ارزیابی اقتصادی در نظام سلامت ایران؛ ابزار تصمیم سازی یا گزارش تزئینی؟
در دهه های اخیر، ارزیابی های اقتصادی به عنوان یکی از ارکان تصمیم گیری مبتنی بر شواهد در نظام های سلامت معرفی شده اند. تحلیل هایی مانند هزینه–اثربخشی، هزینه–مطلوبیت و هزینه–فایده قرار است به سیاست گذاران کمک کنند تا منابع محدود را به کارآمدترین شکل ممکن تخصیص دهند. با این حال، پرسش اساسی این است که این ابزارها در عمل چه جایگاهی در فرآیند تصمیم گیری نظام سلامت ایران دارند: ابزار تصمیم سازی واقعی یا گزارش هایی تزئینی برای توجیه تصمیمات از پیش گرفته شده؟
جایگاه رسمی ارزیابی اقتصادی در سیاست گذاری سلامت
در اسناد بالادستی و متون علمی، ارزیابی اقتصادی جایگاهی پررنگ در سیاست گذاری سلامت دارد. ضرورت استفاده از شواهد اقتصادی در تصمیم گیری های مرتبط با دارو، فناوری های پزشکی و برنامه های سلامت بارها مورد تاکید قرار گرفته است. با این حال، فاصله معناداری میان این تاکیدات نظری و عملکرد عملی مشاهده می شود. در بسیاری از موارد، ارزیابی اقتصادی نه در مرحله شکل گیری تصمیم، بلکه پس از اتخاذ تصمیم و صرفا برای مشروعیت بخشی به آن انجام می شود.
ارزیابی اقتصادی به عنوان ابزار توجیه
یکی از چالش های اساسی در نظام سلامت ایران، استفاده ابزاری از ارزیابی اقتصادی است. زمانی که تصمیم گیری ها تحت تاثیر فشارهای بودجه ای، سیاسی یا نهادی انجام می شوند، مطالعات اقتصادی نقش «مهر تایید» را بازی می کنند. در چنین شرایطی، نتایج نامطلوب نادیده گرفته می شوند، مفروضات تحلیل تغییر می کنند یا شاخص هایی انتخاب می شوند که تصمیم از پیش تعیین شده را تایید کنند. این رویکرد، ارزیابی اقتصادی را از یک ابزار علمی به گزارشی تشریفاتی تقلیل می دهد.
ضعف نهادی و فقدان سازوکار الزام آور
مشکل اصلی، صرفا ضعف فنی مطالعات نیست، بلکه فقدان سازوکار نهادی الزام آور برای استفاده از نتایج آن هاست. در غیاب نهاد مستقل ارزیابی فناوری سلامت با اختیارات مشخص، نتایج ارزیابی اقتصادی ضمانت اجرایی ندارند. تصمیم گیران می توانند به راحتی نتایج نامطلوب را کنار بگذارند، بدون آنکه پاسخ گو باشند. این وضعیت، انگیزه تولید مطالعات دقیق و مستقل را نیز تضعیف می کند.
پیامدهای تصمیم گیری غیرمبتنی بر شواهد
نادیده گرفتن ارزیابی اقتصادی در عمل، پیامدهای قابل توجهی برای نظام سلامت دارد. ورود فناوری های پرهزینه با اثربخشی محدود، افزایش فشار بر بودجه عمومی و کاهش دسترسی گروه های آسیب پذیر به خدمات ضروری، از نتایج مستقیم این رویکرد است. در چنین شرایطی، عدالت در سلامت نه تنها تقویت نمی شود، بلکه به تدریج تضعیف می گردد. هزینه این تصمیم ها در نهایت توسط بیماران و خانوارها پرداخت می شود.
از تزئین تا تصمیم سازی؛ چه باید کرد؟
گذار از ارزیابی اقتصادی تزئینی به ارزیابی تصمیم ساز، نیازمند اصلاحات نهادی است. شفاف سازی فرآیند تصمیم گیری، تعریف معیارهای مشخص پذیرش مداخلات سلامت، الزام قانونی به استفاده از نتایج ارزیابی اقتصادی و تقویت نهادهای مستقل، از گام های ضروری در این مسیر هستند. بدون این اصلاحات، توسعه روش های تحلیلی پیشرفته نیز تاثیر معناداری بر سیاست گذاری سلامت نخواهد داشت.
جمع بندی
ارزیابی اقتصادی می تواند ستون فقرات تصمیم گیری عقلانی در نظام سلامت باشد، اما تنها در صورتی که از نقش تزئینی خارج شود. چالش اصلی نظام سلامت ایران، کمبود ابزار تحلیلی نیست، بلکه نبود اراده و ساختار نهادی برای استفاده واقعی از آن هاست. تا زمانی که این شکاف پر نشود، اقتصاد سلامت بیش از آنکه راهنمای تصمیم گیری باشد، به حاشیه ای علمی محدود خواهد ماند.
محمد پورکریمی