفا به خاطر دینی بودن،
حق ترجمه مستقیم به الزام اجتماعی ندارد.
در این سطح:
- معیار، اثر زیسته است نه نیت
- ایمان شخصی، مجوز آسیب جمعی نیست
- دین باید وارد «آزمون معنا» شود
📌 بیشتر فروپاشی های دینی دقیقا در این لایه رخ می دهند.
لایه چهارم: معرفت داوری نیت در قلمرو بنا علم (Normative–Intentional Knowledge)
ویژگی ها:
- داوری درباره درون انسان
- نسبت ایمان، اخلاص، کفر، نفاق
- بالاترین سطح خطر معرفتی
قانون قطعی EMRA:
هیچ نهاد بیرونی
صلاحیت داوری نیت را ندارد.
وقتی دین وارد این لایه می شود:
- نیت تبدیل به رفتار نمایشی می شود
- ریا جای ایمان را می گیرد
- معنا به طور کامل فرو می پاشد
این همان نقطه ای است که:
دین، علیه خود عمل می کند.
۴. حدود مشروع معناورزی دینی (جمع بندی لایه ای)
لایه معرفت
مشروعیت معناورزی دینی
وجودی
کامل
تفسیری
مشروط و غیرانحصاری
کنشی–اجتماعی
بسیار محدود و پاسخ گو
داوری نیت
ممنوع
۵. چرا عبور دین از این حدود، خود دین را تخریب می کند؟
در منطق EMRA:
- معنا بدون اختیار → شبه معنا
- ایمان بدون امکان خروج → رفتار
- شریعت بدون پاسخ گویی → خشونت نمادین
دینی که:
- داور نیت شود
- قانون عمومی بسازد
- و معنا را مصادره کند
دیگر دین نیست؛
بلکه سیستم قدرت با زبان قدسی است.
۶. نتیجه گیری
این مقاله نشان داد که مسئله اصلی جهان معاصر «وجود دین» نیست،
بلکه نقض حدود معناورزی دینی است.
EMRA نه خواهان حذف دین است
و نه بازگشت به سنت؛
بلکه خواهان این اصل ساده اما سخت است:
دین زمانی نجات پیدا می کند
که از داوری معنا کنار بکشد
و دوباره زبان تجربه شود، نه ابزار الزام.