آب سوم وضو | وقتی رحمت بر آتش پیشی می گیرد
در ادبیات عرفانی ما، گاه یک روایت، بیش از هزار خطابه معنا می آفریند. روایت وضوی پیامبر اکرم ﷺ در شب معراج، از همین دست است؛ روایتی که نه فقط درباره طهارت، که درباره سرنوشت انسان سخن می گوید.
آن جا که یکی از بزرگان دین در مناجات می گوید:(خدایا آنچه مرا در این جهان نصیب است به کافران ده و آنچه مرا در آخرت نصیب است به مومنان ده؛ مرا در این جهان یاد و نام نویس و در آن جهان دیدار و سلام تو بس)،
در حقیقت مرزهای متعارف سود و زیان فرو می ریزد. این سخن، اعلام رهایی از معامله با خداست. دنیا و آخرت هر دو کنار می روند تا خدا در مرکز بایستد. این جا دیگر بهشت هدف نیست؛ لقاءالله مقصد است.
در ادامه، روایت معراج، این معنا را به زبان نماد می گوید. وضوی پیامبر، وضوی یک فرد نیست؛ وضوی حقیقت انسان کامل است. آب اول، بال جبرئیل را نورانی می کند؛ یعنی حتی عالم ملک، از طهارت محمدی نور می گیرد. آب دوم، به دست میکائیل در آسمان ها پخش می شود؛ رحمت، محدود به زمین نمی ماند و رزق معنوی عالم می شود. لیکن نقطه اوج، آب سوم است؛ آبی که نه مصرف می شود، نه پراکنده، بلکه به خزانه غیب سپرده می شود. این آب، ذخیره رحمت است؛ سرمایه ای برای روزی که انسان در نهایت ضعف و حساب کشی می ایستد: روز رستاخیز.
این که گفته اند مقربان، آب سوم وضوی پیامبر را بر آتش دوزخ می پاشند تا سوزش آن فرو نشیند، صرفا تصویرسازی شاعرانه نیست؛ این بیان یک اصل بنیادین در الهیات اسلامی است: غلبه رحمت بر غضب. پیامبر اسلام، پیام آور رحمتی است که حتی آتش را بی تفاوت نمی گذارد و گناهکاران امت را به کلی رها نمی کند.
در روزگاری که دین گاه به زبان ترس و تهدید ترجمه می شود، بازخوانی چنین روایاتی ضروری است. اسلام محمدی، پیش از آن که آیین محاسبه باشد، آیین امید است. حتی دوزخ، آخرین ایستگاه نومیدی نیست؛ جایی است که هنوز ردی از وضوی پیامبر جاری است.
شاید راز ماندگاری این امت نیز همین باشد: این که میان آتش و انسان، رحمت محمد ﷺ ایستاده است.
و من الله التوفیق و الیه مستعان.