نظریه بحران از جرم در قرآن (تحلیل قرآنی )
نظریه بحران از جرم بر این ایده استوار است که رفتار مجرمانه در بسیاری از موارد نه صرفا نتیجه اراده فردی، بلکه محصول مستقیم یا غیرمستقیم وضعیت های بحرانی در زندگی فردی و اجتماعی انسان است. بحران می تواند اقتصادی باشد، مانند فقر و بیکاری، می تواند روانی باشد مانند اضطراب، ناامیدی و فشارهای ذهنی، می تواند اجتماعی باشد مانند فروپاشی سرمایه اجتماعی، بی عدالتی ساختاری و بی اعتمادی عمومی، و حتی می تواند معنوی باشد مانند بحران ایمان، بحران هویت و گسست انسان از معنا و هدف. قرآن کریم به عنوان متنی جامع در تحلیل رفتار انسان، به صورت بسیار دقیق و عمیق رابطه میان بحران و انحراف رفتاری را تبیین کرده و جرم را در بسیاری از موارد محصول فشار ساختاری و اختلال در نظام تعادل انسان معرفی می کند.
قرآن انسان را موجودی می داند که در حالت تعادل فطری گرایش به خیر و عدالت دارد، اما این تعادل در اثر فشارهای بیرونی و درونی می تواند دچار اختلال شود و در نتیجه زمینه برای بروز رفتارهای انحرافی و مجرمانه فراهم گردد. در آیه لقد خلقنا الانسان فی کبد به صراحت بیان می شود که انسان اساسا در وضعیت رنج و فشار زیست می کند و این فشار دائمی یکی از عوامل اصلی لغزش اخلاقی و حقوقی اوست. از منظر قرآن، بحران نه تنها یک وضعیت اقتصادی یا اجتماعی، بلکه یک وضعیت وجودی است که کل نظام ادراک و تصمیم گیری انسان را دچار اختلال می کند.
در آیات متعددی، فقر به عنوان یکی از مهم ترین زمینه های بروز جرم معرفی شده است. آیه «الشیطان یعدکم الفقر و یامرکم بالفحشاء» نشان می دهد که فقر صرفا کمبود مالی نیست، بلکه یک وضعیت روانی است که انسان را مستعد ارتکاب فحشا، فساد، سرقت، خیانت و انواع انحرافات می کند. در این نگاه، فقر یک بحران روانی-معنوی است که اراده اخلاقی فرد را تضعیف می کند و آستانه مقاومت او در برابر وسوسه را پایین می آورد.
از سوی دیگر، قرآن بحران قدرت و سلطه را نیز یکی از عوامل تولید جرم معرفی می کند. در داستان فرعون، نمرود و قارون، می بینیم که تمرکز ثروت و قدرت منجر به شکل گیری رفتارهای مجرمانه ساختاری می شود؛ مانند استثمار، قتل، شکنجه، تبعیض و فساد سازمان یافته. آیه «ان الانسان لیطغی ان رآه استغنی» دقیقا همین منطق را توضیح می دهد؛ یعنی احساس بی نیازی و امنیت کاذب قدرت، انسان را به طغیان و تجاوز از حدود قانونی و اخلاقی سوق می دهد.
بحران عدالت اجتماعی نیز در قرآن به عنوان بستر اصلی فروپاشی نظم حقوقی مطرح شده است. در جامعه ای که احساس بی عدالتی فراگیر باشد، قانون مشروعیت خود را از دست می دهد و افراد به تدریج قانون شکنی را امری طبیعی تلقی می کنند. آیه «و اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل» نشان می دهد که عدالت شرط بقاء نظم اجتماعی است و فقدان آن زمینه ساز انفجار جرم می شود. از منظر قرآن، جامعه ای که عدالت ندارد، عملا در وضعیت بحران دائمی قرار دارد و جرم در آن نه استثنا بلکه قاعده می شود.
یکی از مهم ترین ابعاد نظریه بحران در قرآن، بحران هویت است. انسان زمانی که هدف زندگی خود را از دست بدهد، دچار پوچی می شود و پوچی مستقیما به افزایش رفتارهای پرخطر، خشونت آمیز و مجرمانه منجر می شود. آیه «و من اعرض عن ذکری فان له معیشه ضنکا» نشان می دهد که دوری از معنا و ذکر الهی، انسان را وارد زندگی تنگ و خفقان آور می کند که پیامد طبیعی آن بروز پرخاشگری، ناامیدی و قانون گریزی است.
قرآن همچنین به بحران ترس و ناامنی اشاره می کند. جامعه ای که در آن احساس امنیت وجود نداشته باشد، افراد به سمت رفتارهای دفاعی افراطی سوق داده می شوند که بسیاری از آن ها ماهیت مجرمانه دارند. در آیه «و ضرب الله مثلا قریه کانت آمنه مطمئنه» می بینیم که وقتی امنیت از بین می رود، نظام اخلاقی فرو می پاشد و انسان ها برای بقا دست به هر کاری می زنند، حتی اگر آن کار قتل، سرقت یا خیانت باشد.
از منظر قرآنی، بحران خانواده نیز یکی از کانون های تولید جرم است. فروپاشی روابط عاطفی، نبود محبت، خشونت خانگی و تحقیر، شخصیت انسان را دچار آسیب های عمیق می کند که در آینده به شکل بزهکاری، اعتیاد، پرخاشگری و بی تعهدی اجتماعی بروز می یابد. آیه «و جعل بینکم موده و رحمه» نشان می دهد که محبت یک عامل پیشگیرانه بنیادی در برابر جرم است و نبود آن جامعه را مستعد بحران انحراف می کند.
در نهایت، قرآن بحران ایمان را خطرناک ترین نوع بحران می داند، زیرا تمام سازوکارهای کنترل درونی انسان را از بین می برد. انسانی که احساس پاسخگویی اخروی نداشته باشد، هیچ مانع درونی برای ارتکاب جرم ندارد و تنها عامل بازدارنده برای او ترس از مجازات دنیوی است که آن هم در بسیاری از شرایط کارایی خود را از دست می دهد. آیه «بل الانسان علی نفسه بصیره» نشان می دهد که انسان در نهایت خود ناظر اصلی رفتار خویش است و اگر این ناظر درونی خاموش شود، جرم به راحتی گسترش می یابد.
نظریه بحران از جرم در قرآن نشان می دهد که جرم یک پدیده صرفا فردی یا اخلاقی نیست، بلکه یک مسئله ساختاری و چندبعدی است که ریشه در بحران های اقتصادی، روانی، اجتماعی و معنوی دارد. قرآن برخلاف بسیاری از نظریه های کلاسیک جرم شناسی که بر مجازات تمرکز دارند، بر پیشگیری ساختاری تاکید می کند؛ یعنی اصلاح نظام عدالت، توزیع ثروت، تقویت خانواده، احیای معنا و ایجاد امنیت روانی. از این منظر، کاهش جرم نه با افزایش مجازات بلکه با کاهش بحران امکان پذیر است. هرچه جامعه سالم تر، عادلانه تر و معنادارتر باشد، جرم به صورت طبیعی کاهش می یابد و هرچه بحران عمیق تر شود، جرم به صورت انفجاری رشد می کند.